جلسه یازدهم از دور چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی امامقلیخان با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر ایمان و دبیری مسافر حسینعلی؛ با دستورجلسه " قضاوت و جهالت " در روز پنجشنبه 18 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر
سپاسگزار خداوند هستم بهخاطر همه نعمتهای پیدا و پنهان و بابت تمامی رحمت ها و آموزش هایی که به طور رایگان در اختیارمان قرار میگیرد؛ همچنین از گروه مرزبانی، ایجنت محترم شعبه و نگهبان عزیز سپاسگزارم بابت دعوتی که از من به عمل آمد تا در این جایگاه قرار گیرم و بتوانم خدمت کرده و آموزش بگیرم.
قضاوت و جهالت بسیاری معنا و مفهوم دارد. قضاوت و جهالت در معنا یعنی داوریکردن و حکمکردن در گمراهی و بیخبری. جهالت اما معمولاً با نادانی بیان میشود درصورتیکه تفاوت بسیاری دارد. نادانی همان نبود دانایی و آگاهی است و این واژه بار معنایی و مفهوم خود را بیان میکند و گویا است. جهل به معنا چیز دیگری است و یعنی گمراهی و بیخبری، انحراف و برداشت غلط و نادرست. همان توهم دانایی است و کجفهمی که همه اینها از کبر و منیت سرچشمه میگیرد. جهل و نادانی هر دو تاریکی هستند. میدانیم در صور آشکار برای تماشاکردن دو عامل اصلی لازم است؛ یکی ابزار بینایی یا چشم بینا و دوم عامل روشنایی یا نور. همین دو عامل اصلی در صور پنهان هم دقیقاً لازم است و عامل اول یا همان چشم دیدن در صور پنهان عقل است و عامل یا روشنایی و نور همان معرفت، آگاهی و علم است.
در تاریکی و نادانیِ شخصِ نادان ابزار بینایی، چشم دیدن یا همان عقل را دارد؛ ولی نور یا معرفت و آگاهی نیست که اگر به نادانی که در تاریکی است نور داده شود، دانا و آگاه میشود. روشن، دانا و هوشیار میشود مشروط بر آن که پیش از آن خودش را در جایگاه نادانی قرار داده باشد، یعنی پذیرفته باشد که نادان است؛ در واقع پذیرش نادانی، خود درگاه ورود به دانایی است. " اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی! "
در خصوص جهل کاملاً این قضیه معکوس است؛ در تاریکی جهل سراسر کوری و نابینایی محض است. برعکس آن یکی در تاریکی جهل به شخص جاهل، نور و آگاهی و معرفت مرتب تابیده میشود، ولی ابزار دریافت او که همان عقل است مسدود است؛ قفل و بسته شده است؛ مانند نابینایانی که در روز به دنبال شب میگردند. اکنون همه چیز برای ما آشکار شده است و اگرنه همه چیز برای نابینایان پنهان است. در تاریکی جهل شخص دانایی دارد؛ اما دانایی او ضعیف است، خطا رفته، تحلیل رفته و داناییاش برای خودش بادکرده و شده است توهم دانایی! در تاریکی جهل شخص فهم هم دارد؛ اما ضعیف است و تحلیل و خطا رفته است؛ کج رفته و شده است کجفهمی! " دانش اندک انسان را از خداوند دور میکند". یکی از مفاهیم خداوند یعنی حال خوب و دانش اندک انسان را از خداوند یا همان حال خوب دور میکند و دانش زیاد انسان را به خداوند نزدیک میکند. همیشه از خداوند علم کامل را طلب کنید؛ چرا که علم ناقص و ضعیف موجب میشود انسان وارد ورطه جهل و انحراف شود.
اکنون مجدداً تعریف کاملتر جهل را بیان میکنم. جهل یعنی دانش اندک و ضعیف، یعنی انحراف و توهم دانایی و کجفهمی، یعنی برداشتهای غلط و نادرست، یعنی مقاومت در برابر آموزش و یادگیری، یعنی انحراف و گمراهی که به مجموعه ترکیبی همه این جهلها، "جهل ترکیبی" گفته میشود. همان ترکیبی از جهلهای متفاوت یا همان جهالت.
