English Version
This Site Is Available In English

کتاب ساختار جسم، هویت و سبک زندگی‌ام را تغییر داد

کتاب ساختار جسم، هویت و سبک زندگی‌ام را تغییر داد

مسافر مهدی با آنتی ایکس مصرفی انواع مواد مخدر وارد کنگره شد و مدت سفر اولش ۱۰ ماه ۱۰ روز بود که به روش DSTو با داروی OT با راهنمای آقای افشاری انجام گرفت. وی اکنون ۱ سال و ۸ ماه رهایی دارد و در کنگره ورزش والیبال را انتخاب کرده است. وی از جوانی با مشکل اضافه وزن رو به رو بود و هنگام سفر تغذیه سالم 50 کیلو اضافه وزن داشت با او گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

با دنیای اعتیاد چطور آشنا شدی؟ چه موادی و چند سال‌ مصرف می‌کردی؟ مصرف مواد چه حسی برایت داشت؟

آشنایی من با دنیای اعتیاد از طریق دوستان و محیط اطرافم شکل گرفت. در ابتدا تصور می‌کردم می‌توانم کنترلش کنم، اما واقعیت این بود که کم‌کم کنترل از دست من خارج شد.
من به‌تدریج و از سنین نوجوانی شروع به مصرف کردم. ابتدا فکر می‌کردم فقط یک تجربه ساده یا تفریحی است، اما کم‌کم از کنترلم خارج و تبدیل به بخشی از زندگی روزمره‌ام شد.
در ابتدا بیشتر مصرفم حالت تفننی داشت، اما بعد از مدتی وابستگی جسمی و ذهنی ایجاد شد. مصرف من به مرور بیشتر شد و دوره آن حدود ۲۵ سال طول کشید. در این مدت، احساساتم بین بی‌حوصلگی، اضطراب، لذت کوتاه‌مدت و بعد از آن پشیمانی و خستگی در نوسان بود.
به مرور متوجه شدم که دیگر فقط برای لذت مصرف نمی‌کنم، بلکه برای فرار از حال بد، استرس و حتی برای اینکه بتوانم کارهای عادی‌ام را انجام دهم، مجبور به مصرف‌ام.

چطور با کنگره آشنا شدی و این آشنایی چه تحولی در زندگی‌ات ایجاد کرد؟

آشنایی من با کنگره ۶۰ در یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی‌ام اتفاق افتاد. زمانی که از روش‌های مختلف برای ترک یا کنترل وضعیت خودم نتیجه نگرفته بودم و احساس می‌کردم در یک چرخه تکراری گیر افتاده‌ام.
از طریق یکی از دوستان که خودش مصرف کننده بود و با روش دی اس تی درمان شده بود با کنگره آشنا شدم. ابتدا با شک و تردید وارد شدم، چون قبلاً تجربه‌های ناموفق زیادی داشتم و باورم نسبت به درمان ضعیف شده بود. اما کم‌کم با حضور در جلسات و شنیدن آموزش‌ها، نگاه من به مسئله اعتیاد و درمان تغییر کرد.
بزرگ‌ترین تحول برای من این بود که فهمیدم درمان فقط قطع مصرف نیست، بلکه یک فرآیند آموزشی و تدریجی برای بازسازی جسم، روان و جهان‌بینی است. این نگاه باعث شد به جای عجله برای نتیجه، روی تغییر واقعی خودم تمرکز کنم.
به مرور زمان، نظم در زندگی‌ام بیشتر و آرامش ذهنی‌ام بهتر شد و توانستم ارتباطم را با خودم و اطرافیانم اصلاح کنم. چیزی که بیشتر از همه برایم مهم بود، این بود که احساس کردم دوباره کنترل زندگی‌ام را به دست می‌آورم.

از چه زمانی اضافه وزن پیدا کردی؟ آیا زمان مصرف هم اضافه وزن داشتی؟

اضافه‌وزن من از یک دوره خاص از زندگی‌ام شروع شد؛ می‌شود گفت حدود ۲۱ سالگی به بعد، درست جایی که دیگه مواد مخدر را برای لذت استفاده نمی‌کردم، زمانی که سبک زندگی‌ام تغییر کرد، تحرکم کمتر شد و تغذیه‌ام هم از حالت طبیعی خارج شد. به مرور زمان و بدون اینکه خیلی متوجه شوم، وزنم بالا رفت و تبدیل به یک روند تدریجی شد، نه یک اتفاق ناگهانی.
در دوران مصرف هم اضافه‌وزن داشتم. در آن دوره به خاطر به‌هم‌ریختگی نظم زندگی، تغذیه نامنظم، کم‌تحرکی و تغییرات متابولیکی بدن، وزنم بیشتر شد. البته شدت آن در افراد مختلف متفاوت است، ولی در مورد من این تغییر کاملاً قابل مشاهده بود.

