چهارمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافرمحمد باقر و استادی مسافر حسن و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "قضاوت و جهالت "، روز پنجشنبه 18 تیر ماه 1405 ساعت 16:00آغاز به کار کرد.
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که یک بار دیگر توانستم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم، از جناب مهندس و خانواده ایشان تشکر میکنم، از گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبه و راهنمای خوبم آقا ناصر تشکر میکنم و آقا محمد راهنمای جونز، یک تشکر ویژه هم از همسفرم می کنم.
دستور جلسه این هفته "قضاوت و جهالت" است، امروز هم لژیون سردار خدمتگزار است برای همین من صحبتهایم را به دو بخش تقسیم میکنم، دستور جلسه و لژیون سردار، ما در کنگره ۶۰ یک سری قانون و قواعد داریم که باید به آن احترام بگذاریم هدف از آمدن به کنگره حرکت از تاریکیها به سمت روشنایی میباشد، درمان اعتیاد برای خودش یه قواعدی دارد، من روزانه خود را مورد قضاوت قرار میدهم که آیا این کاررا انجام بدهم یا انجام ندهم.
یک راهنما در لژیون رهجویش را مورد قضاوت قرار میدهد که آیا حرکتش درست بوده، درست سفر میکند یا نه، اما درجاهای دیگه در کنگره نمیتوانیم قضاوت کنیم مثلاً شما شغلت چیست، شما چند تا فرزند داری، ازدواج کردی یا نکردی، اینها در کنگره قضاوت حساب میشود که ریشه در جهل دارد.
چه همسفر و چه مسافر مینشینند کنار هم و با هم در این مورد سوال جواب میکنند که در کنگره قضاوت محسوب میشه.
در مورد دستور جلسه سردار الان خواستم صحبت کنم، در مورد بخشندگی در لژیون سردار میخواهم صحبت کنم. در لژیون سردار کسی که میبخشد و کسی که نمیبخشد مانند یک رودخانه میباشد، یکی به دریا میرسد و دیگری به مرداب، رودخانه با بخشش خودش اشجار و درختان را در مسیر خودش آبیاری میکند مردم از آن لذت میبرند، ولی مرداب چون مسیر بخشش آن بسته است و هیچ بخششی ندارد، چون راکت است و هیچ حرکتی ندارد، جایگاه حشرات و حیوانات موذی میشود.
ما هم همینطور هستیم موقعی که بخشش داشته باشیم مثل همان رودخانه میمانیم، همه لذت میبرند و استفاده میکنند.
دوستانی که اکثراً برای پهلوانی به آقای مهندس مراجعه میکنند از آنها سوال میشود که بعد از بخشش هیچ چشم داشتی نباید داشته باشید.
یه مورد دیگه که برایم اتفاق افتاد سال گذشته یک چک گرفته بودم، ۱۱ ماهه و گذاشته بودم سر حساب و برگه آن را گم کردم. بعد از ۱۱ ماه موقعی که بانکها به هم ریخته بود و هیچ چکی پاس نمیشد چک من وصول شد فکر میکردم اشتباه شده است، این چند وقت که بانکها بسته بود من از این پول استفاده کردم. به قول شاعر تو نیکی کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز.
در آخر صحبتهای خودم را با این قسمت از وادی یازدهم به پایان میرساند کسانی که همیشه در حال بازپرداخت آنچه دریافت نمودهاند هستند چه مادی و چه معنوی مانند چشمه زلال همیشه در حال شادی و شعف هستند و کسانی که هرچه دریافت میکنند در عوض هیچ گونه بازپرداخت ندارند و همه چیز را برای خود و خانواده خود میخواهند گویی تبدیل به شوره زار و کویری میشوند که هیچ درختی در آن نمیروید و همیشه در گرمای کویر منتظر طوفان شن هستند چون گیاهی نکاشتند که از طوفان شن جلوگیری نمایند.
از اینکه با سکوت زیبای خود به صحبتهای من گوش دادید متشکرم.

- تعداد بازدید از این مطلب :
209