مشارکت همسفران نمایندگی الوند قزوین در مورد دستور جلسه: «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید ودرمان آن با متد DST»

همسفر ثریا:
شیشه یک ماده محرک و مخرب است که در جنگ جهانی دوم، برای اینکه سربازان انرژی بالایی داشته باشند و بتوانند در جنگ بیدار بمانند، از موادی به نام شیشه یا آمفتامین استفاده میکردند و بین جوانان رواج پیدا کرد.افرادی که از شیشه استفاده میکردند، بعد از مدتی دچار توهم و عوارضی مانند افت فشار خون، بیحالی و زخم در بدنشان میشدند. ماده مخدر شیشه یک ماده شیمیایی است و بیشتر بر سیستم عصبی فرد تأثیر میگذارد. فرد دچار توهم، پرحرفی و مشکلاتی مانند دیدن افرادی میشود که وجود خارجی ندارند.مصرف شیشه باعث ترشح هورمون دوپامین در مغز میشود و احساس لذت فوری و طولانیمدتی ایجاد میکند. با مصرف شیشه، نیمی از گیرندههای دوپامین در بدن از بین میرود و فرد مجبور است در طول روز چندین بار از این ماده استفاده کند.مصرفکنندگان شیشه فکر میکنند که هیچ درمانی برای آنها وجود ندارد، ولی آقای مهندس، با درایت کامل و با روش دیاِستی، بهراحتی چند صد نفر از مصرفکنندگان شیشه را به درمان رساندهاند. بیشتر عزیزانی که در ورزش راگبی حضور دارند، از مصرفکنندگان شیشه بودهاند که به درمان رسیدهاند.با تشکر از آقای مهندس و خانواده محترمشان، همچنین از راهنمای محترم خود، تشکر و قدردانی میکنم.

همسفر نسرین:
دستور جلسه امروز درباره شیشه است؛ مادهای صنعتی و شیمیایی که تخریبهای بسیار گستردهای بر جسم، روان و جهانبینی مصرفکننده وارد میکند.مهمترین ترکیب این ماده، آمفتامین است و یکی از شناختهشدهترین مشتقات آن، اکستازی است که بیشتر توسط جوانان برای بیدار ماندن و ایجاد انرژی کاذب، بهویژه در مهمانیهای شبانه، مورد استفاده قرار میگیرد.اغلب مردم تصور میکنند چون شیشه مرفین ندارد، اعتیادآور نیست؛ در حالی که مصرف آن سیستم ایمنی بدن را تضعیف میکند و فرد را در معرض انواع بیماریها قرار میدهد. همچنین مصرف شیشه باعث افزایش شدید ترشح دوپامین در مغز میشود و در نتیجه، اختلالات رفتاری، توهم و انجام رفتارهای خطرناک و گاه جنونآمیز را به دنبال دارد.از عوارض مصرف شیشه میتوان به آسیبهای جسمی، از جمله اختلال در عملکرد دستگاه ادراری و تناسلی، آسیبهای کبدی، انواع عفونتها و مشکلات متعدد جسمی و روانی اشاره کرد.در کنگره ۶۰ آموختیم که شیشه نه محرک است و نه مخدر؛ بلکه مخرب است. به همین دلیل، مصرفکنندگان شیشه را «مصرفکنندگان شاخدار» مینامند؛ زیرا در اثر تخریبهای شدید و توهم ناشی از مصرف، گاهی ممکن است برای خود و حتی اعضای خانوادهشان خطرآفرین شوند.خدای مهربان را شاکرم که جناب مهندس دژاکام با درایت، تلاش و پشتکار خود توانستند صورتمسئله اعتیاد را تبیین کنند و با ارائه متد DST، راه درمان اعتیاد را برای بسیاری از مصرفکنندگان هموار سازند. به برکت این روش، انسانهای زیادی به رهایی رسیدهاند و خانوادههایشان نیز آرامش و حال خوش را تجربه کردهاند.از راهنمای عزیزم، خانم سکینه، صمیمانه سپاسگزارم که با آموزشها، محبت و حمایتهایشان بهترین راهنما و مشوق من در این مسیر بودهاند.در پایان، از همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ که با عشق و خدمت، زمینه رشد و رهایی انسانها را فراهم میکنند، صمیمانه تشکر میکنم و برای همه این عزیزان آرزوی سلامتی و توفیق دارم.سپاسگزارم.

همسفر ربابه:
دستور جلسه امروز درباره شیشه است؛ مادهای مخرب و خانمانسوز که زندگی بسیاری از انسانها را نابود کرده و افراد زیادی را در تاریکی فرو برده است.مسافر من مصرفکننده شیشه بود. آن زمان آگاهی و دانشی درباره مواد مخدر نداشتم و چیزی از شیشه نمیدانستم. وقتی شیشه را دیدم و درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم که همه میگویند شیشه درمان ندارد و کسانی که آن را مصرف میکنند، هیچوقت نمیتوانند آن را کنار بگذارند و بهبود پیدا کنند. همین موضوع باعث شده بود امیدم را از دست بدهم.بسیاری از افراد شیشه را به خاطر قیمت پایینتر و مهمتر از آن، به دلیل صنعتی بودن و تولید آن در آزمایشگاهها انتخاب میکردند. چون فاقد مرفین بود، تصور میکردند اعتیادآور نیست و اصلاً جزو مواد مخدر محسوب نمیشود. به همین دلیل، در مقطعی مصرف شیشه بسیار گسترش پیدا کرد.به قول جناب مهندس دژاکام، شیشه نه محرک است و نه مخدر، بلکه مخرب است. من تخریبهای شیشه را در زندگی خود، با تمام وجود، با گوشت، پوست و استخوانم لمس کردم. خودم مصرفکننده نبودم، اما مسافرم به واسطه مصرف شیشه دچار تخریبهای فراوانی شد و ما نیز به عنوان خانواده آسیبهای زیادی دیدیم؛ آسیبهایی که به نظر من کمتر از تخریبهای او نبود.به یاد دارم در یکی از برنامههای تلویزیونی دیدم پدری که بر اثر مصرف شیشه دچار توهم شده بود، فرزند خردسالش را به قتل رسانده بود، چون تصور میکرد او گوسفند است. آن صحنه هیچوقت از ذهنم پاک نشد و همیشه از عواقب مصرف شیشه توسط مسافرم وحشت داشتم. از طرفی، شنیدن این جمله که «شیشه درمان ندارد» برایم بسیار دردناک و عذابآور بود.اما روزی شنیدیم جایی وجود دارد که مصرفکنندگان هر نوع ماده مخدری میتوانند درمان شوند. از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدیم و خداوند مسیر کنگره ۶۰ را سر راه ما قرار داد. اوایل با تردید وارد کنگره شدم، اما وقتی مشارکتها را شنیدم و رهاییهای اعضا را دیدم، امیدم چندین برابر شد.مسافرم سفر بسیار خوبی داشت و به لطف خدا به رهایی رسید.اگر کسی مشارکت مرا میخواند و هنوز تردید دارد یا امیدش را از دست داده است، میخواهم به او بگویم که کنگره ۶۰ راه نجات مصرفکنندگانی است که از مصرف خسته شدهاند و واقعاً میخواهند رها شوند و زندگی تازهای را آغاز کنند.مطمئن باشید اگر فرمانبردار باشید و در مسیر کنگره حرکت کنید، حتماً به حال خوش و رهایی خواهید رسید.من تا آخر عمر مدیون جناب مهندس دژاکام، خانم آنی بزرگ و خانواده محترمشان هستم. همچنین از راهنمای عزیزم، خانم سکینه، و راهنمای مسافرم، آقا وحید، صمیمانه سپاسگزارم؛ زیرا اگر آنها نبودند، شاید هیچوقت از آن تاریکی خارج نمیشدیم.امیدوارم رهایی ما تا ابد پایدار بماند و همه کسانی که خواهان رهایی هستند، مسیرشان به کنگره ۶۰ باز شود و بتوانند زندگی سالم و آرامی را تجربه کنند.آرزوی من این است که روزی برسد که هیچ خانوادهای درگیر اعتیاد و مواد مخدر نباشد.از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ صمیمانه سپاسگزارم.
ویرایش: راهنما همسفر خدیجه (لژیون هفتم)
عکاس:راهنما همسفر سمیه
ارسال: همسفرزهرا رهجو راهنما همسفر معصومه(لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی الوند قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
50