برای اینکه بهتر بتوانیم دربارهٔ تخریبهای شیشه صحبت کنیم، اول باید بدانیم اصلاً شیشه چیست و چرا نام آن را شیشه گذاشتهاند. شیشه یا آمفتامین، یک مادهٔ محرک بسیار قوی است که چون شکل ظاهری این ماده شبیه شیشه یا تکههای ریز یخ است، به همین دلیل در کشور ما به آن شیشه گفته میشود. از دیدگاه کنگره۶۰ جمعیت احیای انسانی، شیشه یک مادهٔ مخرب بسیار قوی و خطرناک است و اعتیاد به آن خیلی سنگینتر و خطرناکتر از مواد مخدر شناختهشده، مانند تریاک، هروئین و… است.
سابقهٔ تولید شیشه به قبل از جنگ جهانی دوم میرسد. در زمان جنگ جهانی دوم از آن به عنوان یک داروی مؤثر برای رفع افسردگی سربازانی که مشغول جنگ بودند، استفاده میشد. عوارضی که شیشه بر روی مصرفکنندگان میگذارد، بسیار خطرناک و سنگین است. از عوارض شیشه بر روی مصرفکنندگان میتوان به توهم شدید، خیره شدن به یک نقطهٔ خاص برای چندین ساعت، رفتارهای بیپروا، آسیبهای کبدی، جوشهای صورت، بوی بد بدن و… اشاره کرد.
کسانی که مصرف شیشه را شروع میکنند، شاید در روزهای اول مصرف خود احساس انرژی زیادی داشته باشند و حتی پیش آمده است که چند روز نخوابند و اعتمادبهنفس بالا و کاذبی داشته باشند؛ ولی هرچه جلوتر میروند، این احساس کاذب کمتر میشود و بهمرور جای خود را به افسردگی، اضطراب، توهم، بدبینی، پرخاشگری و فرسودگی شدید جسم و روان میدهد.
من قبل از اینکه با کنگره۶۰ آشنا شوم، هر وقت یک مصرفکننده را میدیدم، دلم برای او و خانوادهاش میسوخت. با خودم فکر میکردم خانوادهٔ او چه گناهی کردهاند که به خاطر گرفتار شدن یکی از اعضای خانواده در دام اعتیاد، باید این همه سختی و رنج را تحمل کنند. اگر میشنیدم یا متوجه میشدم که مصرف او شیشه است، احساس میکردم که دیگر امیدی برای او نیست. مدام در ذهنم این تکرار میشد که کسی که شیشه مصرف میکند، با یک مردهٔ متحرک تفاوتی ندارد و راه نجاتی برایش نیست.
اما از زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم، متوجه شدم که اعتیاد یک بیماری است و مصرفکننده با هر نوع مصرف و با هر میزان تخریبی که دارد، اگر در مسیر درست قرار بگیرد، میتواند درمان شود و دوباره به زندگی برگردد. در کنگره۶۰ با چشم خودم دیدم که مصرفکنندگان شیشه و حتی مخدرهای جدید با داروی OT و روش DST چگونه درمان شدهاند و توانستهاند دوباره به آغوش خانواده و جامعه بازگردند؛ حتی موفقتر، سالمتر و با شرایطی بهتر از قبل از اعتیاد خود شوند.
درمان شیشه در کنگره۶۰ با آن تخریبهای بالا، برای من همانند یک معجزه بود. اینکه جایی در این کرهٔ خاکی وجود دارد که به جای ناامیدی، امید میبخشد و به همهٔ انسانهایی که در اعتیاد و تاریکی غرق شدهاند، ثابت کرده است که اگر کسی بخواهد و خواستهاش قوی باشد، حتماً به رهایی خواهد رسید. امروز وقتی در کوچه و خیابانهای شهر، مصرفکنندهای را با چهرهای خسته میبینم که اسیر مواد است، دیگر آن نگاه ترحمآمیز سابق را ندارم؛ چون میدانم که ترحم هیچ دردی را دوا نمیکند.
بلکه گاهی کارها را خرابتر هم میکند. امروز در دلم برایشان دعا میکنم و از خدا میخواهم که مسیر درست را جلوی پایشان قرار دهد؛ همانطور که این مسیر را به من و دوستانم که در کنگره۶۰ هستیم، نشان داد تا آنها هم بتوانند طعم واقعی رهایی را بچشند و بدانند که این تاریکی که اکنون در آن گرفتار هستند، تمام قصه و پایان راه نیست، بلکه تازه آغاز راه است؛ زیرا میتوانند با یک خواستهٔ قوی، محکم و انتخاب مسیر درست، درمان شوند و قصهٔ زندگی خود را از نو بنویسند. من امروز که به گذشته نگاه میکنم، خدا را شکر میکنم که نه تنها من و مسافرم را از تاریکی نجات داد، بلکه یک چشم بینا به من داد تا در درون هر انسان گرفتار، یک انسان قابل نجات ببینم، نه یک مردهٔ متحرک.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس:همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
225