English Version
This Site Is Available In English

کنگره از قوانین زندگی، حیات و طبیعت استفاده می‌کند

کنگره از قوانین زندگی، حیات و طبیعت استفاده می‌کند

جلسه چهاردهم از دوره چهل‌وششم سری کارگاه‌های آموزشی، عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا با استادی دیده‌بان محترم  مسافر احمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر سهراب با دستور جلسه"  قضاوت و جهالت " در روز پنج‌شنبه هجدهم خرداد‌ماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، احمد هستم یک مسافر

شاکر خداوند هستم که توفیق حاصل شد در جمع شما عزیزان باشم. از همه خدمتگزاران عزیز تشکر می‌کنم و امیدوارم همه ما بتوانیم از این خدمت‌ها بهره لازم را ببریم.
از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر را فراهم کردند تا ما بتوانیم به زندگی بازگردیم و به سلامت جسم و روان برسیم. قدردان عزیزانی نیز هستم که امروز در جمع ما حضور ندارند، اما زحمت کشیدند تا این شعبه راه‌اندازی شود.
درست است که هرکسی در کنگره، هرکاری انجام می‌دهد، آن را وظیفه خود می‌داند؛ اما در حقیقت، این لطف، ایثار و ازخودگذشتگی است که به ما ارزانی داشته‌اند.
امیدوارم از این کارگاه بتوانیم مطالب ارزشمندی بیاموزیم و برداشت‌های مفیدی داشته باشیم.
مشکلاتی را که انسان برای خودش به‌وجود می‌آورد، نباید به گردن خداوند بیندازد و اگر هر مسئله‌ای پیش می‌آید، چه خوب و چه بد، نباید از جمله «خدا خواست» یا «خدا نخواست» برای توجیه آن استفاده کنیم؛ بلکه باید بدانیم خداوند به تک‌تک انسان‌ها اختیار و مسئولیت کامل داده است. هرکس در هر جایگاهی قرار دارد، جایگاهش را با دستان خودش ساخته است.
اگر انسان بخواهد با خداوند و با سیستم هستی بجنگد و همیشه گلایه کند که چرا در مشقت و سختی است، باید به خودش رجوع کند و بپذیرد که آنچه امروز برداشت می‌کند، حاصل بذرهایی است که خودش با گفتار، رفتار، تفکر و اندیشه‌اش کاشته است.
کلام، ارزش بسیار بالایی دارد. در گذشته‌های نه‌چندان دور، وقتی کسی حرفی می‌زد یا قولی می‌داد، همان برای اجرا کافی بود و نیازی به نوشتن، ثبت کردن یا شاهد گرفتن نبود. اما انسان چه مسیری را طی کرد که امروز به جایی رسیده است که بسیاری به گفتار، کردار و رفتار خود پایبند نیستند. این مسئله از عدم آگاهی و ضعف جهان‌بینی انسان سرچشمه می‌گیرد.
بنابراین، اگر ما امروز این‌جا نشسته‌ایم و هدفی داریم، مثلاً اگر مسافر سفر اول هستیم و می‌خواهیم به درمان قطعی برسیم، باید بدانیم که برای رسیدن به این هدف، به یک نقشه نیاز داریم. این نقشه را راهنما در اختیار ما قرار می‌دهد و مشخص می‌کند که باید از چه مسیرهایی عبور کنیم. نقشه وجود دارد، اما تا زمانی که آن را اجرا نکنیم، به مقصد نمی‌رسیم. تنها با اجرای درست آن است که به درمان قطعی دست پیدا می‌کنیم.
ما در کنگره ترک نداریم؛ درمان داریم. بسیاری از افراد با روش‌های مختلف ترک می‌کنند و عده‌ای نیز خود را درمانگر معرفی می‌کنند، اما هنوز به این باور نرسیده‌اند که همان انسانی که خودش را به یک مصرف‌کننده تمام‌عیار تبدیل کرده است، می‌تواند با آموزش صحیح و اجرای درست، خودش را نیز به درمان قطعی برساند.
برای این‌که فرد به یک مصرف‌کننده تمام‌عیار تبدیل شود، خواسته درونی خودش نقش اصلی را داشته است؛ هرچند در ظاهر می‌گفته که نمی‌خواهد مصرف‌کننده شود. بنابراین، همان قانونی که برای مصرف‌کننده شدن وجود دارد، برای درمان نیز برقرار است؛ با این تفاوت که این‌بار باید مسیر را با کمک یک راهنمای باتجربه و نقشه‌ای درست طی کند.
کنگره، زمانی که راه‌اندازی شد، مانند نهالی کوچک بود که به‌آرامی رشد کرد و به شاخه‌های متعددی رسید. شاخه نخست، درمان اعتیاد بود که به نتایج بسیار خوبی دست یافت. شاخه دوم، حضور همسفران و راه‌اندازی بخش همسفران بود که تأثیر بسیار بزرگی در رشد کنگره داشت و تعادل بیشتری در آن ایجاد کرد. سپس درمان سیگار آغاز شد و پس از آن، کمتر فردی را دیدیم که سیگار بکشد و در کنگره باقی بماند. شاخه بعدی نیز درمان اضافه‌وزن بود.
البته یکی از مهم‌ترین بخش‌های درمان، درمان سیگار است. نه این‌که درمان مواد مخدر یا اضافه‌وزن اهمیت کمتری داشته باشد؛ اما اگر فردی همه‌نوع مواد مخدری را کنار بگذارد، باز هم آسیب سیگار قابل مقایسه با آن‌ها نیست. این موضوع از نظر فیزیولوژی، پزشکی و تجربه کنگره کاملاً روشن شده است.
فردی که به درمان سیگار نرسیده باشد، شاید مواد مخدر را درمان کرده باشد، اما هنوز به درمان کامل دست نیافته است؛ زیرا سیستم تولید مخدرهای طبیعی بدنش هنوز به تعادل کامل نرسیده است.
ما باید نسبت به خودمان و مسیری که طی می‌کنیم، قضاوت درستی داشته باشیم. زمانی که تصمیم می‌گیریم به هدف، یعنی درمان قطعی برسیم، زمان می‌گذاریم، در سرما و گرما به کنگره می‌آییم و در این جمع می‌نشینیم؛ زیرا هدف داریم و می‌خواهیم به نقطه‌ای ارزشمند برسیم.
زمان مانند طلاست و ما آن را هزینه می‌کنیم تا به سلامت جسم، روان و اندیشه برسیم؛ زیرا سلامت روان در گرو سلامت جسم است.
سلامتی تاجی است که ارزش آن را فقط بیمار می‌داند. تصور کنید فردی کوهی از طلا داشته باشد، اما بیماری‌ای داشته باشد که نتواند کارهایی را که دوست دارد انجام دهد؛ این یعنی جهنم. پس هیچ نعمتی باارزش‌تر از سلامتی نیست.
کنگره از قوانین زندگی، حیات و طبیعت استفاده می‌کند. می‌گوید: «اگر از آموزگار نیاموزی، از روزگار خواهی آموخت.» روزگار گاهی آن‌قدر سخت درس می‌دهد که انسان ناچار به فهمیدن می‌شود.


