گاهی خداوند، پاسخ سالها اشک و دعا را در مسیری قرار میدهد که شاید هرگز تصورش را نمیکردیم. برای من، آن مسیر کنگره ۶۰ بود؛ جایی که آموختم برای رسیدن به آرامش، ابتدا باید خودم تغییر کنم.
پیش از آشنایی با کنگره، تمام نگاهم به مسافرم بود و تصور میکردم اگر او تغییر کند، زندگی ما نیز آرام خواهد شد. اما آموزشها به من آموختند که سفر همسفر، سفری برای شناخت خویشتن است؛ سفری که در آن صبر، محبت، احترام و آگاهی جای ترس، خشم و ناامیدی را میگیرند.
روز رهایی مسافرم، فقط پایان مصرف نبود؛ بلکه ثمره روزهای سخت، صبر، آموزش و حرکت در مسیر درست بود. آن روز، خداوند بار دیگر به من نشان داد که هیچ تاریکی ماندگار نیست، اگر انسان راه درست را پیدا کند و با امید در آن قدم بردارد.
امروز با قلبی سرشار از عشق، خداوند را شکر میکنم که نعمت آشنایی با کنگره ۶۰ را نصیب خانواده ما کرد. از تمام راهنمایان و خدمتگزارانی که بدون هیچ چشمداشتی، دانایی خود را در اختیار دیگران قرار میدهند، صمیمانه قدردانی میکنم؛ زیرا اگر این آموزشها نبود، شاید هرگز معنای واقعی آرامش را درک نمیکردم.
اکنون باور دارم که رهایی، فقط رهایی یک مسافر نیست؛ رهایی یک خانواده است. روزی که امید دوباره در خانه جان میگیرد، لبخندها از سرِ اطمینان بر لبها مینشینند و زندگی رنگ دیگری پیدا میکند.
آرزو میکنم همهٔ همسفرانی که امروز با امید در این مسیر قدم برمیدارند، روزی شیرینی این لحظه را تجربه کنند و بدانند که هیچ دعایی در پیشگاه خداوند بیپاسخ نمیماند، اگر با صبر و حرکت همراه باشد.
نویسنده: همسفرملیحه رهجوی راهنما همسفرمحبوبه (لژیون سوم)
تنظیم و ارسال: همسفر فریبا ، رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون سوم)دبیر سایت
نگهبان سایت: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون اول)
- تعداد بازدید از این مطلب :
54