امروزه یکی از جدیترین چالشهای جوامع انسانی، گسترش مصرف شیشه و مخدرهای صنعتی و روانگردانهای جدید است؛ موادی که در ظاهر با وعدههایی مانند انرژی بیشتر، تمرکز، لاغری یا سرخوشی وارد زندگی افراد میشوند، اما در عمل بتدریج ساختار جسم، روان و جهانبینی انسان را دچار تخریبهای عمیق میکنند. شیشه از جمله موادی است که مستقیماً بر سیستم عصبی مرکزی اثر میگذارد و تعادل طبیعی مغز را بر هم میزند.
مصرفکننده در ابتدا ممکن است احساس قدرت، شادی کاذب و بیخوابی را تجربه کند، اما این حالت موقتی است و بهمرور جای خود را به اضطراب شدید، بدبینی، توهم، پرخاشگری و افسردگی میدهد؛ به طوری که روابط خانوادگی، شغلی و اجتماعی فرد به شدت آسیب میبیند. در کنار شیشه، مخدرهای صنعتی جدید نیز به دلیل ترکیبات ناشناخته و تغییرپذیر، آسیبهای گستردهتری ایجاد میکنند، این مواد علاوه بر وابستگی شدید، به اندامهای حیاتی مانند مغز، قلب، کبد و کلیه آسیب میزنند و باعث کاهش حافظه، افت تمرکز، اختلال در تصمیمگیری و تحلیل قوای جسمی میشوند.
ریشه مشترک این تخریبها، برهم خوردن تعادل طبیعی بدن است. بدن انسان دارای سیستمهایی برای تولید مواد شبهافیونی و ناقلهای عصبی است که وظیفه ایجاد آرامش و تعادل را بر عهده دارند. مصرف مداوم مواد مخدر این سیستمها را مختل کرده و بدن را به ماده بیرونی وابسته میکند؛ بهگونهای که بدون مصرف، عملکرد طبیعی دچار اختلال میشود. در گذشته تصور بر این بود که درمان اعتیاد تنها با قطع ناگهانی مصرف امکانپذیر است، اما تجربه نشان داد این روشها معمولاً پایدار نیستند و احتمال بازگشت در آنها بسیار زیاد است.
دلیل اصلی این مسئله آن است که بدن فرصت بازسازی سیستمهای تخریبشده را پیدا نمیکند. در کنگره۶۰، مهندس دژاکام با شناخت دقیق «صورت مسئله اعتیاد»، روش درمانی DST را ارائه کردند؛ روشی مبتنی بر درمان تدریجی، اصولی و زمانمحور، نه فشار و اجبار. در این روش، مصرف ماده بهصورت پلهای و برنامهریزیشده کاهش مییابد تا بدن فرصت بازسازی سیستم ایکس و بازگشت به تعادل طبیعی را داشته باشد. متد DST تنها به کاهش مصرف محدود نمیشود، بلکه یک فرآیند بازسازی است.
همزمان با این بازسازی، آموزش و تغییر جهانبینی نیز اتفاق میافتد تا فرد بتواند الگوی فکری و رفتاری خود را اصلاح کند؛ زیرا بدون تغییر نگرش، پایداری درمان دچار مشکل خواهد شد. در این مسیر، زمان یکی از ارکان اصلی درمان است؛ چرا که همانطور که تخریبها در مدت کوتاه ایجاد نشدهاند، بازسازی آنها نیز نیازمند زمان، نظم و استمرار است. نقش راهنما نیز در این فرآیند بسیار مهم است و با تجربه و آگاهی خود، فرد را در اجرای دقیق برنامه درمانی همراهی میکند.
تجربههای موفق کنگره۶۰ نشان میدهد که حتی مصرفکنندگان شیشه و مخدرهای صنعتی جدید نیز میتوانند به درمان واقعی برسند، به شرط آنکه مسیر صحیح را انتخاب کرده و به اصول درمان پایبند بمانند. در پایان میتوان گفت شناخت درست صورت مسئله اعتیاد و حرکت در مسیر متد DST، امکان بازگشت به تعادل و ساختن یک زندگی سالم را فراهم میکند.
منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
60