جلسه هشتم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر فرهاد،نگهبانی مسافر ناصر و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» پنجشنبه ۱۸ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، فرهاد هستم، یک مسافر.
خیلی خرسندم که امروز در جمع شما عزیزان هستم و امیدوارم از مشارکتهای دوستان آموزش بگیرم و بتوانم آنها را در زندگی خود به کار ببرم.
در ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه سپاسگزارم که این بستر را برای من و همه ما فراهم کردند تا به رهایی برسیم و علاوه بر درمان اعتیاد، گرههای دیگر زندگیمان را نیز باز کنیم.
در ابتدای صحبتم میخواهم نکتهای را به سفر اولیها و تازهواردان بگویم. سال ۹۷ که خودم وارد کنگره شدم، همیشه برایم سؤال بود که چرا اینجا درباره دستورجلسه، قضاوت، جهالت، وادیها و جهانبینی صحبت میکنند. من آمده بودم اعتیادم را درمان کنم، این مباحث چه ربطی به درمان داشت؟
اما امروز بعد از این سالها به این نتیجه رسیدهام که درمان اعتیاد در کنگره ۶۰، اگر گوشبهفرمان راهنما باشیم و پروتکل درمانی آقای مهندس و اساتید را درست اجرا کنیم، به لطف خدا دستیافتنی است. چیزی که مهمتر است، حفظ حال خوش و رهایی است.
این حال خوش را نمیشود روی داشبورد ماشین گذاشت که هر کسی بیاید و آن را ببرد. باید آن را در جیبمان بگذاریم و زیپ آن را هم ببندیم. آن زیپ، همان ۵۲ دستورجلسه، ۱۴ وادی و آموزشهای جهانبینی است. اگر با این آموزشها کار کنیم، حال خوشمان ماندگار میشود.
دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است. آقای مهندس و استاد امین بارها درباره این موضوع صحبت کردهاند. برداشت من این است که قبل از هر قضاوت، ابتدا حس آن در وجود انسان شکل میگیرد. همانطور که در سیدیهای «جبر و اختیار» گفته شد، قبل از هر عمل، ابتدا حس آن ایجاد میشود.

من بعد از هفت سال هنوز نتوانستهام کاملاً دیگران را قضاوت نکنم، اما یاد گرفتهام وقتی این حس در من ایجاد شد، سعی کنم خوبیهای طرف مقابل را ببینم. حس مانند یک خبرنگار است؛ هر چیزی را که به آن توجه کنیم، همان را از جهان برای ما جمعآوری میکند. اگر خوبیها را ببینیم، حالمان بهتر میشود و اگر فقط بدیها را ببینیم، همان انرژی منفی در وجودمان رشد میکند.
در مورد خودمان، کنگره اجازه داده که خودمان را قضاوت کنیم، اما نه برای سرزنش کردن. اگر ده سال پیش اشتباهی انجام دادهام، باید بپذیرم که آن تصمیم را با آگاهی همان زمان گرفته بودم. آقای مهندس میفرمایند: گذشتهات را آنگونه که هست بپذیر. چون بسیاری از رنجها و حتی افسردگیها به خاطر نپذیرفتن گذشته است.
من خودم زمانی افراد مصرفکننده را قضاوت میکردم. فکر میکردم هیچوقت شبیه آنها نمیشوم، اما همان قضاوتها و همان حسها، آرامآرام مرا به همان مسیر کشاند. این تجربه به من یاد داد که باید خیلی مراقب حسهایم باشم.
برای من، قضاوت مثل زغالی است که زیر خاکستر پنهان شده است. تا زمانی که باد نوزد، دیده نمیشود؛ اما وقتی باد میوزد، دوباره شعلهور میشود. قضاوت هم همینطور است؛ وقتی به آن میدان میدهیم، حسهای پنهان ما را فعال میکند. اگر آن حسها مثبت باشند، نتیجه خوبی میگیریم و اگر منفی باشند، خودمان آسیب میبینیم.
در پایان، قضاوت را به صیادی تشبیه میکنم. صیاد وقتی تورش را در دریا میاندازد، میتواند مروارید و صدف بیرون بیاورد یا زباله و آشغال. این انتخاب خود اوست. ما هم اگر خوبیهای دیگران را ببینیم، مروارید جمع میکنیم و ساختار درونی خودمان را میسازیم؛ اما اگر فقط عیبها را ببینیم، سهممان از این اقیانوس چیزی جز زباله نخواهد بود.
پس بیاییم صیادهای خوبی برای زندگی خودمان باشیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.

ودرادامه جلسه لوح های تقدیر اعضای لژیون سردار توسط خزانه دار لژیون سردار مسافر علی اهدا گردید.

انتشار:مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
78