چقدر اضافه وزن داشتی و چه تاثیری بر زندگی‌‌ات داشت. اضافه وزن بدتر بود یا مصرف مواد مخدر؟

میزان اضافه‌وزن من در یک دوره به حدود ۵۰ کیلوگرم  رسید و این موضوع به‌مرور روی زندگی‌ام تأثیر گذاشت. از نظر جسمی باعث کاهش انرژی، خستگی زودهنگام و افت اعتمادبه‌نفس شده بود. از نظر روحی هم گاهی احساس سنگینی، بی‌حوصلگی و حتی گوشه‌گیری داشتم.
این اضافه‌وزن روی سبک زندگی‌ام هم اثر گذاشته بود؛ لباس پوشیدن، تحرک و حتی روابط اجتماعی‌ام تحت تأثیر قرار گرفته بود.
اگر بخواهم مقایسه کنم، مصرف مواد مخدر از نظر تخریب کلی زندگی، بسیار سنگین‌تر و مخرب‌تر از اضافه‌وزن بود. اضافه‌وزن بیشتر یک مشکل جسمی و تدریجی بود که کم از آسیب های مواد مخدر نداشت، اما مصرف مواد هم جسم، هم روان، هم روابط و هم آینده زندگی‌ام را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار داده بود. بنابراین می‌توانم بگویم مصرف مواد آسیب عمیق‌تر و گسترده‌تری نسبت به اضافه‌وزن داشت.

چطور شد که به لژیون تغذیه سالم رفتی؟ سفر تغذیه سالم چطور بود؟ آیا مشکل بود؟

ورود به لژیون برایم بیشتر یک تصمیم آگاهانه بود؛ وقتی دیدم اضافه وزن روی انرژی، اعتماد به نفس و حتی حال روحی‌ام اثر گذاشته، احساس کردم باید یک مسیر اصولی را امتحان کنم.
سفر تغذیه سالم هم در ابتدا ساده نبود. چون تغییر عادت‌ها همیشه سخت است؛ مخصوصاً عادت‌های غذایی که سال‌ها شکل گرفته‌اند. اوایلش مقاومت داشتم، گاهی وسوسه می‌شدم به سبک و روش‌های غیر اصولی قبلی برگردم، ولی کم‌کم با برنامه‌ریزی و حمایت لژیون، بدنم و ذهنم به شرایط جدید عادت کردند.
اگر بخواهم خلاصه بگویم، سختی داشت، اما سختی‌اش قابل مدیریت بود و مهم‌تر اینکه نتیجه‌ای که گرفتم ارزشش را داشت؛ چون فقط وزن کم نکردم، بلکه نظم غذایی و آرامش بیشتری در زندگی‌ام ایجاد شد.

سفرت چقدر طول کشید و چطور بیش از 48 کیلو وزن کم کردی؟ از مراحل سفر و تجربه‌هایی که داشتی برایمان بگو؟

