English Version
This Site Is Available In English

انسان مسئولیت عملکرد خود را نمی‌پذیرد

انسان مسئولیت عملکرد خود را نمی‌پذیرد

برداشت همسفر منیره از سی‌دی موانع محبت۱:

انسان‌ها برای دست‌یابی به درجه خلوص، تزکیه و پالایش، با رنج‌های بسیاری مواجه می‌شوند. در مواجهه با این رنج‌ها، دو اتفاق ممکن است رخ دهد: یا انسان به سمت رشد و خالص شدن پرتاب می‌شود و یا بر اثر فشارِ آن، دچار فروپاشی و نابودی خود و اطرافیانش می‌گردد. هر انسانی که بخواهد محبت را عمیقاً درک کند، باید از این مرحله «عبور از خویش» یا مرحله نابودی (تخریبِ نقاب‌های درونی) گذر کند. در واقع، زمانی که انسان از نظر روانی دارایی‌های کاذب خود را از دست می‌دهد، مرحله ساختن و رشد آغاز می‌شود؛ اما باید توجه داشت که این مرحله بسیار حساس است و انسان باید بتواند از این دورانِ تخریب، به سلامت عبور کند. در مسیر محبت، رسیدن به رشد، همواره با نوعی تخریبِ ساختارهای منفی همراه است. برای برداشتن موانع، باید خودِ مشکل را به صورت ریشه‌ای حل کرد، نه اینکه با انتخابِ جایگزین، صورت‌مسئله را پاک نمود. محبت دارای درجه خلوص است؛ هرچه خالص‌تر باشد، عمق بیشتری می‌یابد؛ درست مانند آب که هرچه خالص‌تر باشد، گواراتر است و رسیدن به این گوارایی به‌سادگی ممکن نیست.

در مورد مراحل رسیدن به محبت، همواره باید در پی برطرف کردن ناتوانی‌های خود باشیم. اگر ناتوانی‌ها از بین بروند، توقع ما از دیگران و به تبع آن، نیازِ افراطی به تأیید و احترامی که در پی آن هستیم، کاهش می‌یابد. زمانی که این نیازها برطرف شوند، حسِ مالکیت نسبت به آنچه دوست داریم و تلاش برای تصاحبِ به‌زورِ آن، از بین می‌رود؛ در این نقطه است که محبت واقعی خود را نمایان می‌کند. تا زمانی که به ناتوانی‌های خود پی نبریم، برای توجیه رفتارهایمان کلی دلیل و پارامتر می‌تراشیم تا خود را قانع کنیم. انجام این کار در عمل بسیار دشوار است و سفری طولانی در پیش دارد. برای رسیدن به این هدف، باید حس خشم، ناامیدی و ترس را در خود کاهش دهیم یا از بین ببریم و با دستیابی به قدرتِ بخشش، موانعِ محبت را کنار بزنیم تا به آن تزکیه و پالایشِ درونی دست یابیم.»

برداشت همسفر زهرا از سی‌دی موانع محبت۲:

برای آن‌که محبتی شکل بگیرد، موانعی وجود دارد و هرچه محبت خالص‌تر باشد، این موانع بیشتر و عبور از آن‌ها دشوارتر خواهد بود. این پالایش‌ها به‌راحتی انجام نمی‌شوند. برای انتخاب یک نفر جهت دوست داشتن، سه راه وجود دارد: نخست، نفرت؛ آن‌گاه که می‌بینیم فرد دیگری نیز او را دوست دارد. دوم، ایستادگی و استمرار در دوست داشتن و تلاش برای اثبات خود به او. و راه سوم، که بهترین راه است، رهایی؛ راهی که نهایت محبت را نشان می‌دهد.

پس از آن، مانع دیگری به نام مالکیت مطرح می‌شود؛ یعنی احساس تملک نسبت به یک نفر. زمانی که تصور کنیم کسی در تصرف ما قرار گرفته است، در واقع کار رابطه رو به پایان می‌رود. این مسئله حتی در ازدواج نیز می‌تواند مصداق داشته باشد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که با پدید آمدن حس مالکیت، رابطه از مسیر طبیعی خود خارج می‌شود. بنابراین، باید مرز میان محبت و مالکیت را بشناسیم و اجازه ندهیم این دو با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.

ما نباید نسبت به چیزی یا کسی، دچار محبت افراطی شویم؛ زیرا در چنین حالتی، زمینه برای شکل‌گیری مالکیت بیشتر می‌شود. از سوی دیگر، هرگاه چیزی را خود خلق کنیم، بیشتر احساس مالکیت نسبت به آن پیدا می‌کنیم؛ مانند گرفتن مدرک، به‌دست آوردن جایگاه، یا داشتن یک خودروی گران‌قیمت. پشت این مالکیت، نوعی جاذبه به‌وفور دیده می‌شود. در اینجا، جاذبه نقطه مشترک میان محبت و مالکیت است و دقیقاً از همین‌جا ذهن انسان دچار فریب می‌شود.

هر چیزی که باعث می‌شود انسان برای آن بهای بسیار سنگینی بپردازد، به صور پنهان درون او بازمی‌گردد. پس از جاذبه، مسئله توقع مطرح می‌شود؛ توقعی که ریشه در حس مالکیت دارد. توقع، لایه‌ای درونی است که در وجود ما شکل می‌گیرد. برای مثال، انتظار داریم برخی افراد برای ما کاری انجام دهند. این توقع از ناتوانی انسان سرچشمه می‌گیرد. وقتی من نمی‌توانم به برخی پرسش‌ها پاسخ بدهم، این مسئله از ناتوانی من ناشی می‌شود. بنابراین، ناتوانی باعث ایجاد توقع می‌شود.

اگر انسان بتواند اشکال‌ها و ناتوانی‌های خود را به توانایی تبدیل کند، توقع از بین می‌رود و به‌تبع آن، حس مالکیت نیز کاهش می‌یابد. آن‌گاه محبت بهتر و خالص‌تر نمایان می‌شود. نکته جالب این است که تا زمانی که انسان حس‌های خود را نشناسد، تمام تمرکز او بر بیرون خواهد بود؛ بر مردم، آدم‌ها، پدر و مادر و دیگران. این توجه افراطی به بیرون، گاهی برای آن است که فرد ناتوانی‌های خود را نبیند.

مشکل اصلی آن است که انسان مسئولیت عملکرد خود را نمی‌پذیرد. به همین دلیل، برای مثال درباره اعتیاد، دلایل فراوانی بیان می‌شود؛ در حالی که خاصیت این دلایل متعدد آن است که انسان را از علت اصلی دور می‌کنند. در جهان‌بینی باید پارامترهای اضافی را حذف کرد تا به راه اصلی رسید. در مسئله اعتیاد نیز باید راه‌های فرعی را کنار گذاشت تا به مسیر اصلی درمان دست یافت.

اگر از حذف شدن دیگران از یک آزمون خوشحال شویم، نشان می‌دهد که نوعی حس مالکیت در درون ما وجود دارد. پس نیروی مالکیت و محبت هر دو در وجود ما حضور دارند و ممکن است هم‌زمان فعال باشند. مهم آن است که اجازه ندهیم درصد مالکیت در درون ما بالا برود.

وقتی انسان چیزی را در زندگی بخواهد و آن را از او بگیرند، سه حس در او به‌وجود می‌آید: خشم، ترس و ناامیدی. انسان باید بتواند از این سه حس عبور کند. هنگامی که از این مرحله عبور کرد، آمادگی آن را پیدا می‌کند که اتفاقی عمیق و سازنده در وجودش رخ دهد. این روند ممکن است طولانی باشد، اما در نهایت پاداش بزرگی به همراه دارد.

این‌که انسان از پیشرفت دیگران خوشحال شود، یکی از بزرگ‌ترین ثروت‌هایی است که می‌تواند داشته باشد. چنین نگرشی باعث می‌شود دیگر کسی نتواند با او وارد رقابت ناسالم شود؛ زیرا او از درون، به آرامش و بلوغ رسیده است. در نهایت، بسیاری از شکست‌های ما ریشه در ناتوانی‌های خودمان دارند.

منبع: سی‌دی موانع محبت۱و۲ استاد امین

نویسنده: همسفر منیره و همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرانک ( لژیون چهارم )

ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت

همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .