شیشه فراتر از یک زهر، یک فاجعه تمامعیار است. برخلاف باور عمومی که اعتیاد را سرنوشتی مختوم و گریزناپذیر میداند، حقیقت آن است که اگر انسان به شناختی درست و روشی اصیل دست یابد، این مسیر تاریک نیز بازگشتپذیر خواهد بود. شیشه را نباید در ردیف محرکها یا مخدرهای معمولی قرار داد؛ اگر ترقه را بتوان به یک انفجار کوچک تشبیه کرد، شیشه بیتردید بمب اتمی است که تمام بنیان وجود انسان را در هم میریزد و از او ویرانهای خاموش بر جای میگذارد. ریشه این ویرانی در مادهای به نام متاآمفتامین نهفته است؛ ترکیبی هولناک که روزگاری از آن برای بیدار نگه داشتن سربازان در میدانهای جنگ استفاده میشد؛ اما امروز به هیولایی ویرانگر در زندگی بشر تبدیل شدهاست. تفاوت مصرفکننده شیشه با مصرفکنندگان مواد سنتی، تفاوت میان گرفتار شدن در کابوسی بیدارکننده و خوابی تلخ است.
شیشه با هجوم بیرحمانه به ساختار شیمیایی مغز و آزادسازی شدید دوپامین، انسان را به اعماق توهم، بدبینی، آشفتگی روان و اختلالات شدید خلقی پرتاب میکند تا جایی که گویی فرد در حصار تنهایی خود به زندانی جنونی بیپایان بدل میشود. ویرانی شیشه تنها روان انسان را هدف قرار نمیدهد، بلکه جسم را نیز از درون متلاشی میسازد. از تحلیل سیستم ایمنی، آسیبهای شدید پوستی و گوارشی گرفته تا اختلال در قوای جنسی و توان تولیدمثل همگی نشانههای این فروپاشی تدریجی هستند، با این همه هولناکترین جلوه این تباهی، پارانویای مرگباری است که در ذهن مصرفکننده ریشه میدواند؛ حالتی که در آن فرد در خانه یا خیابان خود را در محاصره دشمنان خیالی میبیند که قصد نابودی او را دارند و در اوج این جنون ممکن است برای دفاع یا انتقام، دست به خشونت و جنایت بزند، بدون آنکه حتی لحظهای بپذیرد که گرفتار اعتیاد شدهاست.
آنچه شیشه را به فاجعهای بیهمتا بدل میکند، سرعتی است که با آن اراده انسان را میرباید. مصرفکننده در آغاز گمان میکند به نیرویی خارقالعاده دست یافته است، خواب او کاهش مییابد، اشتها کم میشود و خود را پرانرژیتر، متمرکزتر و حتی تواناتر از همیشه میپندارد؛ اما این احساس چیزی جزء سرابی فریبنده نیست. در پس این نشاط کاذب، مغز بهتدریج توان تعادل طبیعی خود را از دست میدهد و انسان آرامآرام از قلمرو اختیار خارج شده و به دره اجبار سقوط میکند؛ جایی که دیگر نه برای لذت، بلکه تنها برای فرار از رنج به مصرف ادامه میدهد، به همین دلیل درمان شیشه را نمیتوان تنها در قطع مصرف یا پناه بردن به مراکز ترک خلاصه کرد. رهایی حقیقی زمانی آغاز میشود که انسان به شناختی بنیادین از خویشتن دست یابد و جایگاه فراموششده خود را دوباره بازشناسد.
شخصی که در دام شیشه گرفتار شده تنها جسم او آسیب ندیده است، بلکه شخصیت، اعتماد، روابط، معنا و نگاه او به زندگی نیز دچار ویرانی شدهاست؛ بنابراین نجات واقعی صرفاً خاموش کردن میل مصرف نیست، بلکه بازسازی همهجانبه انسانی است که از درون فرو ریخته است. رستگاری در بازگشت به حقیقت انسان نهفته است، در اینکه فرد بار دیگر شأن والای خویش را بهعنوان اشرف مخلوقات دریابد و بداند که برای سقوط، تباهی و اسارت آفریده نشده است. تنها با تکیه بر جهانبینی راستین، نظمی تازه در زندگی و پیوندی عمیقتر با حقیقت هستی میتوان این سراشیبی ویرانگر را متوقف کرد و به سوی روشنایی گام برداشت، آنگاه انسان در مییابد که زندگی بسی شریفتر و عظیمتر از آن است که در آتش مادهای چنین ویرانگر به خاکستر بدل شود.
منبع: سیدی شیشه ۱ و ۲
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
47