فرآیند کاهش وزن من یک مسیر تدریجی و مرحله‌به‌مرحله بود، نه یک تغییر ناگهانی. اگر بخواهم دقیق بگویم، این سفر حدوداً ۱۹ ماه طول کشید.
کاهش بیش از ۴۸ کیلو برای من حاصل چند عامل همزمان بود، نه فقط «کم خوردن» یا یک رژیم ساده. مهم‌ترین بخش کار، تغییر نگاه به تغذیه و نظم در سبک زندگی بود.
در مرحله اول، بدنم وارد فاز سازگاری شد. اوایل وزن به‌صورت آرام پایین می‌آمد و این مرحله برایم مهم بود چون یاد گرفتم عجله نکنم. بدن بعد از سال‌ها عادت غذایی، نیاز به زمان داشت تا خودش را تنظیم کند.
در مرحله بعد، کاهش وزن سرعت بهتری گرفت. اینجا جایی بود که من یاد گرفتم چه زمانی غذا بخورم و چه مقدار بخورم و مهم‌تر از همه، چرا غذا می‌خورم (عادت، هیجان، یا نیاز واقعی).
یکی از تجربه‌های مهمم این بود که کاهش وزن فقط جسمی نبود؛ ذهنم هم درگیر بود. بعضی روزها انگیزه بالا بود و بعضی روزها افت می‌کردم، اما ادامه دادن مهم‌ترین اصل شد.
در ادامه مسیر، بدنم سبک‌تر شد، انرژی‌ام بیشتر شد و حتی خواب و تمرکزم بهتر شد. همین تغییرات باعث شد ادامه دادن برایم راحت‌تر شود، چون نتیجه را در زندگی روزمره می‌دیدم.
در نهایت، وقتی به کاهش بیش از ۴۸ کیلو رسیدم، برایم فقط عدد روی ترازو مهم نبود؛ مهم‌تر این بود که توانستم یک سبک زندگی پایدار بسازم. این سفر برای من ترکیبی از صبر، آموزش، و تغییر واقعی در عادت‌ها بود.

بعد از کم کردن وزن بدن زندگی‌ات چطور شد از تجربه‌های بازگشت به وزن طبیعی بدنت به ما بگو؟

بعد از کم کردن وزن، فقط عدد ترازو تغییر نکرد؛ حس زندگی کردن تغییر کرد. یکی از تجربه‌های مهم من این بود که فهمیدم برگشت به وزن طبیعی فقط لاغر شدن نیست، بلکه برگشت به تعادل است.
اوایل فکر می‌کردم وقتی وزن کم بشود همه‌چیز تمام می‌شود، اما بعد متوجه شدم نگه‌داشتن وزن و ساختن عادت‌های جدید بخش اصلی مسیر است. تغییراتی مثل سبک غذا خوردن، توجه به زمان غذا، آرام غذا خوردن و شنیدن نیاز واقعی بدن برایم مهم‌تر از خودِ کاهش وزن شد.
از نظر جسمی احساس سبکی، راحت‌تر حرکت کردن و تغییر در کیفیت روزمره را تجربه کردم. از نظر ذهنی هم یاد گرفتم که عجله نکنم و نتیجه را محصول استمرار بدانم.
اگر بخواهم تجربه‌ام را در یک جمله بگویم: برگشت به وزن طبیعی برای من برگشت به ارتباط متعادل‌تر با بدن و سبک زندگی بود، نه فقط کم شدن چند کیلو.

از تجربه متد دژاکام برایمان بگو؟

چون در جایگاه مرزبانی در حال خدمت هستم این تجربه باعث تداوم خدمتم شد. در تجربه من، چیزی که از متد دژاکام برداشت کردم این بود که تغییر پایدار فقط با اراده لحظه‌ای اتفاق نمی‌افتد؛ نیاز به آموزش، زمان و حرکت تدریجی دارد. برای من موضوع فقط کم کردن وزن نبود، بلکه تغییر نگاه به تغذیه و سبک زندگی بود.
یکی از اثرهایی که در زندگی خودم دیدم این بود که یاد گرفتم به‌جای تصمیم‌های هیجانی، روی استمرار و نظم تمرکز کنم. وقتی این نگاه وارد زندگی روزمره شد، فقط تغذیه تغییر نکرد؛ صبر، نظم و کیفیت انتخاب‌ها هم تغییر کرد. اگر بخواهم در یک جمله بگویم برای من ارزش این روش در این بود که کمک کرد تغییر را به‌عنوان یک فرآیند ببینم، نه یک اتفاق کوتاه‌مدت.

کتاب اضافه وزن چقدر در مسیر آموزش خودت و رهجویانت موثر بود. چه درس‌هایی از کتاب گرفتی؟

کتاب «اضافه وزن» اگر در مسیر آموزش و کار روی رهجوها استفاده شود، معمولاً بیشتر از یک منبع اطلاعاتی ساده عمل می‌کند؛ در واقع یک چارچوب ذهنی می‌دهد برای اینکه نگاه فرد به اضافه‌وزن از «مشکل ظاهری» به «اختلال در سیستم مصرف و سوخت بدن و ذهن» تغییر کند.
در تجربه آموزشی کسانی که با این کتاب کار می‌کنند (در فضای کنگره ۶۰ یا خارج از آن)، چند درس مهم معمولاً پررنگ‌تر از بقیه است: اول اینکه اضافه‌وزن فقط نتیجه «پرخوری» نیست. کتاب کمک می‌کند فرد بفهمد که سیستم تنظیم اشتها، عادت‌های ذهنی، خواب، استرس و حتی الگوهای هیجانی در این مسئله نقش دارند. این نگاه باعث می‌شود رهجو به جای سرزنش خودش، وارد مرحله شناخت شود.
دوم اینکه تغییر وزن یک «مسیر تدریجی» است، نه یک تصمیم لحظه‌ای. خیلی‌ها اول کار فکر می‌کنند با اراده قوی می‌شود سریع نتیجه گرفت، اما کتاب روی این نکته تاکید می‌کند که بدن باید فرصت بازتنظیم داشته باشد. این برای رهجوها خیلی مهم است چون از شکست‌های زودهنگام جلوگیری می‌کند.
سوم، رابطه بین تغذیه و تعادل روانی برجسته می‌شود. خیلی از رهجوها در طول مسیر متوجه می‌شوند که پرخوری یا ریزه‌خواری فقط گرسنگی واقعی نیست، بلکه گاهی واکنش به اضطراب، خستگی یا کمبودهای عاطفی است.
چهارم، کتاب به فرد یاد می‌دهد که «برگشت به وزن طبیعی» یک هدف عددی صرف نیست، بلکه رسیدن به یک وضعیت پایدار از تعادل جسم و ذهن است. همین تغییر نگاه باعث می‌شود فشار روانی کاهش پیدا کند.
اگر بخواهیم خلاصه کنیم، بیشترین اثر کتاب در تغییر «نگرش» است، نه فقط دادن دستور غذایی. همین تغییر نگرش است که در کار با رهجوها کمک می‌کند مسیر درمان پایدارتر شود.

و حرف آخر هر چیزی که لازم است بگویی و من نپرسیدم؟

اگر بخواهم در پایان یک جمع‌بندی واقعی از این مسیر بگویم، مهم‌ترین نکته این است که کاهش وزن پایدار، فقط یک «هدف عددی» نیست؛ یک تغییر هویت و سبک زندگی است.
چیزی که در این مسیر برای من روشن شد این بود که مشکل اصلی فقط وزن نبود، بلکه الگوهای رفتاری و ذهنی پشت آن بود. تا زمانی که این الگوها تغییر نکند، حتی اگر وزن کم شود، برگشت آن همیشه یک احتمال جدی است.
یک نکته مهم دیگر این است که هیچ مسیر پایداری بدون صبر و تداوم نتیجه نمی‌دهد. روزهایی هست که انگیزه بالا است و روزهایی هست که هیچ حسی برای ادامه دادن نیست، اما تفاوت نتیجه‌ها دقیقاً در همان روزهای سخت ساخته می‌شود.
من یاد گرفتم که:
عجله بزرگ‌ترین دشمن تغییر پایدار است
نظم حتی از انگیزه مهم‌تر است
و بدن با فشار تغییر نمی‌کند، با هماهنگی تغییر می‌کند
اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، این مسیر به من یاد داد که به بدنم احترام بگذارم، به خودم سخت نگیرم، اما در عین حال مسئولیت انتخاب‌هایم را بپذیرم.
و در آخر، چیزی که شاید مهم‌تر از همه باشد این است که این تغییر فقط درباره وزن نبود؛ درباره کیفیت زندگی بود. امروز اگر به عقب نگاه کنم، می‌بینم بزرگ‌ترین دستاورد من فقط کاهش وزن نبود، بلکه ساختن یک رابطه سالم‌تر با غذا، بدن و خودم بود.

و در پایان از مهندس دژاکام بابت تلاش‌ها، دانش و زحمات ارزشمندشان در مسیر آموزش، آگاهی‌بخشی و کمک به بهبود زندگی بسیاری از افراد صمیمانه تشکر می‌کنم.
نقش ایشان در ایجاد امید، تغییر نگرش و ارائه یک مسیر علمی و انسانی برای بهبود، قابل احترام و اثرگذار بوده است. برای ایشان سلامتی، موفقیت و تداوم این مسیر ارزشمند را آرزومندم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .