English Version
This Site Is Available In English

اخبار لژیون سردار _ نمایندگی نسترن اصفهان

اخبار لژیون سردار _ نمایندگی نسترن اصفهان

سومین جلسه از دوره دوم لژیون سردار ویژه خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی نسترن اصفهان، با استادی راهنما مسافر مریم، نگهبانی مسافر کبری و دبیری مسافر رویا، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، در روز شنبه، مورخ ۱۳ تیرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۰:۰۰ صبح آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، مریم هستم، یک مسافر.

خداوند را بابت حضور در کنگره بسیار شاکرم. دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است. آقای مهندس در ابتدای هر سی‌دی می‌فرمایند: «از بزرگترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است به خداوند پناه می‌بریم.»

واژه‌ها باید شکافته شوند تا بهتر شناخته شوند. قضاوت از قاضی بودن می‌آید. ما قاضی خلق شده‌ایم، ولی باید کجا قضاوت کنیم؟ قدیمی‌ها می‌گفتند: «دیده، لا اله الا الله... ندیده، صد لا اله الا الله...» قبل از قضاوت کردن باید به خداوند پناه ببریم. من در جایگاهی نیستم که قضاوت کنم یا عقبه شخص را ببینم.

آقای خدامی، دیده‌بان محترم، چند سال پیش استاد شعبه یاس بودند و دستور جلسه «قضاوت و جهالت» بود. ایشان فرمودند: امام صادق (ع) می‌فرمایند: «اگر کسی را قضاوت کردی، نمی‌میری تا در جایگاه قضاوت‌شونده قرار بگیری.» من چند بار باید بروم و بیایم تا خداوند فرصت جبران را به من بدهد؟

در سی‌دی «حکمت یوسف»، دکتر امین می‌گویند: «ما خودمان انتخاب کردیم که خداوند بلاها را نازل کند تا از این مشکل عبور کنیم.» من فقط در یک جا می‌توانم قضاوت کنم و آن وقتی است که در جایگاه راهنمایی قرار گرفتم؛ رهجوی خودم را قضاوت می‌کنم، ولی آن هم تبصره دارد. در هر موردی نمی‌توانم قضاوت کنم. من فقط در مورد درمان اعتیاد رهجو می‌توانم قضاوت کنم و اگر رهجویی وارد کنگره شد و راهنما متوجه شد گریز زده است، از او سؤال می‌کند: «مصرف مواد داشته‌ای؟» اگر رهجو قبول نکرد، راهنما باید بپذیرد و او را قضاوت نکند و موضوع را به مقام بالاتر بسپارد.

همه چیز قانون دارد. وقتی در کنگره کسی دنور شود یا پهلوان شود، ما نباید بگوییم: «از کجا آورده است؟ چرا ما نمی‌توانیم؟ چرا ما نداریم؟» تو نمی‌دانی پشت سر کسی که در جایگاه پهلوانی یا دنوری قرار گرفته، چه موانعی بوده است. باید مدام به خودمان بگوییم: «به تو چه؟ به من چه؟»

آقای مهندس در سی‌دی «که چی» می‌گویند: «تو حتی بچه خودت را هم نمی‌توانی قضاوت کنی. تو اجازه نداری سرِ کیف بچه‌ات بروی؛ چون از جایی خودت سهل‌انگاری کردی که درست تربیت نشده است.» بچه آینه من است، رهجو آینه من است. دوربین را باید به سمت خودم بچرخانم و ببینم خودم چه خطایی داشته‌ام.

واژه «قضاوت» قبل از «جهالت» گذاشته شده است. من هر جا که به ذهنم خطور کرد کسی را قضاوت کنم، باید بدانم خودم در جایی جهلی داشته‌ام که به خودم اجازه می‌دهم قضاوت کنم. وقتی کسی را قضاوت می‌کنم، این از ترس و منیت من می‌آید. وقتی شخصی می‌خواهد رشدی بکند و من می‌ترسم از من جلو بزند، سریع او را قضاوت می‌کنم.

من پشت سر کسی قضاوت می‌کنم که پشت سر او هستم. اگر از او جلو زدم، دیگر او را نمی‌بینم که بخواهم قضاوتش کنم. ترس دارم که رشد کند و حلقه‌ای دور گردن او می‌اندازم. آقای مهندس می‌گویند: «خودتان را قضاوت کنید، ولی به دادگاه معرفی نکنید. از خودتان شکایت نکنید. حواستان به خودتان باشد، نه به دیگران.»

باید تلاشم را بکنم تا مثلث دانایی من به دانایی مؤثر تبدیل شود. برای تغییر کردن، باید سایه‌ات را تغییر دهی.

زمانی یک شعبه موفق است که ورودی داشته باشد. وقتی ورودی نداشته باشد، حتماً یک جای کار ما ایراد دارد. ما درست تلاش نکرده‌ایم، سایه‌مان ایراد دارد و حس‌هایمان سالم نیست. باید به همدیگر حس خوب بدهیم تا ورودی‌های شعبه‌مان زیاد شود. ممنون که به صحبت‌های من توجه کردید.

تایپ: مسافر رویا، دبیر لژیون سردار، نمایندگی نسترن اصفهانو

یرایش: مسافر هاجر، لژیون هفتم، نمایندگی نسترن اصفهان

بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .