English Version
This Site Is Available In English

ترکیب ناآگاهی با قضاوت

ترکیب ناآگاهی با قضاوت

ششمین جلسه از دور بیست و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه "قضاوت و جهالت" چهارشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خداوند را سپاس می‌گویم که رزق و رحمتش بی‌کران است و راه را برای ما روشن ساخته است؛ از ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاسگزارم که به بنده اجازه خدمت در این جایگاه را دادند، موضوع صحبت امروز درباره قضاوت و جهالت است. واژه‌ قضاوت به معنای حکم صادر کردن و جهالت به معنای ندانستن است. هنگامی که این دو مقوله در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، باید بسیار محتاط بود، چرا که ترکیب ناآگاهی با قضاوت، سرانجامی جز اشتباه نخواهد داشت. جناب مهندس در سی‌دی قضاوت و جهالت به نمونه‌ای آموزنده اشاره می‌کنند؛ ایشان چاقوی دسته‌صدفیِ خود را گم کرده بودند و با دیدن چاقویی مشابه در دست یکی از کارگران باغ، بی‌درنگ قضاوت کردند که آن چاقو متعلق به ایشان است. با وجود اطمینان قلبی، این قضاوت اشتباه بود و پس از یک سال حقیقت آشکار شد.

این الگو نشان می‌دهد که حتی با وجود ظواهر، قضاوت‌های عجولانه چقدر می‌توانند گمراه‌کننده باشند؛ حال آنکه حتی قاضی‌های متبحر و باتجربه نیز پس از سال‌ها بررسی پرونده‌ها، گاه دچار خطا می‌شوند. تجربه‌ی شخصی من نیز در دوران سفر اول در تایید همین نکته است، در آن زمان، بر اساس یک برخورد تصادفی با فردی در محیط کار، درگیر رابطه‌ای شدم که برخلاف آموزش‌های کنگره بود. قوانین کنگره ۶۰ صراحتاً تأکید دارند که دو مسافرِ سفر اول نباید ارتباطات خارج از چارچوب مانند بده‌ و بستان مالی یا معاشرت‌های غیرضروری داشته باشند. من در آن زمان به دلیل نادیده گرفتن این اصول، خود را در شرایطی یافتم که نه‌ تنها از مسیر آموزش دور بود، بلکه با وسوسه‌های ضدارزشی همراه بود.

در آن شرایط، راهنمای گرانقدرم، با درایت و هوشمندی متوجه این آسیب شدند و با قاطعیت تذکر دادند که ادامه این رابطه با اصول درمان کنگره در تضاد است. آن تذکر به‌موقع، مسیر من را اصلاح کرد و باعث شد تا به جای ماندن در قضاوت‌های نادرست و حواشیِ بیرون، بر هدف اصلی یعنی درمان و یادگیری متمرکز شوم. امروز خداوند را شاکرم که در کنگره حضور دارم؛ خانواده‌ام در آرامش است، حالم خوب است و تا حد زیادی توانسته‌ام ضدارزش‌ها و قضاوت‌های ذهنی خود را کنار بگذارم. همان‌ طور که جناب مهندس می‌فرمایند، ذهن انسان همواره در حال قضاوت است و این هنرِ آموزش است که به ما می‌آموزد چگونه ذهن را مدیریت کنیم. در پایان، از ایجنت محترم، تمامی خدمت‌گزاران و راهنمای بزرگوارم که همواره الگویی برای انتخاب مسیر درست بوده‌اند، کمال تشکر و قدردانی را دارم. امیدوارم همگی ما با آموزش‌های صحیح، بتوانیم از قضاوت‌های عجولانه فاصله گرفته و به آرامش درونی دست یابیم. از اینکه با سکوت خود به من اجازه مشارکت دادید از شما سپاسگزارم.

 

عکس: مسافر امیر محمد

متن: مسافر امیر حسین

ویرایش و ارسال: مسافر محسن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .