English Version
This Site Is Available In English

از ناامیدی تا آرامش

از ناامیدی تا آرامش

همسفرمریم:

برای یک مادر، خودگذشتگی معنای دیگری دارد. من فکر می‌کنم به لطف دوستان در کنگره، توانستم به خواسته‌ها و آرزوهای دیرینه خود دست پیدا کنم. سال‌ها بود که به خاطر اعتیاد پسرم بسیار رنج می‌کشیدم. دوستان من، نمی‌دانم شما چقدر در دام اعتیاد فرزندتان گرفتار بوده‌اید، اما بدانید که بسیار سخت است. برای فرزندی که از خون و وجودت است، بی‌قرار و دیوانه‌وار می‌جنگی و به هر دری می‌زنی تا او درست شود و مدام می‌گویی: «خدایا کمک کن».می‌توانم بگویم اعتیادِ فرزند، از مرگ فرزند هم دردآورتر است؛ چرا که در مرگ، انسان خود را قانع می‌کند که این تقدیر الهی بوده، اما در اعتیاد، آدم نمی‌داند چه کسی را مقصر بداند. من بسیار ناامید شده بودم، اما با آمدن به کنگره و با دیدنِ حال خوبِ مسافرم، حال خودم هم خوب شد. به نظر من، هر کسی به کنگره بیاید، نامید برنمی‌گردد.من زندگی‌ام را مدیون جناب آقای مهندس هستم که چراغ راه انسان‌های دردمند شدند و همچنین حال خوبم را مدیون شما خانم خدیجه عزیز راهنمای بزرگوارم هستم. به امید روزهای روشن و دور شدن از تاریکی‌ها.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر خدیجه(لژیون هفتم)

ویرایش: رابط خبری همسفر بهار رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)

ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .