چهاردهمین جلسه از جلسه از دور پنجاه و پنجم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰؛ ویژه آقایان همسفر در نمایندگی آکادمی، با استادی راهنمای محترم همسفر امید، نگهبانی همسفر محمد و دبیری همسفر رضا، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، پنجشنبه 18 تير ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
بزرگترین قاضی خود خداوند هستش و جای قاضی نیاز داره که قانونی باشه؛ چون بر اساس اون قانون بایستی قضاوت بشه. کسی که قوانین رو نوشته خداوند هستش و هیچکس بهتر از خود خداوند قوانین رو نمیدونه، پس بهترین قاضی خود خداوند هستش.
اما همه انسانها میتونن بهصورت بالقوه این فعل قضاوت کردن رو در خودشون داشته باشن. و این رو من در خودم همیشه میبینم؛ یعنی از صبح که چشمام رو باز میکنم تا شب که میخوام چشمام رو ببندم، خیلی چیزها رو قضاوت میکنم، خیلی مسائل رو بررسی میکنم، حتی یه جاهایی تو خوابم قضاوت میکنم! و این همیشه در من هست و نمیتونم بگم که قضاوت کردن رو کامل بذارم کنار. چیز بدیه؟ چیز خوبیه؟ ماهیتش رو نمیتونم اینجوری بسنجم.
ولی ارتباط خیلی مستقیمی داره با بخش دوم دستور جلسه؛ با «جهالت».
خب، همونجوری که اول جلسه گفته میشه بزرگترین دشمن انسان جهل و ناآگاهیاش هستش، میتونه بزرگترین دوست و سرمایه انسان هم، آگاهی و دانایی انسان نسبت به قوانین و مسائل هستی باشه.
هر چقدر که من دریافت و برداشت بهتری داشته باشم، جهانبینی کاملتری داشته باشم، میتونم قضاوت بهتری بکنم. نسبت به چی؟ نسبت به خودم. نسبت به شرایطی که در اطراف من قرار داره.
من قبل از اینکه بیام کنگره، خیلی راحت قضاوت میکردم، خیلی راحت حکم صادر میکردم و حکم رو اجرا میکردم و بعد از اجرای حکم دوباره نتیجه میگرفتم. این یک پروسهای بود که من تکرار میکردم و هر روزم حال من بدتر میشد. راجع به هر موضوعی که مثلاً احساس میکردم که راجع به این موضوع دیگه خیلی فکر کردم، قضاوت کردم، براش حکم صادر کردم و اجرا کردم، نتیجهاش این بود که دوباره من سنگینتر میشدم، اون حال بدتری داشتم.
چرا این اتفاق میافتاد؟ چون من خوراک اشتباهی رو به ذهن خودم میدادم. در صور پنهان من، یکسری بار اضافی به من آویزون شده بود.
دقیقاً مثل همون مسئله اضافه وزن هستش. زمانی که انسان نمیدونه که چه غذایی رو بخوره، چطوری بخوره، کی بخوره، چه مقدار بخوره، جسمش سنگین میشه. این مسئله برای صور پنهانم هم هست؛ یعنی نمیدونم چرا این رو احساس کردم که یه ارتباط خیلی مستقیمی بین این دستور جلسه و مسئله اضافه وزن هستش.
و از زمانی که ذرهذره شروع کردم این مسئله قضاوت کردن رو دایرهاش رو هی تنگ و تنگتر کنم و در نهایت به نقطهای برسم که بتونم روی خودم تمرکز کنم، یه مقدار حالم بهتر شد. حداقل این رو احساس میکنم نسبت به گذشته.
و بهتر میتونم قضاوت کنم. چرا بهتر میتونم قضاوت کنم؟ چون هیچکس به اندازه خود من در مورد خود من نمیدونه. هیچکس به میزان خود من نسبت به مسائل و موضوعات من آگاهی نداره. چرا من راجع به بقیه وقتی قضاوت میکردم، اشتباه قضاوت میکردم؟ چون خیلی چیزها رو نمیدونستم. چون جهل من نمیذاشت خیلی از مسائل رو بدونم.
و این دستور جلسه خیلی عمیقه؛ یعنی بذر خیلی از مطالب و مسائل ضدارزشی در دل همین قضاوت کردن هستش، چون قضاوت کردن به دنبال خودش تجسس رو میاره، به دنبال خودش غیبت رو میاره و اینها همه موانع محبتاند. و من نمیتونم محبت رو دریافت کنم، من نمیتونم به کسی محبت کنم، تا زمانی که به قول دکتر امین، زمین من صاف نباشه، بستر من حاصلخیز نباشه.
و امیدوارم که در مسیر آموزشها قرار بگیرم، بتونم قضاوت بهتری نسبت به خودم داشته باشم. یه جملهای از یکی از بزرگان من شنیدم، اگه اشتباه نکنم تو سیدیهای آقای مهندس بود، که: "خداوند طوری انسان رو قضاوت میکنه که انسان خودش، خودش رو قضاوت میکنه." پس دیدگاه و برداشت و قضاوتی که من نسبت به خودم انجام میدم خیلی مسئله مهمی هستش.

تهیه و تنظیم: سایت همسفران آقا، نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
19