چهارمین جلسه از دور شصت و چهارم سری کارگاهای عمومی کنگره 60 با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر سعید و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» شنبه 20تیر 1405 در نمایندگی پرستار راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
.JPG)
خدا را شکرگزارم که این فرصت پیش آمد تا امروز، پس از مدتها، توفیق یافتم در جلسه به عنوان استادخدمت کنم و آموزش ببینم. از آقای محمد شوقی و نیز از گروه محترم مرزبانی، ایجنت، نگهبان و دبیر، سپاسگزارم که این امکان را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه دربارهٔ تخریب ناشی از مصرف شیشه و مواد جدید، و روش درمان آن است. به گمان من، باید بررسی شود که تخریب اساساً به چه شکل رخ میدهد. خود من مصرفکنندهٔ شیشه بودم؛ اما نه فقط شیشه، بلکه تریاک، شیره، گاهی متادون، گاهی b۲ ، اما عمدهٔ مواد مصرفی من شیشه، تریاک و شیره بودند.
از آنجا که واژهٔ «تخریب» به معنی خرابی و زوال است، باید گفت که اگر تخریب برای من رخ نمیداد، هرگز پایم به کنگره باز نمیشد. اگر تخریب شیشه نبود، همانطور که بر روی تریاک و شیره مانده بودم، شاید تا همین امروز نیز مصرفکننده بودم و هرگز به فکر یافتن راهی برای درمان نمیافتادم.
تخریب، همچون خانهای میماند که دیوارهایش نم زده، بخشی از سقف فرو ریخته، در و دیوارش آسیب دیده؛ اما هنوز به کلی ویران نشده و میتوان از آن استفاده کرد فعلاً میگذرانم تا آنکه ساختمان یکباره فرو بریزد.
گذشته از آسیبهای فراوان، شاید بتوان یکی از جنبههای مثبت تخریب را برای خودم این دانست که مصرف شیشه، پس از مدتی، ساختمان جسم را یکسره متلاشی میکرد؛ از دندانها که وقتی دست میکشیدم، حس میکردم لقاند، تا بیماریهای پروستات و دیگر عوارض متعدد. اما مهمتر از همه، این بود که مرا وادار به جستوجو کرد.
صبحها که از خواب بیدار میشدم، خانه را ترک میکردم و مدتها در خلوت مینشستم. اما تا ساعت نه و نیم یا ده، چنان فشاری بر من وارد میشد که ناچار دوباره پایپ برمیداشتم؛ با حالتی که اشک میریختم و از خدا راهی میخواستم تا از این منجلاب بیرون آیم. چارهای نمیدیدم جز مصرف، نه از روی بیغیرتی یا سستی، که تفکرات غلط از این دست، جای خود دارد؛ بلکه به این دلیل ساده که جسمم بیمار شده بود و نیاز به درمان داشت.
در آن روزها، بسیار در اینترنت جستوجو میکردم: «ترک اعتیاد»، کمپها، کلیکهای مختلف و داستانهای گوناگون. اما جایی به نام کنگره برایم آشکار نشد تا اینکه بعداً فهمیدم اینجا اصلاً به «ترک» اعتقادی ندارند؛ سخن از «درمان» است. درمانی که بسیار فراتر از ترک است، و در نهایت به «تعادل» میانجامد که خود بالاتر از درمان است.
به همین دلیل، شاید تخریب برای من فایدهای داشت: ساختمان وجودم چنان فرو ریخت که به دردی رسیدم و آن درد، شکافندهای شد تا به دنبال راهی بگردم. چنانکه گفتهاند، وقتی شاگرد آماده باشد،صدای پای استاد را میشنود.
دربارهٔ روش درمان، استاد امین، روز چهارشنبه، یکی از روشها را تشریح کردند. روشی که نه فقط برای شیشه، که با شربت اُپ و تینچر (که تریاک حلشده در الکل و آب است)، بلکه برای تمام مواد مخدر، اعم از قدیمی یا جدید، کاربرد دارد. دلیل اثربخشی این دارو، وجود آلکالوئیدها و ترکیبات ارزشمند آن است که باعث بازگشت سیستمهای بدن به حالت تعادل میشود. آنچه این سیستم را در مدار صحیح قرار میدهد، روش «dst» (مخفف دژاکام) است؛ با پلههای ۲۱ روزه و دورهای حداقل دهماهه که درمان کمتر از آن ممکن نیست؛ هرچند مدت درمان، به طول سفر فرد بستگی دارد.
از خداوند سپاسگزارم. چنانکه آقای مهندس همواره میفرمایند: انسانهایی که مدام گله و شکایت دارند، از شرایط موجود ناراضیاند و جا برای شکایت همیشه هست. اما چنین افرادی، در این مسیر پذیرفته نمیشوند و ناچارند راه را از نو بپیمایند. آنان که صبر میکنند، سرانجام قبول میشوند. کسانی که قدرشناسند، دستکم به همین امروز که در کنگره هستند و راه را یافتهاند، میاندیشند و این به راستی شایستهٔ شکرگزاری و قدردانی است.
از آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان، از دیدهبانان و همهٔ کسانی که حضور داشتند و سبب شدند من، حسن، بتوانم به درمان برسم، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید صمیمانه سپاسگزارم
عکس:مسافر مصطفی لژیون نهم
تایپ و ویراست :مسافر علی لژیون ششم
بارگزاری:مسافر محمد لژیون ششم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
86