هفتمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی مسافرپهلوان سعید نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر امیر حسین با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» در روز چهارشنبه 17 تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکرم که این فرصت پیدا شد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم. از آقا علیرضا، راهنمای محترم، تشکر میکنم که این اجازه را به من دادند.
موضوع جلسه امروز در مورد «قضاوت و جهالت» است. من قبل از اینکه وارد کنگره شصت شوم، تقریباً دوازده سال در مدرسه آموزش دیدهام؛ اما آموزشهای آن دوران بیشتر مربوط به خواندن، نوشتن و ریاضیات ساده بود. به همین دلیل وقتی وارد کنگره شدم، اصلاً یادم نموندن و برای ارائه دادن مطلب استرس زیادی داشتم. مثلاً روز چهارشنبه که میکروفن را به من دادند، اصلاً نمیدانستم چه بگویم و فقط یک تشکر کوتاه کردم و ساکت بودم. اما وقتی نگاهی به آقای علی کسیری انداختم و او با یک چشمک، مهر تایید به من زد، کمی حالم خوب شد.
آنچه امروز از آموزشهای آقای مهندس یاد گرفتهام این است: خداوند قدرت قضاوت را در وجود همه انسانها قرار داده تا از قدرت اختیار خود استفاده کنند. وقتی اختیار داریم، باید فکر کنیم و ببینیم کاری که میخواهیم انجام دهیم درست است یا نه. قضاوت کردن باید فقط شامل خودمان باشد؛ یعنی من باید اعمال خودم را بررسی و قضاوت کنم.
اگر تخریب در انسان ایجاد نشده باشد، قدرت تفکر او نیز خوب است و میتواند میان خوب و بد تشخیص دهد. اما متأسفانه وقتی تخریب بالا میرود، فرد گاهی از انجام کارهای اشتباه لذت میبرد و آن را «زرنگی» میپندارد. در اینجا باید از قدرت قضاوت استفاده کرد تا خود را قضاوت کنیم و ببینیم کارمان درست بوده یا نه.
در مورد قضاوت کردن دیگران، اگر بشنویم کسی در یک درگیری، فرد دیگری را کشته است، شاید آنقدر ناراحت نشویم چون میدانیم درگیری پیش آمده است؛ اما اگر بشنویم کسی پشت سر دیگری سرزنش میکند یا غیبت میکند، بسیار ناراحت میشوم. سرزنش کردن و قضاوت دیگران کار بسیار اشتباهی است. استاد امین نیز میفرمایند وقتی ما کسی را قضاوت یا سرزنش میکنیم، نوعی انرژی میگیریم که من خودم علی رضاهم این را تجربه کردهام.

من خودم وقتی کارگرم را سرزنش میکردم انرژی میگرفتم در مورد «صور پنهان» انسانها، استاد امیر میفرمایند که نوعی آشوب در لایههای پنهان ایجاد میشود. از آنجایی که ما از صور پنهان دیگران آگاهی نداریم، آنجا تخریب ایجاد میشود. برای مثال، وقتی وارد خانهای میشوید که دوست ندارید در آن بنشینید و میخواهید سریع خارج شوید، دلیلش این است که احتمالاً در آن خانه نیروهای منفی در حال جنگ با یکدیگرند. در خانههایی که قضاوت و پشت سر هم حرف زدن عادی شده، انرژیهای منفی بسیار قدرت میگیرند و فضا شبیه میدان جنگ میشود؛ هرچند ما این جنگ را نمیبینیم.
در بخش دوم یعنی «جهالت» برای قضاوت کردن، باید دانش، صفتها و ویژگیهای خاصی داشت. اولاً اینکه ما حق نداریم کسی را قضاوت کنیم و هر کس فقط موظف است اعمال خودش را قضاوت کند. قاضی که شغلش قضاوت است، برای صدور حکم تحقیق و بررسی میکند، اما کسی که در خانه مینشیند و بدون تحقیق به دیگران حکم میدهد، در واقع در حال ایجاد تخریب در دیگران و شوراندن ذهنها نسبت به هم است.
در نهایت، برای قضاوت کردن به آگاهی و تحقیق نیاز است، اما برای «جهالت» هیچ چیز لازم نیست. فرد در مرحله جهالت، به دلیل همان نادانی است که به مسیرهای غلط میرود؛ مثلاً به مصرف مواد مخدر یا شروع به غیبت کردن روی میآورد.
- تعداد بازدید از این مطلب :
80