پنجمین جلسه از دوره چهاردهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه:" جهالت و قضاوت" در روز چهارشنبه ۱7تیر ماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز در این جایگاه هستم و فرصت صحبت کردن دارم. از نگهبان جلسه، ایجنت محترم، گروه مرزبانی، و همه عزیزانی که برای برپایی این جلسه زحمت کشیدند تشکر میکنم. همچنین از آقا محمد کاوریان، و بهخصوص از راهنمای عزیزم، آقا ابوذر، صمیمانه قدردانی میکنم که با صبر، محبت و دلسوزی کنار من بودند و کمکم کردند تا این مسیر را ادامه بدهم.من با تخریب خیلی سنگین هروئین و شیشه وارد کنگره ۶۰ شدم. قبل از ورود به کنگره، راههای زیادی را امتحان کرده بودم؛ کمپ، متادوندرمانی، کلینیک و روشهای مختلف دیگر، اما هیچکدام برای من نتیجه نداشت. مصرف من خیلی شدید بود؛ بهطوریکه در طول ۲۴ ساعت، ۵ تا ۶ بار مصرف میکردم. همین موضوع باعث شده بود زندگیام از هم بپاشد. نه از نظر جسمی آرامش داشتم، نه از نظر روحی، نه در کار و زندگی روزمره. همه چیز تحت تأثیر مصرف قرار گرفته بود و عملاً من در یک سراشیبی خطرناک قرار داشتم.
آشنایی من با کنگره ۶۰ به واسطه همسفرم بود. ایشان باعث شدند من با این مجموعه آشنا شوم و وارد جلسات شوم. وقتی وارد کنگره شدم، برای اولین بار حس کردم شاید راهی وجود دارد که بتوانم از این وضعیت بیرون بیایم. البته مسیر درمان برای من هم مثل خیلی از دوستان، بدون سختی نبود. در اواخر سفر اول، دچار لغزش شدم و دوباره شیشه مصرف کردم. همان یک لغزش، حال مرا خیلی بد کرد. مخصوصاً سیستم خوابم بههم ریخت و دچار اختلال شدید خواب شدم. این موضوع واقعاً من را به هم ریخت و باعث شد بیشتر متوجه شوم که اعتیاد فقط جسم را درگیر نمیکند، بلکه همه بخشهای زندگی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد.
در آن شرایط، راهنمایم خیلی به من کمک کرد. با صبوری و پیگیری ایشان و همچنین با کمک آقای مهندس، توانستم دوباره به مسیر برگردم. مدتی هم در بیمارستان بستری شدم، اما بعد از آن دوباره سفرم را ادامه دادم. این تجربه برای من خیلی مهم بود، چون فهمیدم اگرچه لغزش ممکن است اتفاق بیفتد، اما مهم این است که انسان ناامید نشود و دوباره به مسیر درست برگردد.امروز با تمام وجودم میگویم که مدیون کنگره ۶۰ هستم. مدیون روش درمانی آقای مهندس هستم و مدیون صبوری و محبت راهنمایم. الان در سفر دوم هستم و خدا را شکر میکنم که توانستم دوباره ادامه بدهم..jpg)
در مورد دستور جلسه، و مخصوصاً موضوع قضاوت، صور آشکار و صور پنهان، برای من این درک به وجود آمده که درمان فقط در ظاهر نیست. یعنی فقط این نیست که مصرف قطع شود یا جسم به حالت عادی برگردد. بخش مهمتری هم وجود دارد و آن، صور پنهان انسان است؛ جایی که فکر، احساس، قضاوتها، ناراحتیها و ناهماهنگیهای درونی قرار دارند. من در کنگره یاد گرفتهام که اگر بخواهم به تعادل برسم، باید روی درون خودم هم کار کنم. قضاوت کردن دیگران، انسان رااز مسیر خودش دور میکند. وقتی ذهن من درگیر قضاوت باشد، فرصت رشد و درمان واقعی را از دست میدهم.کنگره ۶۰ به من یاد داده که برای رسیدن به آرامش، باید هم صور آشکار را ببینم و هم صور پنهان را. یعنی هم ظاهر زندگی و هم درون خودم را اصلاح کنم. این نگاه برای من خیلی ارزشمند بوده و باعث شده نسبت به خودم و دیگران مسئولانهتر رفتار کنم.
در پایان، از آقای مهندس دژاکام، بنیانگذار کنگره ۶۰، و از همه خدمتگزاران عزیز تشکر میکنم. همچنین از راهنمای مهربانم، آقا ابوذر، دوباره سپاسگزارم که در این مسیر کنار من بودند. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما عزیزان تشکر میکنم.
عکس:مسافرحسین- لژیون چهارم
تایپ،بارگذاری و ارسال:مسافرمحمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
89