اگر شخصی از مسیر درست خارج شود، قوانین حاکم بر هستی شرایطی را برای او فراهم می‌کنند که با رنج و سختی دوباره به مسیر صحیح بازگردد.
اگر فردی به کنگره آمده، الگوها را دیده و راه درمان را شناخته باشد، اما به هر دلیلی درمان را آغاز نکند، یا در میانه راه آن را رها کند و یا بازگشت داشته باشد، دیگر مصرف مواد برایش نه‌تنها لذت‌بخش نخواهد بود، بلکه به عذابی بزرگ تبدیل می‌شود؛ زیرا او برای درمان انتخاب شده است، هرچند خودش هنوز متوجه این موضوع نباشد.
همواره قدردان خداوند باشید.
هفته گذشته در بوشهر بودم. فروشنده‌ای از من پرسید که می‌خواهد کاری انجام دهد و نظر مرا بداند. از او پرسیدم: «چه کسی به شما اجازه داده این کار را انجام دهید؟» گفت: «خداوند و قرآن.»
به او گفتم: خداوند در قرآن مطالب بسیار زیادی فرموده است. نباید فقط آن بخشی را که به نفع ماست انتخاب کنیم. خداوند فرموده است: دروغ نگو، غیبت نکن، دزدی نکن، به یتیمان کمک کن و... . نمی‌شود همه این‌ها را کنار بگذاریم و فقط آن چیزی را که مطابق میل ماست، انتخاب کنیم.
اگر بخواهیم تغییر کنیم، باید همه قوانین را بپذیریم و اجرا کنیم، نه این‌که فقط آن بخش‌هایی را که دوست داریم، انتخاب کنیم.
خداوند می‌فرماید: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.» اما بسیاری از اجابت‌های الهی از طریق مخلوقات و همنوعان ما انجام می‌شود. همچنین اگر می‌خواهیم شکرگزار خداوند باشیم، باید از بندگان او نیز قدردانی کنیم. این قدردانی باید در سه بُعد تفکر، قلب و عمل باشد.
در کنگره نیز به همین دلیل، قدردانی را می‌آموزیم. قدردانی فقط مخصوص کنگره نیست، بلکه باید در همه ابعاد زندگی جاری باشد.
هیچ‌گاه به دنبال جایگاه نباشید؛ به دنبال مفید بودن باشید. دنبال این نباشید که دیگران از شما تعریف و تمجید کنند؛ ببینید چقدر مفید و مؤثر هستید، ببینید چند نفر از صمیم قلب برایتان دعا می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که باید به آن برسیم.
ما حتی اگر یک پله به جلو حرکت می‌کنیم، باید از خودمان نیز تشکر و قدردانی کنیم. من این کار را بارها انجام داده‌ام و بارها از آقای مهندس تشکر کرده‌ام.
در این جهان خاکی، مصرف‌کنندگان زیادی وجود دارند، اما چند نفر به درمان DST می‌رسند؟ انسان سالم در جامعه بسیار اندک است. ببینید رحمت الهی شامل حال چه کسانی شده است؛ بنابراین باید قدردان باشیم.


ما در کنگره قدردانی را می‌آموزیم و نخستین محل بروز این قدردانی، خانواده است. ابتدا باید از خودمان و سپس از خانواده‌مان قدردانی کنیم.
بخش زیادی از ناآرامی‌های انسان، ناشی از مثلث جهالت است و قدرتمندترین ضلع این مثلث، منیت است. هرچه انسان نامتعادل‌تر باشد، منیت او نیز بیشتر خواهد بود.
منیت چگونه کاهش پیدا می‌کند؟ با قدردانی؛ در زبان، در قلب و در عمل.
اگر کسی قدمی برای شما برداشت، از او تشکر کنید. در سلام کردن پیش‌قدم شوید و ببینید این کار چه حال خوبی به شما می‌دهد. از همسفرتان قدردانی کنید و همواره شاکر خداوند باشید.
آن‌چه باعث گسترش و شعاع پیدا کردن کنگره شده است، همدلی اعضاست. خوشبختانه این حس همدلی در کنگره ۶۰ اصفهان زبانزد است.
ما نمی‌توانیم ظاهر‌سازی کنیم؛ زیرا با گذشت زمان، هر نقابی از چهره می‌افتد. تغییر باید از درون آغاز شود.
بسیار خوشحال شدم که امروز در خدمت شما بودم. امیدوارم همه ما قدر کنگره و این آموزش‌ها را بدانیم و در نوشتن CD کوتاهی نکنیم.
چیزی که حال انسان را خوب می‌کند، مفید و مؤثر بودن در خانواده و جامعه است؛ وگرنه در زندگی عادی، خبر خاصی نیست.

" از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم"

تایپ: همسفر امیرعلی(لژیون سوم)
ویرایش متن: راهنمای تازه‌واردین مسافر کریم
عکس: همسفر حسین(لژیون سوم)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .