روزهای اولی که وارد کنگره شدم، تنها ۲۴ روز از درگذشت برادرم میگذشت و از لحاظ روحی اصلاً حال خوبی نداشتم. با حضور در چند جلسه، متوجه شدم که حالم ذرهذره رو به بهبود است؛ وقتی شروع به گوش دادن و نوشتن سیدیها کردم، به کنگره علاقهمند شدم و هر هفته برای رسیدن روز جلسه، روزشماری میکردم. با هر جلسه، حالم بهتر و بهتر میشد.
چند ماهی نگذشته بود که برادر دیگرم را نیز در اثر تصادف از دست دادم، این اتفاق برایم بسیار دردناک بود؛ اما به لطف آشنایی با کنگره و آموزشهایی که دیده بودم، توانستم نقطه تحمل خود را بالا ببرم. یاد گرفتم که مرگ، اتمام زندگی نیست؛ بلکه انتقال از جهانی به جهان دیگر است و پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. آموختم که انسان هیچگاه از بین نمیرود. با همین افکار، خودم را سرپا نگه داشتم، سیدیهایم را مرتب نوشتم و در جلسات منظم حضور یافتم. انرژیای که در کنگره دریافت میکردم، در هیچ جای دیگری تجربه نکرده بودم. اگر با کنگره آشنا نشده بودم، معلوم نبود اکنون در چه حالی بودم.
خداوند را شاکر هستم که کنگره را سر راه من قرار داد تا طعم حال خوش را اینجا تجربه کنم. امیدوارم در کنگره ماندگار باشم و بتوانم خدمت کنم. در پایان، از راهنمای خوب و مهربانم که با آموزشهای مفیدشان مرا به آرامش رساندند، تشکر و قدردانی میکنم. همچنین کمال سپاس و قدردانی از بنیانگذار کنگره۶۰، آقای مهندس حسین دژاکام و تمامی اعضای کنگره که همچون فرشتههای زمینی میمانند را دارم.
نویسنده: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون دوم)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
173