جلسه دوم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی ایجنت مسافر محمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر رسول با دستورجلسه «قضاوت و جهالت» روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:٠٠ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
موضوع دستور جلسه این هفته «قضاوت و جهالت» است. خیلی خوشحالم که در کنار شما عزیزان هستم. خداوند نعمت بزرگی به ما داده و جایگاه بسیار ویژهای در اختیار ما قرار گرفته است. منظورم این نیست که جایگاه ویژهای بهصورت استثنایی برای ما قائل شده باشند؛ نه. این نوبتی است که به همه داده میشود و اکنون در اختیار ما قرار گرفته تا بیاییم و در کنگره قوانین زبان هستی را یاد بگیریم؛ اگر بتوانیم یاد بگیریم و گوش دل به مطالبی که اینجا گفته میشود، مقالات و موضوعاتی که مورد بررسی قرار میگیرد بسپاریم، حتی اگر گوشهای از آن را هم درک کنیم، ارزشمند است. منظور این نیست که بگوییم صددرصد و بهطور کامل میتوانیم همه چیز را یاد بگیریم؛ نه، بلکه بخشی از آن را در این زمان و در کنگره فرا میگیریم.
آقای مهندس میفرمایند: از زمانی که انسان بهدنبال آموزش و یادگیری باشد، در مدت یک سال حضور در کنگره، به اندازه سه دوره از حیات خود آموزش میبیند. یعنی اگر کسی واقعاً بهدنبال یادگیری باشد، در همین مدت میتواند به اندازه چندین دهه تجربه کسب کند و از نظر رشد و پیشرفت در سیستم هستی، مسیر تکامل را با سرعت بیشتری طی کند؛ اما موضوع «قضاوت و جهالت»؛ چرا این دو کنار هم قرار گرفتهاند؟ چون زمانی که انسان از جایگاه مسئولیت خود خارج شود و شروع به قضاوت کند، وارد وادی جهالت میشود. قضاوت؛ یعنی تصمیمگیری درباره کاری که شخص دیگری انجام داده است. اگر این تصمیمگیری در حیطه مسئولیت ما باشد، معنا دارد؛ همانطور که یک قاضی در دادگاه، بر اساس شواهد و مدارک درباره یک پرونده تصمیم میگیرد؛ چون این وظیفه و مسئولیت به او سپرده شده است.
وقتی میخواهیم درباره شخصی صحبت کنیم، اول باید از خودمان بپرسیم: آیا من مسئول این فرد هستم؟ اگر کسی اشتباهی انجام داده، آیا مسئولیت او با من است؟ اگر نیست، پس آن موضوع به من ارتباطی ندارد و ورود من به آن، از روی جهالت است. هدف کنگره، خودشناسی است. خودشناسی یعنی یاد بگیریم بیشتر از هر چیز، رفتار و عملکرد خودمان را ببینیم. آموزشی که کنگره به ما میدهد این است که اگر این نگاه را نسبت به خودمان به کار ببریم، سازنده و مفید است؛ اما اگر بخواهیم آن را درباره دیگران بهکار ببریم، نتیجهای جز آسیب نخواهد داشت.
در مورد قضاوت، نتیجهاش چیست؟ اگر بخواهیم به زبان خودمانی بگوییم، قضاوت کردن به غیبت ختم میشود. هر بار که وارد قضاوت دیگران میشویم، درواقع وارد غیبت شدهایم. مینشینیم درباره یک نفر حرف میزنیم، درباره او تصمیمگیری میکنیم و چهبسا کمکم به تهمت و افترا هم کشیده شویم؛ چون میخواهیم بحثما ادامه پیدا کند. ریشه همه اینها همان قضاوتی است که درباره کسی انجام میدهیم که مسئولیتش با ما نیست. خیلی مراقب باشیم. حداقل در کنگره، این موضوع را بهعنوان یک تمرین شروع کنیم. شاید هنوز توانایی نداشته باشیم که در همه ابعاد زندگی این مسئله را کاملاً اصلاح کنیم؛ اما میتوانیم از کنگره آغاز کنیم.
این موضوع مثل درمان سیگار است. یک مسافر سفر اول وقتی وارد کنگره میشود، شاید از همان روز اول درمان سیگارش را آغاز نکند؛ اما حداقل چند ساعتی که در کنگره حضور دارد، سیگار مصرف نمیکند و این خودش یک تمرین است. یا مانند روزهداری در ماه رمضان؛ برای یک مسافر سفر اول، روزه گرفتن در دوران درمان توصیه نمیشود؛ چون او در حال درمان یک بیماری است؛ اما برای تمرین، حداقل در ساعاتی که در کنگره حضور دارد، از خوردن و آشامیدن پرهیز میکند.

در مورد قضاوت هم همینطور است. کنگره یک مکان امن برای تمرین است. در مورد افراد کنگره هر جایگاهی که داشته باشند، نباید قضاوت کنیم. درباره کسانی که با آنها در کنگره در ارتباط هستیم، هیچگونه قضاوتی نداشته باشیم. این یک تمرین است و بعد آثار آن را در زندگی خودمان خواهیم دید. وقتی این حرکت را آغاز کنیم، مطمئناً نتایجش را خواهیم دید. پس قضاوت و تصمیمگیری فقط در مورد خودمان و در محدوده کسانی معنا دارد که مسئولیتشان با ما است و مسئولیت هم محدوده مشخصی دارد. اگر کسی رهجوی من است و در لژیون من حضور دارد، من فقط در مورد درمان اعتیاد و موضوعات مربوط به درمان او مسئولیت دارم نه فراتر از آن و تصمیمگیری میکنم.
همیشه این مطالب را در ذهنمان مرور کنیم. چرا به کنگره میآییم؟ چرا آموزش میبینیم؟ شیوه آموزش در کنگره چگونه است؟ یک موضوع، یک هفته دستور جلسه میشود، همه درباره آن مشارکت میکنند؛ اما قرار نیست مشارکت ما فقط شعار باشد. هر شخص باید تجربه خودش را بیان کند، برداشت خودش را بگوید و آنچه را که از آن موضوع آموخته است، مطرح کند. بعد از جلسه هم باید درباره آن فکر کنیم. اگر امروز برای دیگران صحبت کردم که قضاوت نکنند، از خودم بپرسم: آیا خود من هم همینگونه عمل میکنم؟ تا چه اندازه این آموزش را اجرا کردهام؟ اگر اجرا نکردهام، چه کاری باید انجام دهم تا بتوانم آن را عملی کنم؟ چه نتایجی از اجرای آن دیدهام؟
این میشود تفکر و همانطور که گفته میشود: «با تفکر، ساختارها آغاز میشود.» یعنی ساختاری مثبت که بر پایه عمل سالم شکل میگیرد. امروز درباره آن صحبت کردهام، آن را شنیدهام و حالا میخواهم اجرا کنم. باید ببینم از چه مسیری و به چه شکلی حرکت کنم. همه ما به همین شکل عمل میکنیم. اگر این روش را ادامه دهیم، بعد از یک سال میبینیم درباره موضوعات مختلف آموزش دیدهایم، یاد گرفتهایم و ساختارهای جدیدی در وجودمان شکل گرفته است. آن وقت است که میگویند این مسافر کنگره تغییر کرده است؛ اخلاق و رفتارش تغییر کرده است. این تغییر، اتفاقی نیست؛ بلکه نتیجه همین آموزشها و همین روش است.
کنگره شرایطی را فراهم میکند که انسان، بدون فشار و با آرامش، در مسیر آموزش قرار بگیرد. مثل پیادهروی دستهجمعی؛ اگر تنها بخواهم پیادهروی کنم، شاید بعد از دو کیلومتر خسته شوم؛ اما وقتی همراه یک جمع حرکت میکنیم، بدون اینکه متوجه شویم، مسیرهای طولانی را طی میکنیم. در کنگره هم یک انرژی جمعی وجود دارد. همه با یک هدف و یک انگیزه دور هم جمع میشویم و تلاش میکنیم تفکر بهتری داشته باشیم و عمل سالمتری انجام دهیم. در این صورت، رسیدن به نتیجه بسیار آسانتر خواهد بود.
تایپیست و ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
172