English Version
This Site Is Available In English

«تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن‌ها با متد DST»

«تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن‌ها با متد DST»

سلام دوستان،سینا هستم یک مسافر.

خداوند را شاکرم که فرصت حضور در این جایگاه را به من داد تا درباره یکی از حیاتی‌ترین دستور جلسات کنگره صحبت کنم؛ یعنی «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن‌ها با متد DST».

اگر بخواهم بگویم چرا بر این موضوع تأکید دارم، باید از دروازه‌ی ورود من به این دنیای تاریک بگویم. ورود من با مواد «شیک» شروع شد؛ در سن پایین با حشیش، گل، قارچ و LSD آشنا شدم. آن زمان همیشه از مصرفم خرسند بودم؛ چون فکر می‌کردم چون قیمت گران و کمیاب هستند، باکلاس و شیک هستند و برخلاف هروئین، اثرات مخربِ فوری ندارند. هرگز نمی‌دانستم که با هر بار مصرف، در حال کشیدنِ پله‌های سقوط به سمت نابودی هستم. فکر می‌کردم مصرف‌کننده یعنی کسی که هروئین یا کراک می‌زند، اما من در حال فروپاشیِ آرام بودم.

وقتی توان مالی و روانی برای آن مواد را نداشتم، به شیشه و بعد به کراک روی آوردم. شیشه با آن هیجاناتِ آشوبگرانه، جایگزین مواد «شیک» قبلی‌ام شد. اما غافل از اینکه، من دیگر یک مصرف‌کننده معمولی نبودم؛ من به یک آدمِ دیگر تبدیل شده بودم. هفته‌ها بی‌خواب بودم، چنان دچار توهم شده بودم که دور تا دور تشک خود را با چاقو محاصره می‌کردم و مدام فکر می‌کردم کسی در کمین من نشسته است. در سن کم، روانیِ من به شدت آشفته بود. حتی وقتی با تصمیمات هیجانی به کمپ رفتم، آنقدر آشفته بودم که مدام گریه می‌کردم و حتی پس از بیست روز، طاقت نیاوردم و باز مصرف کردم.

این سیکلِ بی‌پایان، مرا به هروئین کشاند. هروئین برای من خانمان‌سوز بود و تمام دارایی و خانواده‌ام را از من گرفت و به خیابان راند. در اواخر مصرف، با «سورچه» آشنا شدم؛ ماده‌ای که بسیار ویرانگرتر بود. با درد‌های جسمی، عفونت، اسهال شدید و خماری‌های وحشتناک، جانم را برای تهیه هزینه‌های گران‌ترش به خطر می‌انداختم.

اما دوستان، امروز من اینجا هستم تا بگویم که راهِ خروج وجود دارد.

من سال‌ها در جستجوی راهی بودم که حتی برای ساعتی مرا از فکرِ مواد بی‌خبر کند، اما نیافتم. تا اینکه با متد DST آشنا شدم.

ما امروز درباره «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید» صحبت می‌کنیم؛ موادهایی که سیستم پاداش و تعادلِ ناقل‌های عصبی مغز را از کار می‌اندازند. اما متد DST با ابزاری به نام «شربت OT»، دقیقاً همان چیزی را که شیشه از من گرفت، به من بازگرداند. شربت OT با داشتنِ آلکالوئیدهای قدرتمند، حکم قطعاتِ پازلِ از هم پاشیده‌ی سیستمِ بیوشیمیِ بدن من را داشت. این دارو، در کنار «تیپر کردنِ پله‌ای» و «زمان‌بندیِ دقیقِ متد DST»، اجازه داد تا مغز من، سیستم‌های تولیدِ طبیعیِ اندورفین و دوپامین را دوباره بازسازی کند.

من امروز با رهایی از طریق DST، نه تنها دچار وسوسه نیستم، بلکه از آن بی‌خوابی‌ها، اختلالات خلقی و عوارضِ پس از ترکِ مشتقات تریاک، کاملاً رها شده‌ام.

من به درمان با DST ایمان دارم؛ چون «سینایِ گذشته» دیگر در «امروزِ من» جایی ندارد. امروز توانسته‌ام در کنار خانواده‌ام روزهای خوبی را تجربه کنم و مهم‌تر از همه، باورِ اطرافیانم را نسبت به آن سینایی که فکر می‌کردند هرگز درست نمی‌شود، تغییر دهم.

اگر شما هم درگیرِ مخدرهای جدید هستید، بدانید که اگر راهی جز DST وجود داشت، سال‌ها پیش پیدا می‌شد. تنها راه عبور از این تاریکیِ مدرن، متد DST و آموزش‌های علمی کنگره است.

از اینکه به مشارکت من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارش: مسافر سینا
تهیه و تنظیم: مسافر رحیم
گروه خبری مسافران نمایندگی چالوس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .