بهنام قدرت مطلق الله
دوازدهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر هوشنگ، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» پنجشنبه 18 تیرماه 1405 ساعت 16 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که به من این اجازه را داد که در این جلسه حضور یابم و خدمت کنم و این توفیق را نصیبم فرمود که در خدمت خلق خدا باشم. از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و همچنین از مسافران و همسفران گرامی سپاسگزارم که به من این امکان را دادند تا در این جایگاه قرار گیرم.
چنانکه مینگریم، دامنۀ اعتیاد در جامعۀ ما چنان گسترش یافته است که قشر تحصیلکرده، جوان و نوجوان را نیز دربرگرفته و روزبهروز رو به افزایش است. اکنون بهسختی میتوان خانوادهای یافت که دستکم یک نفر از اعضای آن درگیر اعتیاد نباشد. از این رو، درمییابیم که نیروی منفی با شدتی افزونتر از نیروی مثبت در حال فعالیت است.
اعتیاد موجب فروپاشی خانوادهها شده است؛ ابتدا بهآرامی، فرد شغل خود، سپس حیثیت، اعتبار و آبروی خویش را از دست میدهد و در ادامه یا از سوی خانواده طرد میشود یا بهکلی خانواده را از دست میدهد و گوشهنشین میگردد.
.jpg)
ما در اینجا وظیفه داریم که با تلاش خویش، دستکم از رنج و عذاب خانوادهها بکاهیم. هرچند که ممکن است اینجا ده نفر رها شوند، اما در جامعه صد نفر دیگر گرفتار شوند، اما ما باید به وظیفۀ خود عمل کنیم.
اعتیاد آرامآرام چنان با فرد همراه میشود که همۀ داشتههایش را میستاند، بیآنکه خود متوجه شود؛ تا جایی که دیگر قدرت تشخیص ندارد. امروز شاهدیم فردی که دیپلم، فوقدیپلم، لیسانس یا حتی فوقلیسانس گرفته، یا پزشک و مهندس شده است، به دام اعتیاد میافتد. من خود پزشکانی را میشناسم که مصرفکننده هستند و نیز مهندس دژاکام که با وجود تحصیلات عالی در رشتهایی چون الکترونیک، معتاد شدند.
بهگمان من، بخشی از این معضل ناشی از کمبود آموزش در جامعۀ ماست. اگر آموزشهای لازم دربارۀ این مسائل به فرزندانمان و حتی به خودمان داده میشد، بیگمان یا گرفتار نمیشدیم یا دستکم میزان آن کاهش مییافت. در کنگره۶۰، آموزشهایی ارائه میشود که بهجرئت میتوان گفت در هیچیک از دانشگاههای جهان نظیر آن وجود ندارد. کسی که ده تا یازده ماه سفر را بهدرستی طی کند، آموزشها را دقیق فراگیرد و گوشبهفرمان راهنما باشد، در پایان سفر، دستکم از نظر سبک زندگی، تغذیه، رفتار و گفتار، به سطحی از آگاهی میرسد که میداند چه بخورد، چه نخورد، کجا برود، کجا نرود، کجا سخن گوید و کجا خاموشی پیشه کند. بسیاری از دردسرهای ما انسانها ناشی از ندانستن زمان سخن گفتن و خاموشی است.
مواد مخدر، بلایی خانمانسوز است؛ همچون اختاپوسی که بر زندگی انسان میافتد و او را به تباهی و انحطاط میکشاند. من شاهد خانوادههای بسیاری بودهام که بر اثر اعتیاد متلاشی شدهاند. اگر ما نیز در این مسیر نبودیم، چه بسا خانوادۀ خود را از دست داده بودیم. از این رو، خداوند را سپاسگزاریم که به ما توفیق داد تا در اینجا آموزش ببینیم، درمان شویم و افزون بر آن، شیوۀ درست زیستن را بیاموزیم.
.jpg)
نخستین کاری که اعتیاد با انسان میکند، گرفتنِ حکومت بر جسم اوست؛ یعنی کودتایی خزنده علیه انسان. خداوند به انسان اختیاری داد که به هیچ جاندار دیگری نداده بود؛ یعنی اختیار حرکت و تصمیمگیری دربارۀ جسم خویش. اعتیاد این اختیار را از او میستاند و دیگر ارادۀ فرد در دست خودش نیست، بلکه ماده به او فرمان میدهد. مانند خودرویی که رانندۀ آن منم و فرمان در دست من است؛ اما اگر فرمان از دست من گرفته شود و در اختیار ماده قرار گیرد، چه بسا تصادف کنم و آسیب ببینم. جسم من نیز چنین است؛ وقتی فرمان از دستم خارج شود، آسیبهای فراوانی به من وارد میشود.
تنها جایی که میتوان جبران خسارت کرد، وادی هشتم است: ابتدا جبران خسارت از خود، سپس از خانواده و در نهایت از جامعه. زیرا ما آسیبهای بسیاری به خود، خانواده و جامعه زدهایم. بهویژه همسفران عزیز که خود مصرفکننده نیستند، اما از رفتارهای ما در دوران مصرف، آسیبهای روحی و روانی فراوانی دیدهاند. چه بسا همسفرانی که روزانه ده تا بیست قرص آرامبخش مصرف میکنند؛ علت آن مشکلاتی است که بیشترِ آنها را ما برایشان پدید آوردهایم. اکنون که با ما همراهاند، باید جبران کنیم تا از دستشان راضی شویم.
روزی که به مسافرت میرفتیم، نخستین دغدغۀ ما جایگذاری و تأمین مواد بود، نه لذت سفر؛ این خود خسارتی بزرگ بود. اکنون وظیفۀ ما جبران این خسارتهاست.
اما دستور جلسۀ امروز: «قضاوت و جهالت»؛ دو موضوع بسیار مهم که در پی هم مطرح شدهاند. هر چه جهالت بیشتر باشد، قضاوت نیز بیشتر خواهد بود. چرا قضاوت میکنیم؟ اولاً از سر جهالت، و ثانیاً ناآگاهی. گاه در ذهن خود دیگران را داوری میکنیم یا با مقایسۀ آنان با دیگران، به قضاوت مینشینیم. ریشۀ این رفتار، کوتاهی در انجام مسئولیتهای خویش است به این صورت که قتی از من میپرسند چرا همکاران تو رشد کردهاند؟ در جواب این بهانه را میاورم که چون دیگران دزدی و تقلب میکنند.
بهجای آنکه دیگران را قضاوت کنیم، باید هر شب، خود را محاکمه کنیم و ببینیم در بیستوچهار ساعت گذشته، چقدر دروغ گفتهایم، چند کار ناشایست کردهایم، به چه کسانی توهین کردهایم و دل چند نفر را آزردهایم. حضرت علی(ع) میفرمایند: «هر کس که امروزش با دیروزش یکی باشد، باخته است.» پس قضاوت را باید بر خود روا داریم، نه بر دیگران.
.jpg)
جهالت، مثلثی است در جهانبینی کنگره۶۰: ترس، ناامیدی و منیت. کسی که در جهالت است، این سه ویژگی را با خود دارد؛ ترس از مواخذه شدن در مورد از انجام وظایف که به ناامیدی میانجامد. ناامیدی، بزرگترین حربۀ نیروی منفی است؛ نیرویی که هرگز ناامید نمیشود و همواره به دنبال هدفی برای ضربه زدن میگردد. در کنگره۶۰ باید از مثلث جهالت گذر کرده و به مثلث دانایی برسیم. اگر دانا باشیم، بسیاری از مشکلات امروز را نداریم؛ نه اینکه مشکل نباشد، اما آدمِ دانا میداند چگونه با مشکل برخورد کند و آن را حل نماید، نه اینکه بر مشکلاتش بیفزاید.
انسان دانا میداند مسئول زندگی خویش است و باید مشکلاتش را خود حل کند و در صورت نیاز از دیگران کمک بگیرد، نه اینکه خود و خانوادهاش را دچار دردسر کند و از دیگران توقع رهایی داشته باشد.
دربارۀ قضاوت، باید گفت که قضاوت کاری بسیار دشوار است. قاضیانی که بر کرسی قضاوت نشستهاند، سالها تحصیل و تجربه دارند، با این حال گاه ممکن است خطا کنند. اما قاضی خوب کسی است که حق را بگوید. چه بسا پروندهای دو سال بهدرازا میکشد تا حقیقت آشکار شود؛ چه رسد به ما که بیمقدمه و بیآگاهی دیگران را قضاوت میکنیم.

از شما عزیزان خواهشمندم، چون به کنگره۶۰ آمدهاید و این مطالب را میشنوید، سعی کنید هرچند این کار دشوار و عادتی دیرینه است، بهتدریج از قضاوت دیگران دوری کنید.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از همه شما متشکرم.
تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر محمدعلی، مسافر همایون،مسافر ابوالفضل
عکس: مسافر مهدی
تایید و ویرایش: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
134