قضاوت و حتی قیاس دو ویژگی و موهبت الهی هستند که به همه انسانها هدیه داده شده است. قضاوت و قیاس برای سنجیدن و مقایسه خودم نسبت به قبل خودم، دیروز خودم، هفته و ماه و سال قبل خود من است. به عبارتی قضاوت و قیاس برای تنظیم و میزان کردن خود من، بالانس و به تعادل رساندن خود من در جهت رشد و بالابردن شخصیت و ارتقا مراتب نفس خود من است. مادامی که این دو گوهر ارزشمند و ناب یعنی قضاوت و قیاس در محوریت و مدار سنجش شخصیت خود شخص قرار بگیرد، سراسر خیروبرکت و رحمت است. سراسر برکت و رشد است؛ چرا که هر کس از ابتدا تا کنون زندگی خویش را کاملاً واقف است و بهظاهر و باطن حیات خویش و مثبت و منفی زندگی خودش به حقالیقین علم دارد پس قضاوتش در مورد خودش میتواند عالمانه، منصفانه و سراسر عقلانیت و حقانیت است. سراسر رستگاری و فوز و تکامل است و خیروبرکت؛ حال فاجعه زمانی است که قضاوت و قیاس بار منفی میگیرند و از مدار و محوریت خود شخص خارج شده و روی دیگران فرود میآیند. این جاست که نابینایی و کوری عقل آغاز میشود، چرا که انسان وارد ضدارزشها شده است، چرا که میدانیم ضدارزشها، خمرهای عقل، عشق و ایمان ما را مسدود میکند. در بیخبری و گمراهی شروع بهحکم صادرکردن و قضاوت در مورد دیگران میکنیم. در آیه ششم از سوره مبارکه حجرات میفرماید: " آنان که خبر میآورند و آنان که خبرها را باور میکنند، هر دو فاسقاند" چرا که ما چیزی را ندیدهایم؛ حتی اگر در برخی از موارد با صحنههایی منفی و ناخوشایند و ضد ارزشی و نفرتانگیز روبرو شویم و هرچه ببینیم، این تنها یک سکانس آخر از نمایشی است که اکنون از آن شخص میبینیم و بقیه یا بهتر است بگوییم همه نمایش زندگی آن شخص را ازدستدادهایم؛ چرا که ما در وجود خویش در حال زیستن هستیم. بی شک نمیتوانیم از تمام زندگی کسی آگاهی و اطلاع داشته باشیم؛ بنابراین اگر هر حرفی بزنیم، حتی راست هم گفته باشیم باز خطا رفتهایم؛ وای از وقتی که تنها بر اساس شنیدهها بخواهیم به قضاوتکردن در مورد دیگران بپردازیم. این کار تیشه زدن به ریشه خودمان است. این کار ازکارانداختن سیستم ایکس خودمان است. گویی داریم درک و فهم و شعور و عقلانیت خود را از کار میاندازیم. باطل در باطل است. خمرهای عقل، عشق و ایمان خویش را از کار میاندازیم.
ما دو نوع سیستم ایکس داریم. یکی در صور آشکار و دیگری در صور پنهان. سیستم ایکس در صور آشکار با خوراکیهای منفی مسموم شده و کارکرد آن مختل شده، ما هم بیمار میشویم. اصلیترین خوراک صور آشکار ما همان آب و خوراک و هواست. با مصرف قرص و مواد و سیگار و مشروبات الکلی و ... همان بلایی به سرمان میآید که همه کسانی که مسافران این جمع هستید نتیجه آن را تجربه کردهاید. عین این خوراکیها در سیستم ایکس هم میشوند نور، صوت و حس که میتوانند مسمومیت و بیماری ایجاد کنند پس باید خیلی زیاد مراقب صحبتکردن، شنیدن، دیدن، ذهنیت و ... باشیم. بیماری صور پنهان میتواند عقل ما را از کار بیندازد.
حضرت علی (ع) میفرمایند: "خداوند هر که را میخواهد مجازات کند، عقل او را از او میگیرد! ". هرکدام از ما میتوانیم به خویش مراجعه کنیم و متوجه شویم در چه وضعیتی هستیم. مادربزرگم همیشه میگفت: " ما رخت چرکیم مادر و مردم قالب صابون، اینقدر بشورند ما را تا تمیز شویم". آقای مهندس بارها برای ما گفتهاند که یک شخص قاضی با تمام امکانات و آن چه بهعنوان ابزار قانون در اختیار اوست برای قضاوت، نادانی است میان دو نفر فرد آگاه و دانا به مشکلشان؛ حال چه رسد به من شخص عادی که بخواهم کسی را قضاوت کنم آن هم بدون هیچ تخصصی نسبت به قضاوت. در پایان امیدوارم بتوانیم با آموزشهای کنگره روز بهروز مدیریت زبان، چشم، گوش، عقل و تفکر و اندیشمان را تحت کنترل و اختیار خودمان بگیریم.
" بدمشمار، وقت گران گوشی است
زشت مگو، نوبت خاموشی است
چند نویسی؟ قلم آهسته دار
بر تو نویسند، زبان بسته دار
آب صفت، هر چه شنیدی بشوی
آینه سان، هرچه که دیدی مگوی"
ممنون از توجه به صحبتهای من. خودتان، آقای مهندس و سیستم آموزشی و درمانی کنگره ۶۰ را تشویق بفرمایید.
.jpg)
گزارش تصویری پنجمین دوره انتخابات مرزبانی شعبه امام قلی خان دولت آباد کنگره 60 که در تاریخ 18 تیرماه 1405 برگزار شد:
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ و ویراستاری: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
عکاسی: مسافر نادر، لژیون ۵
تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
- تعداد بازدید از این مطلب :
627