English Version
This Site Is Available In English

پاکسازی ریشه‌های درونی

پاکسازی ریشه‌های درونی

بعد از شنیدن سی‌دی فاضلاب‌های جوشان بیشتر از هر چیزی به این فکر کردم که انسان تا وقتی در آرامش است، خودش را خوب و متعادل می‌داند؛ اما ارزش واقعی هر انسان در زمانی مشخص می‌شود که تحت فشار قرار می‌گیرد. درست مثل لیوانی که اگر تکانش بدهی، فقط همان چیزی از آن بیرون می‌ریزد که از قبل داخلش بوده است. خیلی وقت‌ها ما دیگران را مقصر عصبانیت، ناراحتی یا رنج خودمان می‌دانیم، در حالی که شاید آن‌ها فقط باعث شدند چیزی که سال‌ها درون ما پنهان بوده، خودش را نشان بدهد. این نگاه مسئولیت را از دوش دیگران برمی‌دارد و روی شانه‌های خودمان می‌گذارد. مسئولیتی که شاید سخت باشد؛ اما تنها راه تغییر واقعی است.

به نظرم پاک کردن صورت مسئله، درمان نیست. اگر فقط رفتارمان را کنترل کنیم؛ اما ریشه‌های خشم، ترس، غرور یا حسادت را نشناسیم، دیر یا زود دوباره همان فاضلاب از جایی دیگر سر باز می‌کند. تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که منبع آلودگی را پیدا کنیم، نه فقط بوی آن را پنهان کنی. برداشت دیگری که برایم پررنگ شد این است که هر اتفاق تلخ زندگی، می‌تواند یک آینه باشد. آینه‌ای که به جای نشان دادن چهره، درون ما را نشان می‌دهد. اگر از این زاویه نگاه کنیم، حتی آدم‌هایی که باعث ناراحتی ما می‌شوند، ناخواسته بخشی از مسیر شناخت خودمان هستند. بارها دیده‌ام که افراد بعد از یک انتقاد ساده یا یک بی‌توجهی کوچک، واکنشی بسیار شدید نشان می‌دهند. احتمالاً آن واکنش مربوط به همان لحظه نیست، بلکه حاصل زخمی قدیمی است که فقط دوباره لمس شده است. همین موضوع باعث می‌شود کمتر دیگران را قضاوت کنم و بیشتر به ریشه‌ها فکر کنم.

این سی‌دی برای من یادآوری می‌کند که رشد، یک اتفاق ناگهانی نیست. مثل تمیز کردن یک رودخانه است. اگر سال‌ها آلودگی وارد آن شده باشد، با یک بار پاکسازی زلال نمی‌شود. باید صبور بود، آموزش دید، تمرین کرد و هر روز بخشی از این آلودگی‌های درونی را شناخت و رها کرد. شاید مهم‌ترین جمله‌ای که بعد از شنیدن این فایل در ذهنم ماند این بود که: وقتی درون انسان آرام شود، بیرون دیگر قدرت سابق را برای به هم ریختن او ندارد. آن زمان دیگر زندگی میدان جنگ نیست. میدان شناخت و یادگیری است. انسان معمولاً فکر می‌کند مشکلاتش از بیرون می‌آید. از آدم‌ها، شرایط، بی‌پولی یا گذشته، اما این سی‌دی می‌گوید: درون هر کدام از ما مخزنی از احساسات و افکار حل‌نشده وجود دارد. مثل فاضلابی که سال‌ها جمع شده است. تا وقتی آرام است، خیال می‌کنیم همه چیز خوب است؛ اما کافی است یک اتفاق کوچک بیفتد. یک حرف، یک بی‌احترامی، یک ناکامی ... ناگهان خشم، حسادت، ترس یا ناامیدی با شدت بیرون می‌زند. آن اتفاق بیرونی علت اصلی نبوده فقط در مخزن را باز کرده است. نکته‌ای که برای من جالب است این است که این نگاه، آدم را از نقش قربانی بیرون می‌آورد. یعنی به جای این‌که بگوید: فلانی اعصابم را خراب کرد، می‌گوید: فلانی چیزی را درون من فعال کرد که از قبل وجود داشت.

از این زاویه، رشد یعنی این‌که به جای سرپوش گذاشتن روی این فاضلاب یا وانمود کردن به خوب بودن، کم‌کم آن را تصفیه کنیم. نه با سرکوب، نه با انکار، بلکه با شناخت، آموزش، تجربه و تغییر تدریجی، وقتی مخزن تمیزتر شود، همان اتفاق‌هایی که قبلاً انفجار ایجاد می‌کردند، دیگر واکنش شدیدی در ما به وجود نمی‌آورند. برداشت دیگرم این‌که این سی‌دی تلویحاً می‌گوید: ظاهر آرام انسان، معیار سلامت او نیست. ممکن است کسی بسیار مؤدب و آرام به نظر برسد؛ اما فقط هنوز موقعیت مناسب برای جوشیدن آن فاضلاب پیش نیامده باشد. سلامت واقعی زمانی مشخص می‌شود که در شرایط سخت هم بتواند تعادلش را حفظ کند. به نظرم ارزشمندترین پیام این سی‌دی همین است: تغییر واقعی از کنترل رفتار شروع نمی‌شود. از پاک‌سازی ریشه‌های درونی شروع می‌شود. رفتار فقط آخرین حلقه زنجیر است.

منبع: سی‌دی فاضلاب‌های جوشان از مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر پریا رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون سردار)
رابط خبری: راهنما همسفر زهرا (لژیون سردار)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .