در سیدی قضاوت و جهالت آقای مهندس عنوان کردند ما برای قضاوت کردن احتیاج به پیش نیازهای زیادی داریم اما برای جهالت به هیچ پیش نیازی احتیاج نداریم چون جهالت مترادف با نادانی است. وقتیکه جهالت و نادانی باشد با خودش ترس، ناامیدی، منیت، حرص، خودخواهی و ... را به ارمغان میآورد یعنی هیچ کدام از این موارد را جهالت به وجود نمیآورد؛ بلکه باید جهالت باشد تا این موارد به وجود بیاید در حقیقت اینها میوههای جهالت هستند. انسان زمانیکه خلق شد، قدرت مطلق اعلام کرد که چنین موجودی را خلق کردم که دارای ویژگیهای خاص است و آن را از خاک آفریدم. یعنی تمام موادی که در خاک است در بدن انسان نیز وجود دارد.
از خداوند پرسیدند: چرا چنین موجودی را خلق کردی که در زمین فساد و خونریزی کند؟ خداوند گفت: من میدانم آنچه را که شما نمیدانید! خداوند ویژگی خاص اختیار را به انسان داد و به او گفت: میخواهم خودت سرنوشت خودت را تعیین کنی که به راه فسق و فجور بروی یا به راه تقوا بروی. زمانیکه خداوند به انسان اختیار داد یعنی قدرت قضاوت کردن را هم به او داد؛ اما قضاوت در مورد خودش و در موردِ مسیر خودش. انسان فطرتاً قاضی به دنیا آمده و لحظه به لحظه در حال قضاوت کردن است که این غذا را بخورم یا نخورم؟ این لباس را بپوشم یا نپوشم و ...
خداوند همراه این قضاوت یک عملیات شعبده به کار برده است که وقتی انسان میخواهد قضاوت کند یک صحنه یا یک راه مثل گلستان و یک راه مثل آتش است. حالا شعبده اینجا است که وقتی پای در گلستان میگذاری از جهنم و دوزخ سر درمیآوری و وقتی پا در خار و آتش میگذاری از گلستان سر درمیآوری یعنی راه سختی به آسانی و راه آسان به سختی منتهی میشود. مثل فردی که ۴۰ سال زحمت، تلاش و کوشش کرده و یک سرمایهای به دست میآورد یا ملکی میخرد چون از راه صراط مستقیم به دست آورده ممکن است چند نسل از این زحمات استفاده کنند. فردی هم دو کیلو شیشه را معامله میکند در عرض دو ساعت همان پول و سرمایه را به دست میآورد ولی به کجا میرسد؟ بچههای آنها از کجا سر در میآورند؟
درمان اعتیاد، روزه گرفتن و ... همه مواردی هستند که سختی دارند اما به کجا میرسند؟ این قضاوتها برای همه ما در فطرتمان برنامهریزی شده است و درست هم هست. تا جاییکه ما در مورد خودمان قضاوت میکنیم کار عادی و طبیعی است اما بحث ما در اینجا این است که در مواردی که به ما ارتباط ندارد ما وارد حوزه قضاوت میشویم و شروع میکنیم در مورد دیگران قضاوت کردن که به ما ارتباطی ندارد. دستور است که در امور شخصی دیگران ظن بد و گمان بد نبر؛ وقتی ظن بد و گمان بد ببریم وارد تجسس میشویم و بعد وارد مرحله سرزنش کردن میشویم که از جهالت است.
وقتی قاضی میخواهد قضاوت کند باید طرفین دعوا حاضر باشند؛ یک طرف تنها برود، حرفهایش را بزند و بعد طرف مقابل برود و حرفهایش را بزند و بعد دوتایی بروند و مقابل هم حرف بزنند هر کدام دلیل، مدرک، شواهد و سند را فراهم کنند. برای یک دعوا متهم، وکیل، دادستان، قاضی، هیئت منصفه، گروه تجسس کلانتری و پلیس هست و همه تحقیق میکنند و بعد پزشکی قانونی و ثبتاحوال میروند و کلی مدارک و شواهد را بررسی میکنند، آزمایش خون، مو، صحنه و همه را انجام میدهند. تازه همه اینها که انجام شد قاضی مطرح میکند با هیئت منصفه که ۷ یا ۸ آدم عادل هستند حکم صادر میکنند که گناهکار یا بیگناه است؟
بارها و بارها ما شاهد این بودیم که هیئت منصفه و قاضی همه اشتباه کردند یعنی فردی که اعدام شده اصلاً قاتل نبوده و ۵ سال بعد یک جایی طرف را میگیرند و اعتراف میکند که آن قتل را من انجام دادم. پس با وجود همه این مدارک باز امکان دارد که قاضی اشتباه کند! حالا به ما یک حرف روی هوا در مورد یک شخص میزنند و ما شروع میکنیم به قضاوت کردن و حکم صادر کردن. آیا این جهالت نیست؟ بنابراین، اموری که به ما هیچ ارتباطی ندارد و ما وارد آن حوزه میشویم و در موردش وارد داوری میشویم ریشه در جهالت است که با خودش نادانی، خرافات، خودخواهی، وابستگی، نداشتن مسئولیت، منیت، کبر، غرور و ... را به ارمغان میآورد.
منظور از این دستور جلسه این است که همه بنشینند و بررسی کنند که در مورد آن چیزهایی که به ما مربوط نیست دخالت نکنیم، افکار و اندیشه را بر پایه مثبت بگذاریم. اگر خیلی خوب بیل میزنیم باغچه خودمان را بیل بزنیم. اگر خیلی خوب فیلمبرداری میکنیم دوربین را روی خودمان بیاندازیم و از خودمان فیلمبرداری کنیم. به قول حضرت مسیح که میگوید: خاری را در چشم دیگران میبینی ولی بیلی را در چشم خودت نمیبینی! پس قضاوت کار هر کس نیست و نباید برای دیگران به داوری بنشینیم؛ برای قضاوت کردن به منابع اطلاعات زیادی نیاز داریم. بنابراین برحسب ظن و گمان به داوری دیگران ننشینیم.
نویسنده: راهنما همسفر سلیمه
رابط خبری: راهنمایتازهواردین همسفر مریم
ارسال: راهنما همسفر فاطمه(دبیر سایت)
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
45