یکی از مواد مخدر خانمانسوز که امروزه مصرف آن در بین بسیاری از جوانان رواج پیدا کرده است شیشه، آیس یا کریستال است؛ این ماده به شکل خردهشیشه یا قطعات ریز دیده میشود و مهمترین ترکیب آن متاآمفتامین است. تقریبا از سال ۱۳۸۳ شیشه به عنوان یکی از مواد مخدر بسیار خطرناک شناخته شد. خیلیها تصور میکنند شیشه به دلیل نداشتن مورفین اعتیادآور نیست؛ اما در کنگره۶۰ ثابت شده است که هر مادهای که سیستم ایکس را از تعادل خارج کند، ماده مخدر محسوب میشود. شیشه بیش از هر ماده مخدر دیگری در مغز تخریب ایجاد میکند؛ آسیب به سیستمهای دوپامینرژیک و سروتونینرژیک، بهویژه در هیپوتالاموس که در کنترل احساسات و غریزه جنسی نقش دارد و باعث بروز بدبینی، سوءظن و احساس تحت تعقیب بودن در مصرفکننده میشود. اگر در یک خانواده فردی مصرفکننده شیشه باشد، آرامش و امنیت روانی آن خانواده نیز تحت تأثیر قرار میگیرد؛ به همین دلیل، شناخت این ماده و آگاهی از عوارض آن، نقش مهمی در پیشگیری و حرکت به سمت درمان دارد.
به بهانه این دستور جلسه، گفتوگویی با همسفر فرشته داریم و از شما همراهان گرامی سایت میخواهم با ما همراه باشید. همسفر فرشته و مسافرشان محسن با آخرین آنتیایکس مصرفی مسافر، تریاک و قرص وارد کنگره۶۰ شدند؛ به مدت ۱۲ ماه و ۲۸ روز به روش DST و شربت OT و با راهنمایی مسافر محمد و همسفر معصومه سفر کردند و در حال حاضر ۱ سال و ۳ ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر در کنگره۶۰ دو میدانی و همسفر والیبال است. همسفر فرشته مسافر تغذیه سالم به روش دژاکام با راهنمایی همسفر صنم هستند و مدت ۱۱ ماه است که در حال سفر میباشند.
به نظر شما چرا مصرف شیشه نسبت به بسیاری از مواد مخدر دیگر تخریبهای شدیدتری در جسم، روان و رفتار فرد ایجاد میکند و بهعنوان یکی از خطرناکترین مواد شناخته میشود؟
شیشه که یک ماده محرک است و از سد خونی مغز عبور میکند، فعالیت مناطق لیمبیک از جمله آمیگدال یا سینگولای قدامی را افزایش میدهد و محرکها میتوانند همان مناطقی را فعال کنند که به وسیله محرکهای جنسی فعال میشوند؛ شیشه از خانواده آمفتامینها است. کسانی که شیشه مصرف میکنند مدام باید مصرف خودشان را افزایش بدهند تا به آن حالت نشئگی برسند؛ همین باعث میشود که دچار کاهش وزن و همچنین افکار پارانوئیدی بشوند که منظور افکاری شکآور و مظنون شدن به اطرافیان است و همین امر باعث میشود که به اطرافیان خسارت بزنند.
با اینکه شیشه از مشتقات مرفین نیست، چرا همچنان بهعنوان یکی از خطرناکترین و مخربترین مواد شناخته میشود؟
شیشه از مواد آمفتامین است و از این لحاظ نیز خطرناک میباشد و مواد مرفینی مثل تریاک، شیره یا هروئین باعث میشوند که فرد دچار خمودگی، بیحالی و سستی بشود؛ این مواد محرکی روی محرکهای مغز تاثیر میگذارد و فرد را خموده میکند؛ همچنين باعث میشود فرد، پرخاشگر و عصبانی بشود و به انسانهای اطرافش حمله کند، خودش نیز از این رفتارش آگاه نیست.
به نظر شما مهمترین عامل یا رمز موفقیت کنگره۶۰ در درمان مصرفکنندگان شیشه چیست؟ و شیشه چه تاثیراتی در صور آشکار و پنهان مصرف کنندگان دارد؟
یکی از کارهای نبوغآمیز کنگره۶۰ این بوده که برای شیشه یک درمان بسیار جالب پیدا کرده است؛ به طوری که فردی که شیشه مصرف میکند، ابتدا مواد آن را از حالت محرکی به مخدر تغییر میدهد و وقتی که موادش از حالت محرکی به مخدری تبدیل شد خیلی راحتتر میتواند این مواد را ترک بکند؛ در قسمت دوم سوال، به دلیل اینکه شیشه یک محرک است، به قسمتهایی از مغز وارد میشود و باعث ایجاد بیماری ذهنی پارانوئید میشود، صور پنهان فرد نیز درگیر میشود و فرد تبدیل به یک انسان شکاک میشود که به همه مظنون است و همین باعث میشود که به دیگران آسیب بزند؛ دستاورد ظاهر نیز، چون فرد بر اثر مصرف شیشه اشتهای خود را از دست میدهد، بسیار لاغر و شکننده میشود؛ اینکه به نظافت شخصی خودش رسیدگی نمیکند همین باعث میشود که ظاهر فرد بسیار ژولیده و نابسامان بشود.
چگونه ممکن است افرادی که روزی مصرفکننده شیشه بودهاند، با روش DST به درمان قطعی برسند و امروز در عرصههای مختلف از جمله میادین ورزشی، موفق و درخشان باشند؟
خوشبختانه آقای مهندس یک روش بسیار عالی ابداع کردند که باعث شد کسانی که شیشه مصرف میکنند، بیایند و طی یک سفر به آرامی مواد را از محرک به مخدر تبدیل کنند و کمکم همان مواد مخدر را نیز کنار بگذارند و همین آرامآرام حذف کردن مواد به بازسازی جسم و روان بسیار کمک میکند.
چه تفاوتی میان ترک ناگهانی شیشه و درمان تدریجی آن با روش DST وجود دارد؟ این تفاوتها چه تأثیری بر کیفیت درمان و ماندگاری رهایی دارند؟
ترک ناگهانی مواد فقط قطع مصرف است و فرد مصرفش را ترک میکند؛ اما از لحاظ روحی و روانی بسیار وابسته به مصرف مواد است؛ به طوری که هر لحظه آن حالت مصرف مواد را یاد میکند یا اگر کسی را ببیند که مصرف کننده است سریعاً تحریک میشود و هر لحظه ممکن است که به مصرف مواد برگردد؛ اما در روش DST چون مواد به آرامی کم میشود و بدن فرصت میکند خودش را بازیابی کند، مواد شبه افیونی داخل بدن از حالت سکون خارج میشود و شروع میکند به ترشح کردن، بدن آمفتامینها، سرتونینها و دوپامینهای مورد نیاز خودش را ترشح میکند، بنابراین میل در طرف از بین میرود و او حتی با دیدن مواد نیز تحریک نمیشود.
پیش از آشنایی با کنگره۶۰، چه دیدگاهی نسبت به درمان مصرفکنندگان شیشه داشتید؟ پس از ورود به کنگره و آشنایی با روش DST این دیدگاه چه تغییری کرده است؟
قبل از آمدن به کنگره۶۰ با روشهای ترک مواد آشنا بودم و حتی به کمپهای بانوان نیز رفتوآمد داشتم، ملاقات میکردم، صحبت میکردم و میدیدم برای اینکه پاک بمانند و مواد مصرف نکنند مثل پرنده در قفس بودند؛ از کمپ اصلاً بیرون نمیآمدند، چون به محض بیرون آمدن دوباره شروع به مصرف میکردند و مجدد به کمپ از طریق خانواده برگردانده میشدند؛ تصور من این بود که این ترک هیچ فایدهای ندارد چون مصرفکننده از زندگی عادی خودش و از جامعه دور شده و فقط گذران عمر میکند؛ اما در کنگره۶۰ و با روش DST فرد به زندگی و جامعه برمیگردد و میتواند یکی از افراد بسیار مفید و تاثیرگذار در جامعه باشد؛ همین باعث میشود انسانهایی که سرمایههای یک جامعه و کشور هستند به چرخه فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی آن جامعه برگردند و این خودش از لحاظ سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمند میباشد.
همسفرانی که با مصرفکنندگان شیشه زندگی میکنند، با وجود آگاهی از آسیبها و تهدیدهای این ماده برای خود و خانواده، چه عواملی باعث میشود همچنان در کنار مسافر خود بمانند و مسیر درمان را همراهی کنند؟
همسفرانی که مسافر شیشه دارند آگاهی پیدا میکنند که با روش DST مسافر آنها به مقصد عالی خواهد رسید، سیستم درونی مسافران ترمیم خواهد شد و امکان بازگشت آنها به مصرف شیشه بسیار کم خواهد بود. در کنگره۶۰ چون روی جهانبینی فرد نیز کار میشود بنابراین از لحاظ اخلاقی و رفتاری تغییرات بسیار زیادی صورت میگیرد که این خود باعث دلگرمی همسفران میشود.
اگر بخواهید پیامی به خانوادههایی بدهید که با مصرف شیشه و تخریبهای ناشی از آن درگیر هستند و هنوز راه درمان را پیدا نکردهاند، چه خواهید گفت؟
قدر مسلم پیامی که من به این خانوادهها میدهم این است که یک روش بسیار عالی در کنگره۶۰ ابداع شده است که میتواند به خانواده و مصرفکنندهها کمک بسیار شایانی بکند، قطعاً کنگره۶۰ را به آنها معرفی میکنم.
شما بهعنوان یک مسافر جونز، آیا پیش از ورود به این لژیون، تجربه کاهش وزن غیراصولی را داشتهاید؟ چه عواملی باعث شد تصمیم بگیرید در این لژیون سفر کنید؟
من به عنوان یک مسافر جونز، تجربه کاهش وزن غیر اصولی را داشتم که تعداد این تجربیات بسیار زیاد است؛ ولی نتیجهای نگرفتم و دلیلی که باعث شد من به لژیون جونز بپیوندم، نتیجه گرفتن افرادی بود که قبل از من وارد لژیون شده و نتیجه گرفته بودند؛ همچنین ساده بودن و در دسترس بودن مواد غذایی که توصیه میشود؛ همینطور ارزان بودن و نداشتن برنامههای اضافی، خارج از توان مالی و جسمی شرکت کننده میباشد.
سخن پایانی:
در پایان از جناب مهندس دژاکام، بنیانگذار و دیدهبان محترم کنگره۶۰، بابت این دستور جلسه ارزشمند صمیمانه سپاسگزارم. تحقیقات گسترده و روش بینظیر ایشان باعث شد مادهای خانمانسوز مانند شیشه که با ظاهری فریبنده شناخته میشود و از دید بسیاری از متخصصان جهان درمانی برای آن متصور نبود و مصرفکنندگانش محکوم به نابودی بودند، با روش درمانی DST به درمان و رهایی برسند؛ این دستاورد بزرگ، امید را به هزاران مصرفکننده و خانوادههای آنان بازگرداند و خانوادههای بسیاری را از رنج و ناامیدی نجات داد.
طراحان سؤال: همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم) و همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
تنظیمکننده: همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
175