مشارکت همسفر نسیم
مواد اعتیادآور با توجه به عملکردی که دارند بعد از ورود سیستم ارتباطی مغز، دریافت اطلاعات از سیستم عصبی را مختل میکنند. تاریخچه شیشه به جنگ جهانی دوم برمیگردد. اولینبار برای اینکه سربازها بتوانند بیشتر و بدون خستگی بجنگند توسط دانشمندان چینی اختراع شد که انرژی آنها بالا برود. مهمترین ترکیب این ماده آمفتامین است که بعد از پایان جنگ این مواد تبدیل به قرص اکس شد. مفتامین مخدری است بهنام شیشه یا کریستال، این ماده بسیار وحشتناکتر و خطرناکتر است. در تقسیمبندی مواد، شیشه را در قسمت محرکها قرار دادند؛ البته به اعتقاد آقای مهندسدژاکام نه جز مخدرها و نه موادمحرک بلکه جز مواد مخرب است.
فرد مصرفکننده خود را به دست اهریمن میسپارد و خویشتنخویش را فراموش میکند و در برابر عزیزانش بیتفاوت است. دلیل محبوبیت مصرف شیشه در جوانان این است که بیشتر در مهمانی و پارتیها وجود دارد و یا افراد شب کار برای مقابله با خواب آلودگی، لاغری و بیدار ماندن در شبهای امتحان است. مصرفکننده شیشه مثل افراد تریاکی یا هروئینی نیست کسی که تریاک مصرف میکند ممکن است خمار شود و خیلی کارها را انجام بده اما شیشه مواد روانگردانی است که انسان را دچار توهمات، بیخوابی، آسیب سیستم ایمنی و بدبینی دو قطبی، رفتارهای ناشایست، افسردگی، پرخاشگری میکند.
یادمان نرود که شیشه روی جسم و هم روی روان آثار بدی میگذارد و وقتی موادمخدر بیرونی جایگزین موادمخدر درونی میشود اعتیاد شروع میشود و تنها راهحل برای نجات از شیشه در کنگره۶۰ است، درمان بهراحتی انجام میشود. مورفین داخلی فعال میشود انسان بهتعادل میرسد و به کمک دارویoT به روشDST، راهنمایان و آقای مهندسدژاکام همزمان درمان جسم و جهانبینی اتفاق میافتد و فرد بعد از ۱۱ماه به لطف قادرمطلق از نظر جسم و روان به درمان و تعادل میرسد.
مشارکت همسفر معصومه
گاهی انسان در جستجوی لذتی زودگذر قدم در راهی میگذارد که انتهای آن تاریکی، تنهایی و ویرانی است. شیشه و مخدرهای جدید شاید در آغاز با وعدههای انرژی، نشاط و رهایی از غم وارد زندگی شوند، اما حقیقت آن است که این مواد آرام آرام جسم را از درون میفرسایند، روان را آشفته میکنند و روح را در زندانی از ترس، توهم و ناامیدی گرفتار میسازند. شیشه بیش از آنکه جسم را زخمی کند اندیشه را هدف قرار میدهد. قدرت تشخیص را میگیرد، خواب و آرامش را میرباید و انسان را از خویشتن واقعی خود دور میکند. مخدرهای صنعتی و روانگردانهای جدید نیز با ترکیبات ناشناخته و اثرات مخرب، آسیبهايی برجای میگذارند که گاهی سالها با فرد باقی میماند، اما در دل همین تاریکی روزنهای از امید وجود دارد.
کنگره۶۰ با متدDST ثابت کرده است که اعتیاد؛ حتی اگر به شیشه یا مخدرهای جدید باشد محکوم به ماندگاری نیست این متد بر پایه شناخت، نظم، زمان و بازسازی تدریجی جسم و روان بنا شده است. در این مسیر هدف تنها قطع مصرف نیست بلکه احیای سیستمهای آسیبدیدهی بدن و بازگرداندن تعادل طبیعی آن است. در متدDST درمان، سفری آگاهانه است که با صبر، آموزش و اجرای درست انسان را از وادی تاریکی به روشنایی میرساند. اعتیاد پایان زندگی نیست بلکه هشداری است برای آغاز یک دگرگونی بزرگ است. هنگامی که انسان علم، ایمان و عملسالم را در کنار هم قرار میدهد؛ حتی عمیقترین زخمها نیز فرصت ترمیم پیدا میکنند. متدDST این پیام را به زیبایی اثبات کرده است که هیچ انسانی برای بازگشت دیر نکرده است و این همان پیام حقیقی درمان است، سفری از تاریکی به روشنایی از ناامیدی به امید و از اسارت به آزادی است.
مشارکت همسفر اکرم
همه موادمخدرها باعث تخریب در جسم انسان میشود. شیشه یا آمفتامین مثل یک دزد انرژی عمل میکند که ذخایر شادی و تمرکز مغز را به یکباره خالی میکند. از تغییرات ظاهری این ماده بر روی مصرفکننده میتوان به پوسیدگی دندانها، بوی بد دهان و ترک خوردن پوست اشاره کرد. این ماده مخرب، بدبینی و توهم برای انسان در بردارد و قدرت تصمیمگیری را از فرد میگیرد و اینکه هیچکس یکشبه مصرفکننده نشده است که بخواهد یکشبه خوب شود.
درمان اصولی زمانبر است، مثل شکستگی استخوان که باید آتلبندی شود مغز هم برای ترمیم خودش به ۱۱ماه زمان و نظم نیاز دارد. برای درمان اعتیاد بهنظر من چهار امر اساسی مورد نیاز است: پذیرش؛ یعنی صورتمسئله اعتیاد چیست و مصرفکننده بپذیرد که بیمار است. زمانبندی و صبور بودن در مسیر راه، نقش همسفر و نظم و استمرار است. کنگره۶۰ بهترین مکان برای درمان انواع مصرف موادمخدر است و باید این را بدانیم که یک همسفر صبر و استقامت را پیشه کار خود باید کند که بتواند در مسیر کنار مسافرش به رهایی برسد و این کار سختی است ولی آموزشهای کنگره۶۰ همیشه در کنار ما است و ما را بهطرف روشناییها دعوت میکند.
مشارکت همسفر مبینا
میگویند شیشه ویرانگرِ خاموش است؛ چرا که برخلاف مواد سنتی، ابتدا فکر و اندیشه انسان را هدف میگیرد و بعد از آن، جسم را به ویرانهای تبدیل میکند. تخریبهای شیشه و مواد جدید، فراتر از جسم است. این مواد، پنجرههای ادراک را به روی توهم باز میکنند و شخص را از حقیقت خودش دور میسازند. روشDST فقط یک متد دارویی نیست؛ بلکه هنر زمان دادن به جسم برای ترمیم است. در این مسیر من آموختم که اعتیاد، یک قفل قدیمی است و DST، کلیدی است که در بستر نظم و صبر باز میشود.
در کنگره۶۰ فهمیدم که درمان شیشه نه در فرار از آن، بلکه در بازسازی سیستمهای از کار افتاده است. با روش DST نه تنها جسم به تعادل میرسد، بلکه روان آشفته هم در کنار آموزشهای جهانبینی آرام میگیرد. شیشه شاید ذهن را خاکستر کند؛ اما روش DST ققنوسی میسازد که از دل همین خاکسترها دوباره متولد میشود. به امید روزی که هیچکس در بندِ وهم و توهم این مواد نماند.
مشارکت همسفر زهرا
اکثر همسفرانی که با یک مصرفکننده شیشه زندگی میکنند از ابتدا از این موضوع اطلاعی ندارند. معمولا یک مصرفکننده شیشه این ماده را در کنار موادمخدر دیگر مصرف میکند زیرا؛ حتی خود مصرفکنندگان موادمخدر نیز از اسم این ماده هراس دارند اما با ورود به دنیای اعتیاد و مصرف انواع مواد آرامآرام به سمت این مادهی مخرب و واقعا خانمانسوز آشنا میشوند و خودشان هم نمیدانند چهوقت و چگونه به این ماده اعتیاد پیدا کردهاند؛ اما با وجود نام ترسناک و تخریبهای بسیار زیاد شیشه که اطرافیان یک مصرفکننده میتوانند عمیقا این تخریبها را حس کنند، کنگره۶۰ با روشDST و آموزش مسافر و خانوادهاش طی ۱۱ماه اعتیاد به این ماده را درمان میکند. معجزهای که فقط ما همسفران و مسافران میتوانیم آن را درک کنیم.
رابطخبری: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ویراستاری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
73