English Version
This Site Is Available In English

در کنگره ۶۰ قضاوت را زیرمجموعه منیت می‌دانیم و من جایگاهم را بالاتر از دیگران می‌بینم و به خودم اجازه می‌دهم در مورد دیگران قضاوت کنم.

در کنگره ۶۰ قضاوت را زیرمجموعه منیت می‌دانیم و من جایگاهم را بالاتر از دیگران می‌بینم و به خودم اجازه می‌دهم در مورد دیگران قضاوت کنم.

سومین جلسه از دوره بیست و پنجم کارگاه‌ های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان با استادی مرزبان مسافر محمدرضا ، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه"قضاوت و جهالت" پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

 سخنان استاد:

سلام دوستان، محمدرضا هستم یک مسافر. از آقای مهندس تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا من بیایم خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای درمان مواد و سیگارم، آقا حمزه‌ی عزیز و آقا احسان عزیز تشکر می‌کنم و از ایجنت محترم، آقا رضا که اجازه دادند در کنارشان خدمت کنم، تشکر و قدردانی می‌کنم؛ و اگر نبود ازخودگذشتگی این عزیزان، معلوم نبود سر از کدام ناکجاآباد درمی‌آوردم.

یک سندروم هست، بهش می‌گویند سندروم شیشه خیارشور؛ شما دارید یک نفر را می‌بینید، یک شیشه دستش است و زور می‌زند که بازش کند و با خودت می‌گویی این کاری ندارد، من هم می‌توانم باز کنم؛ و وقتی می‌خواهید آن را باز کنید، می‌بینید نه به آن راحتی که فکر می‌کردید نیست. حالا مشکلات هم همین‌جوری است و آدم قضاوت را این‌جوری انجام می‌دهد؛ وقتی ما مشکلات دیگران را از یک زاویه می‌بینیم، می‌گوییم اگر من بودم قطعا می‌توانستم مشکلی که شخص دیگری دارد را به‌راحتی حل کنم؛ اما وقتی که دچار آن مشکل می‌شوم، می‌بینم چقدر سخت است و شاید کار من نباشد؛ و برای همین آقای مهندس می‌گوید مشکلات هر آدمی مختص به خودش است؛ آدم‌ها حاضر نیستند مشکلاتشان را با هم عوض کنند.

دستور جلسه امروز راجع به قضاوت و جهالت است. یک تعریف درست برای قضاوت است: داوری کردن بین دو تا شخص؛ وقتی حرف‌هایشان را کامل شنیدید و بر اساس عدل و قانون یک حکم دادید، منجر به صلح و آرامش و عدالت اجتماعی می‌شود. یک تعریف غلط از قضاوت است: اینکه من قضاوت کنم در حالی که قاضی نیستم، در حالی که جایگاه قضاوت ندارم و اطلاعات کافی ندارم؛ قضاوت کنم در حالی که اگر یک موضوع چهار بُعد دارد، من یک بُعد آن را می‌دانم و بخواهم در مورد سه بُعد دیگر که نمی‌دانم قضاوت کنم.

حالا چرا انسان قضاوت می‌کند؟ جوابش همین کلمه دوم دستور جلسه است: جهالت. وقتی که اسم کلمه جهالت می‌آید، ذهن انسان ناخودآگاه می‌رود سمت صدر اسلام. ما یک روایت از پیامبر اسلام داریم که می‌فرمایند: «من بین دو تا جاهلیت مبعوث می‌شوم»؛ یک جاهلیت، جاهلیت ابتدایی است و یک جاهلیت زمان ماست که به آن جاهلیت مدرن می‌گوییم. اگر ما آن جاهلیت اولیه را پرستش بت و سنگ و چوب در نظر بگیریم، تمثیل آن بت برای انسان می‌شود پول؛ یعنی قضاوت بر اساس پول، جایگاه، درآمدها و قضاوت بر اساس شغل است. و در داستانی که آقای مهندس می‌گویند: شخصی به مهمانی رفت و لباس مناسب نداشت و اجازه ورود به او ندادند و رفت لباسش را عوض کرد و این‌بار بهش احترام گذاشتند و در مجلس به او غذا دادند، شخص به آستین لباسش می‌گوید: غذا بخور که این احترام و غذا به‌خاطر تو است. اینجا قضاوت بر اساس چیزی که باید باشد نیست و برای همین این جاهلیت این‌قدر خطرناک است.

آقای مهندس ابتدای هر سی‌دی می‌گویند: «پناه می‌بریم به خداوند از شر بزرگ‌ترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است» و دکتر امین می‌گویند: اگر انسان بخواهد تمام مشکلاتش را ریشه‌یابی کند، متوجه می‌شود که تمام مشکلاتش به یکی از این اضلاع مثلث جهالت می‌رسند؛ یعنی زیرمجموعه ترس، ناامیدی و منیت. در کنگره ۶۰ قضاوت را زیرمجموعه منیت می‌دانیم و من جایگاهم را بالاتر از دیگران می‌بینم که به خودم اجازه می‌دهم در مورد دیگران قضاوت کنم.

قضاوت‌ها یک سری مراحل دارد؛ یکی از این مراحل قضاوت ذهنی است. من یک نفر را می‌بینم، یک پوشش خارج از عرف دارد یا یک رفتار و عمل دارد یا چیزی می‌شنوم؛ ذهنم شروع به تجزیه و تحلیل می‌کند که این آدم، آدم خوبی است یا بد؟ زشت است یا زیباست؟ نکته این‌جا است: ما اصلاً حق نداریم در مورد دیگران حتی قضاوت مثبت انجام بدهیم. قضاوت منفی چیست؟ من لباس نامرتب یک آدم را دیدم و گفتم این آدم شلخته است. قضاوت مثبت چیست؟ می‌گویم: آره لباسش نامرتب است ولی حتماً مشکل داشته است؛ و آقای مهندس می‌گویند ما حتی حق انجام قضاوت مثبت را نداریم.

یک نوع قضاوت ما داریم در مورد روابط فردی است؛ این نوع قضاوت بین دوستان، خانواده‌ها و همکاران اتفاق می‌افتد. برای مثال من یک دوست دارم که شغلش را عوض می‌کند و اینجا قضاوت بر اساس علاقه و شخصیت خودِ من صورت می‌گیرد و می‌گویم چه کار احمقانه‌ای کرده است که شغلش را عوض کرده است؛ شغل قبلی پول بیشتری درمی‌آورد چون علاقه من به پول است، آدم‌ها را هم این‌جوری می‌بینم.

قضاوت دیگر در سطح جامعه است؛ کسی که مثلاً تا ۳۰، ۴۰ سالگی ازدواج نکند، برداشت جامعه می‌گوید: این آدم حتماً مشکل دارد و یا نمی‌خواهد مسئولیت قبول کند. دکتر امین می‌گویند: وقتی دارید کسی را قضاوت می‌کنید، شهر وجودی آن آدم را با موشک بمباران می‌کنید. شهر وجودی‌اش حرمت و احساسات و افکار آن آدم است. حالا وقتی یک ذره بیشتر دقت کنیم که چرا این تمثیل استفاده شده است، متوجه می‌شویم که موشک یک سری ویژگی‌ها دارد که اولین ویژگی که می‌توانیم برایش در نظر بگیریم این است که موشک تخریب زیادی دارد؛ من وقتی می‌گویم که فلانی آدم بی‌مسئولیت، دزد و یا آدم خرابکاری است، به‌واسطه هر کدام از این صفات، یک برچسب بر روی آن آدم می‌زند؛ برچسبی که باعث می‌شود آبرو، شخصیت، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفسش تخریب شود. این موضوع باعث می‌شود تخریب‌های زیادی در فرد ایجاد شود. دومین ویژگی این است که محدودیت بُرد ندارد؛ یعنی می‌توانید هر کجا که خواستید شلیک کنید. شما اینجا نشسته‌اید و به‌راحتی می‌توانید هر کسی را که بیرون است، بدون اینکه اطلاعات و آگاهی راجع‌به او داشته باشید، قضاوت کنید. قضاوت هم روی صور آشکار انسان تأثیر می‌گذارد و هم روی صور پنهان؛ هستی یک سیستم دقیق دارد که وقتی من قضاوتی راجع‌به کسی انجام می‌دهم، این سیستم می‌چرخد تا من را در شرایطی قرار دهد که دیگری را قضاوت کرده‌ام و در قسمت صور پنهان هم برای انسان حالِ خرابی دارد. قاضی که قضاوت می‌کند، جایگاهش را دارد؛ من چکاره‌ام که در زندگی دیگران تجسس کنم؟ شکسپیر می‌گوید: «هیچ کار ضد‌ارزشی صورت نمی‌گیرد، مگر اینکه به آن لباس زیبایی بپوشانیم.» من تمام قضاوت‌ها را انجام می‌دهم و می‌گویم که کار خیر و ثواب است؛ من به‌خاطر کنجکاوی قضاوت می‌کنم، من به‌خاطر خودِ شخص این کار را انجام می‌دهم و در قضاوت کردن، انسان ردپای حقه‌های نفس را به‌خوبی می‌بیند. عشق ورزیدن فقط به این نیست که انسان با دیگران ارتباط داشته باشد؛ همین که انسان بتواند کمتر راجع‌به دیگران قضاوت کند، حریم خصوصی دیگران را به‌رسمیت بشناسد و اجازه بدهد دیگران همان‌طوری که هستند و دوست دارند زندگی کنند، نشان‌دهنده‌ی عشق و محبت است. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، خیلی ممنونم.

تایپ:مسافر امین لژیون نهم

عکس، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .