English Version
This Site Is Available In English

روزنه‌ای از امید

روزنه‌ای از امید

امروز جلسه هشتم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی حسن‌آباد با استادی راهنما مسافر میلاد، نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر سردار با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متدDST» در تاریخ شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:


سلام دوستان میلاد هستم یک مسافر. خدا را شکر می‌کنم که امروز در جمع شما دوستان عزیز  در نمایندگی حسن‌آباد حضور دارم و این فرصت را دارم که در جایگاه استادی خدمت کنم. جا دارد از همه عزیزانی که برای راه‌اندازی این شعبه تلاش کردند صمیمانه تشکر کنم و خدا قوت بگویم. همچنین از آقا جعفر، آقا مهدی و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ سپاسگزارم که با عشق و بدون چشمداشت در مسیر درمان انسان‌ها، قدم برمی‌دارند. تأسیس هر شعبه یعنی فراهم شدن فرصتی تازه برای نجات انسان‌هایی که شاید سال‌ها در تاریکی اعتیاد گرفتار بوده‌اند و این خدمت، ارزشی بسیار بزرگ دارد. دستور جلسه امروز "شیشه و درمان آن با متد DST" است. من خودم مصرف‌کننده شیشه بوده‌ام و می‌خواهم از تجربه شخصی‌ام صحبت کنم. اولین بار سال ۱۳۸۷ شیشه مصرف کردم. فردی که مواد را به من داد، ابتدا سعی کرد منصرفم کند و گفت این ماده بسیار خطرناک است و نباید سمتش بروم، اما گوش نکردم. تنها چند کام مصرف کردم و همان شب تا ساعت‌ها بی‌وقفه حرف می‌زدم و از مشکلات و سختی‌های زندگی‌ام می‌گفتم. از همان روز مصرف شیشه برایم جذاب شد و کم‌کم به بخشی از زندگی‌ام تبدیل شد. در کنار آن برای خوابیدن، قرص مصرف می‌کردم و گاهی هم برای اینکه بتوانم بخوابم تریاک می‌خوردم.

شیشه از آن دسته موادی است که چه در زمان مصرف و چه در زمان قطع مصرف، انسان را دچار رنج و تخریب می‌کند و همین مسئله آن را بسیار خطرناک‌تر می‌سازد. یکی از باورهای اشتباهی که همان روزهای اول در ذهنم شکل گرفت این بود که مصرف شیشه تا پایان عمر همراه من خواهد بود و هیچ راهی برای رهایی از آن وجود ندارد. همین باور باعث شد خیلی زود تسلیم شوم و حتی با خودم فکر کنم فقط باید یاد بگیرم آن را مدیریت کنم. اما واقعیت چیز دیگری بود. مصرف شیشه هیچ‌گاه قابل مدیریت نبود. هر مقدار که در اختیار داشتم باید تا آخر مصرف می‌شد تا احساس نشئگی کنم و اگر وسیله مصرف هم از بین می‌رفت، حاضر بودم هر کاری انجام دهم تا دوباره آن را تهیه کنم. این وابستگی شدید، زندگی مرا کاملاً تحت تأثیر قرار داده بود و هر روز بیشتر از قبل در تاریکی فرو می‌رفتم. تخریب‌های شیشه را با تمام وجود تجربه کردم. وزنم به شدت کاهش پیدا کرده بود و بدنم کاملاً تحلیل رفته بود. هنوز صحنه‌ای را به یاد دارم که مادرم به مغازه آمد و از وضعیت ظاهرم ابراز نگرانی کرد. آن لحظه تازه متوجه شدم تا چه اندازه تغییر کرده‌ام و دیگر شباهتی به گذشته ندارم. همان جا احساس کردم از نظر روحی و جسمی به نقطه‌ای رسیده‌ام که دیگر هیچ تفاوتی با یک فرد کارتن‌خواب ندارم.

باورم این بود که رهایی از شیشه غیرممکن است و هیچ روشی نمی‌تواند من را نجات دهد. اما زمانی که با کنگره۶۰ آشنا شدم، روزنه‌ای از امید در زندگی‌ام ایجاد شد. با وجود اینکه حرف‌های راهنما برایم منطقی بود، در ابتدا باور نداشتم که درمان شیشه با روش DST امکان‌پذیر باشد. تصور می‌کردم تریاک هرگز نمی‌تواند تخریب‌های شیشه را جبران کند. با این حال تصمیم گرفتم به آموزش‌ها اعتماد کنم و مسیر درمان را آغاز کردم. کم‌کم نتایج را در وجود خودم دیدم و متوجه شدم که این روش واقعاً مؤثر است. بعدها با آموزش‌های آقای مهندس درباره سیستم X و نقش مواد شبه‌افیونی طبیعی بدن، بهتر فهمیدم که چرا درمان شیشه با متد DST نتیجه می‌دهد. سال‌هاست که کنگره ۶۰ این مسیر درمان را با موفقیت طی کرده و افراد زیادی توانسته‌اند به تعادل برسند. بعد از رهایی نیز بارها شاهد بودم که رهجوهای مصرف‌کننده شیشه با اجرای درست روش DST به سرعت به تعادل نزدیک می‌شوند. حتی در همان هفته‌های اول، تغییر رنگ چهره، بازگشت نشاط و بهبود وضعیت جسمی آن‌ها کاملاً قابل مشاهده است. این موضوع برای من همیشه یکی از شگفتی‌های کنگره ۶۰ بوده است. شاید بسیاری از مراکز درمانی دنیا هنوز به دنبال راهی برای مهار مصرف شیشه باشند، اما کنگره ۶۰ سال‌هاست درمان آن را به صورت عملی انجام داده و نتایج ارزشمندش را به اثبات رسانده است.

هر بار که این دستور جلسه مطرح می‌شود، خدا را شکر می‌کنم که از آن جهنم نجات پیدا کردم. خیلی از اطرافیانم می‌پرسند چرا هنوز بعد از سال‌ها به کنگره می‌روم، اما آن‌ها هرگز تاریکی‌ را که من تجربه کردم ندیده‌اند. مصرف شیشه انسان را به جایی می‌رساند که نه خواب دارد، نه آرامش، نه اشتها و نه امنیت روانی. اضطراب، تپش قلب، بی‌خوابی و رفتارهای خطرناک، بخشی از زندگی روزمره یک مصرف‌کننده شیشه است. امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، از بسیاری از رفتارهای آن روزها شرمنده می‌شوم و بیش از هر زمان دیگری ارزش کنگره ۶۰ و آموزش‌های آن را درک می‌کنم. خدا را شکر می‌کنم که مسیر درمان را پیش روی من قرار داد و توانستم با کمک کنگره ۶۰، آقای مهندس و راهنمایان، زندگی تازه‌ای را تجربه کنم.

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر محمد
نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .