بنام قدرت مطلق الله؛نخست از خدای خود شاکرم و سپاسگزارم که در مسیر کنگره قرار گرفتم تا آموزش ببینم و راه درست زندگی کردن را بیاموزم؛ آموختم که در مسیر زندگی باید صبر و حوصله به خرج داد و در عین صبر، برای رسیدن به هدف تلاش کرد. انسانها در جریان زندگی همواره با مشکلات روبرو میشوند و ناخواسته دچار قضاوت میگردند. در مادر کنگره آموختیم که کلمات تفاوتهای بنیادین دارند و هرچه جهالت ما بیشتر باشد، بیشتر به سوی ضد ارزشها کشیده میشویم و بیشتر در دام قضاوت گرفتار میشویم. ما آموختیم که وقتی از دست کسی خشمگین هستیم، باید بر عصبانیت خود غلبه کنیم تا از سقوط در ورطه قضاوت و جهالت نجات یابیم.
آقای مهندس همواره میفرمایند که انسان از روی نادانی و ناآگاهی دچار قضاوت میشود؛ در واقع قضاوت و جهالت در کنار هم قرار دارند. اما پیوند میان این دو چیست؟ قضاوت جایگاهی ویژه دارد و نیازمند علم و آگاهی است، در حالی که جهالت یعنی فقدان علم و آگاهی. اگر قضاوت در جایگاه درست خود نباشد، عینِ جهالت است. جهالت ریشه تمام صفات منفی و مشکلات انسان است و اگر فردی در جایگاه قضاوت قرار گیرد و قضاوتش نابجا باشد، ریشه در مثلث جهالت خواهد داشت که مهمترین ضلع آن «منیت» است. منیت میتواند باعث دخالت در امور دیگران از طریق سرزنش و فضولی شود. ما باید با دوری از قضاوتها نابجا، به سراغ اصلاح منیت خودمان برویم.
من از کنگره آموختم که اگر کاری به من مربوط نیست، هرگز نباید قضاوت کنم تا دچار مشکل نشوم. در مادر کنگره میآموزیم که از تاریکیها و ضد ارزشها دوری گزیده و به سوی روشناییها و ارزشها حرکت کنیم و خودمان را تغییر دهیم. از راهنمای بزرگوارم، خانم فاطمه عزیزم، تشکر میکنم که همیشه راهنماییمان میکنند و در لژیون همواره میگویند که جهالت از نادانی ما نشأت میگیرد؛ اگر این جهالت، نادانی و منیت را از خود دور کنیم و به سوی ارزشها حرکت کرده و در راه صراط مستقیم باشیم، همواره در آرامش و آسایش خواهیم بود.
تنها خداوند قاضی است و اگر اندکی فهم و همدلی در کار بود، هرگز چنین قضاوتی میان ما پدید نمیآمد. شاید دانایی دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ از همان لحظهای که با فروتنی به خودمان بگوییم: «شاید من حقیقت را نمیدانم». باید به یاد داشته باشیم تا زمانی که راه کسی را نرفتهایم و درد کسی را با تمام وجودمان لمس نکردهایم و تا زمانی که در پوسته زندگی او ایستادهایم، حق محکوم کردن او را نداریم. این حقیقت به زیبایی بیان میکند که پیش از قضاوت دیگران، باید به درون خود نگاه کنیم و عیبهای خود را برطرف سازیم؛ زیرا تا زمانی که خود را اصلاح نکردهایم، حق نداریم دیگران را سرزنش کنیم.
الا ای دوست، من با کس نزاعی درنمیبندم/که با خود در نزاعم، با که جنگی در میان آرم؟
تو اول خود ببین احوال خویش، ای مردِ نادان/که گر خود را ببینی، از قضاوتگری عاری شوی
چو چشمِ عیببینِ خلق را بر عیبِ خود بستی/مبادا عیبِ خود گویی، که خود عیبی دگر داری.
این شعر به زیبایی بیان میکند که قبل از اینکه بخواهیم دیگران را قضاوت کنیم، باید به درون خودمان نگاهی بیندازیم و عیبهای خودمان را برطرف کنیم. تا زمانی که خودمان را اصلاح نکردهایم، حق نداریم دیگران را سرزنش کنیم.
نویسنده: همسفر عذرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری:همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
108