English Version
This Site Is Available In English

آگاهی، قضاوت بی‌دلیل را از بین می‌برد

آگاهی، قضاوت بی‌دلیل را از بین می‌برد

یازدهمین جلسه از دور چهل و چهارم کارگاه‌های آموزشی ویژه مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی ایمان با استادی مرزبان مسافر مهدی و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر امیر با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» در روز چهارشنبه 17 تیر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صحبت کنم، از راهنمای محترم، آقا مجتبی، و ایجنت محترم، آقای علی‌اکبر، تشکر می‌کنم که باعث شدند من در این جایگاه قرار بگیرم و یک بار دیگر آموزش ببینم. انرژی این جایگاه واقعاً خیلی بالاست و خوشحالم که دوباره پشت میکروفون هستم.

اما در مورد دستور جلسه «قضاوت و جهالت»؛ به نظر من، یکی از نشانه‌های جهالت، قضاوت کردن است. ما درباره خیلی از افراد هیچ اطلاعاتی نداریم، اما بی‌دلیل آن‌ها را قضاوت می‌کنیم. اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، یادم هست که با بچه‌ها به خانه مشتری می‌رفتیم. قبل از اینکه کار را شروع کنیم، به میز یا جا کلیدی خانه نگاه می‌کردیم یا ماشین طرف را می‌دیدیم و از روی آن قضاوت می‌کردیم که این شخص چقدر پول دارد و چقدر باید از او دستمزد بگیریم یا نگیریم. همه این‌ها از نادانی و ناآگاهی ما بود.

یا در مغازه‌ام، وقتی کسی وارد می‌شد، با خودم می‌گفتم هر کسی مصرف‌کننده باشد، از روی چشمانش می‌توانم تشخیص بدهم. به چشم‌های طرف نگاه می‌کردم و فوری قضاوت می‌کردم که این شخص مصرف‌کننده است، در حالی که بعداً می‌فهمیدم مثلاً بنده خدا بیماری قند داشته است. این‌ها همه از ناآگاهی بود که دیگران را قضاوت می‌کردیم.

خدا را شکر، از زمانی که به کنگره آمده‌ام و این دو سه سالی که در کنگره هستم، هر وقت بخواهم درباره کسی حکمی صادر کنم، اول با خودم دو دوتا چهارتا می‌کنم. دیگر بی‌دلیل نمی‌گویم چرا این شخص این‌طور راه می‌رود، چرا قیافه‌اش این‌طوری است یا چرا این‌گونه رفتار می‌کند. به قول مهندس، انسان قبل از اینکه دیگران را قضاوت کند، باید کمی تفکر کند. بهترین کار این است که انسان به کار دیگران کاری نداشته باشد و حواسش به خودش و زندگی خودش باشد. این‌گونه خیلی راحت‌تر می‌تواند زندگی کند. وقتی انسان آگاهی پیدا می‌کند، دیگر برای هر اتفاقی دیگران را بی‌دلیل قضاوت نمی‌کند.

امروز هم در راه که می‌آمدم، یکی از بچه‌ها به من گفت: "چقدر خواب بودی، تازه از خواب بیدار شدی و آمدی؟" من گفتم: "ببین، دستور جلسه امروز قضاوت است و امروز خودم استاد جلسه هستم". در حالی که  نمی‌دانست من از صبح سر کار بودم و فقط نیم ساعت قبل از جلسه، آقا مجتبی با من تماس گرفت و گفت که باید استاد جلسه باشی. اگر این اتفاق قبل از آشنایی من با کنگره می‌افتاد، شاید اصلاً نمی‌آمدم یا بهانه می‌آوردم و می‌گفتم یک نفر دیگر را بگذارید.

اما خدا را شکر، اینجا تا حدودی توانسته‌ام خودم را تغییر بدهم. دیگر به ظاهر دیگران کاری ندارم. اگر چشم‌های کسی پف کرده باشد، نمی‌گویم حتماً خواب بوده یا مصرف‌کننده است؛ شاید بنده خدا بیماری قند یا مشکل دیگری داشته باشد. از اینکه با سکوت و توجه‌تان به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
 

تایپ: مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر پویا
عکاس خبری: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .