English Version
This Site Is Available In English

آگاهی، قضاوت را آرام و منصف می‌کند

 آگاهی، قضاوت را آرام و منصف می‌کند

در این گفتگو افتخار داریم میزبان راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه باشیم. موضوع مصاحبه در مورد دستور جلسه قضاوت و جهالت است؛ موضوعی که با نگاهی عمیق به نقش آموزش، آگاهی و تجربه در مسیر رشد انسان می‌پردازد. امیدواریم این گفتگو فرصتی برای تأمل بیشتر در مفاهیم این دستور جلسه و بهره‌مندی از تجربه‌ها و دیدگاه‌های ارزشمند ایشان باشد.

همسفر طیبه و مسافرشان حسن با تخریب بیش از ۲۰ سال آنتی‌ایکس مصرفی متادون وارد کنگره شدند. با متد DST و داروی اپیوم به مدت ۱۰ ماه و ۱۹ روز به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر فاطمه سفر کردند. هم‌ اکنون به مدت ۵ سال و ۸ ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر در کنگره شطرنج و رشته ورزشی مسافر شنا است.

به نظر شما چه ارتباطی بین جهالت و قضاوت وجود دارد؟ آیا قضاوت کردن می‌تواند یکی از نشانه‌های جهالت باشد یا همیشه این‌طور نیست؟

نظر من در مورد سؤال شما این است که وقتی قضاوت کردن، جهالت قلمداد می‌شود که تعصب، شتاب، نادانی و مواردی شبیه به این‌ها اتفاق بیفتد؛ اگر بر پایه آگاهی، انصاف و درک واقع‌بینانه باشد قضاوت لزوماً جهالت نیست؛ یکی از خصوصیت‌های جهالت این است که قضاوت را تند می‌کند؛ ولی آگاهی، قضاوت را آرام و منصف می‌کند. اصولاً قضاوت آگاهانه با تأمل و فکر کردن همراه است و بر اساس شواهد و قرائن است یا امکان خطا را می‌پذیرد و شاید بین دانستن و حدس زدن تفاوت دارد؛ ولی قضاوت جاهلانه، عجولانه و بر اساس ظاهر است، قطعی و مطلق است و این حق را به خود می‌دهد که بدون شناخت کامل حکم کند.

اگر بخواهید مهم‌ترین ویژگی یک خدمتگزار موفق در کنگره را نام ببرید آن ویژگی چیست؟

من فکر می‌کنم یک خدمتگزار موفق خیلی مسئولیت‌پذیر است. وقتی در کاری حتی کار کنگره که خدمت‌ها کاملاً دلی و رایگان است، وقتی شخص مسئولیت‌پذیر باشد دیگر به این فکر نمی‌کند که رایگان است و واقعاً برای خدمت وقت می‌گذارد، وقتی انرژی پاک و سالم دارد به انجام آن کار می‌پردازد، آن کار‌ را به عنوان یک کار اضافه و خسته‌کننده نگاه نمی‌کند؛ وقتی که مسئولیت‌پذیر باشد خودبه‌خود به آن کار زمان را تخصیص می‌هد و وقتی در انجام هر کاری زمان داده شود به دلیل این‌که در زمان خود انجام می‌شود به بهترین شکل ممکن انجام می‌شود؛ به نظر من کسی که در کنگره خدمتگزار واقعی بوده است در وهله اول مسئولیت‌پذیر واقعی بوده است.

آیا تا به حال پیش آمده که یکی از سی‌دی‌ها یا کتاب‌های کنگره نگاه شما را نسبت به یک موضوع کاملاً تغییر دهد؟ اگر بله، آن تجربه چه بوده است؟

بله من از قبل شنیده بودم که کینه به انسان صدمه می‌زند؛ ولی حقیقت این بود که باور نداشتم؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم متوجه شدم که این یک مسئله حقیقی است و فقط برای این‌که یک نفر کینه‌ خود را کنار بگذارد این جمله را به او نگفته‌اند. من وقتی به راهنمای خود گفتم من یک آدم کینه‌ای هستم، به سختی از کسی ناراحت می‌شوم؛ ولی به سختی هم می‌بخشم یا اصلاً نمی‌بخشم؛ ایشان آن روز به من 3 سی‌دی‌ معرفی کردند و گفتند برو سی‌دی‌های اشعث ۳، ۲ ، ۱ را گوش بده، حقیقتاً وقتی این 3 سی‌دی را گوش دادم نوع نگاهم به کینه، به زندگی‌های متوالی، به بعدهای متفاوت و پشت سر هم عوض شد. من قبلاً در مورد زندگی‌های پشت سر هم و بعدهای مختلف زندگی یک چیزهایی از استادان مختلف شنیده بودم؛ ولی به صورت جدی به آن‌ها نپرداخته بودم؛ ولی وقتی سی‌دی‌های اشعث را گوش‌ دادم به صورت جدی به این مسئله پرداختم و علاوه بر این‌که نوع نگاه من را عوض کرد، نوع زندگی ‌کردن من را هم عوض کرد و این‌طور بگویم سبک زندگی من را عوض کرد و یاد گرفتم اول این‌که سعی کنم با منطقی دادن حرکات و رفتار دیگران از آن‌ها ناراحت نشوم؛ ولی حالا به هر دلیلی آن حرکت تند یا زننده بود که من ناراحت شدم به راحتی ببخشم و علت بخشش من این است که اگر ببخشم دیگر در موقعیت آن آقا یا خانم قرار نمی‌گیرم که مجبور به التماس کردن برای بخشش طرف مقابل باشم و این یکی از چیزهایی بود که سی‌های کنگره در زندگی من توانست تغییرات زیادی به وجود بیاورد.

وقتی اعضاء یک خانواده همزمان در مسیر آموزش و خدمت قرار می‌گیرند، به نظر شما چه مسئولیت‌هایی نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند؟

وقتی که همه اعضاء خانواده در مسیر کنگره، خدمت و آموزش کنگره قرار می‌گیرند اول سعی می‌کنند به وقت و زمان یکدیگر احترام بگذارند؛ حداقل در خانواده ما این‌گونه است و ما می‌دانیم که روزهای شنبه، دوشنبه، چهارشنبه، پنج‌شنبه و سه‌شنبه که مختص من همسفر است، من این زمان را باید به کنگره تخصیص دهم و قبل از رفتن به کنگره باید یک سری کارها را از شب قبل انجام دهم؛ چون می‌خواهم به کنگره بروم و همسرم هم این را پذیرفته است؛ وقتی که هر 4 نفر ما در مسیر خدمت هستیم این را به عنوان مسئولیتی که بر عهده من گذاشته شده پذیرفته است؛ برای مثال همسرم برای روزهای سه‌شنبه هیچ برنامه‌ای ندارد یا اگر می‌خواهد مهمان دعوت کند برای روز سه‌شنبه یا شنبه که من نیستم دعوت نمی‌کند یا خود من هم این را پذیرفته‌ام که اگر برنامه‌ای می‌خواهم داشته باشم روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه نباشد؛ چون این را می‌دانم که همسرم در این 3 روز کنگره است و آن کار ‌به امور خانه اولویت دارد؛ وقتی اعضاء خانواده در کنگره حضور داشته باشند درک متقابل صورت می‌گیرد؛ برای مثال وقتی به پسر کوچکم می‌گویم کاری را انجام دهد و به من می‌گوید که الآن زمان نوشتن سی‌دی من است این مسئولیت به من داده شده که دیگر در آن زمان از پسرم کاری را نخواهم و کلاً درک اعضاء خانواده را نسبت به هم زیاد می‌کند؛ در سؤال نوشته شده چه مسئولیت‌هایی نسبت به هم پیدا می‌کنید؟ یکی از مسئولیت‌ها این است که برای وقت و روزی که به کنگره می‌آئیم احترام قائل هستیم و برای آن زمان انرژی خاصی می‌گذاریم.

اگر قرار باشد یکی از مفاهیم کنگره را برای تمام عمر با خود همراه داشته باشید، آن مفهوم کدام است و چرا؟

یکی از مفاهیمی که من در کنگره یاد گرفتم و همیشه و هر لحظه مد نظر من است مخصوصاً در روابط اجتماعی و خانوادگی هر لحظه به ذهنم می‌آید؛ مثلث معروف، خواست، تقدیر و فرمان الهی است. من در کنگره یاد گرفته‌ام الآن در هر جایگاهی که هستم آن جایگاه را خودم حال چه در گذشته نزدیک یا گذشته دور رقم زده‌ام؛ یعنی یا در گذشته همین بوده‌ام یا در گذشته بعدهای قبلی خود رقم زده‌ام و الآن در هر جایگاهی هستم اگر جایگاه من بهشتی است یا اگر جایگاهم جهنمی است یا بین این دو، خاکستری است نتیجه عملکرد گذشته دور یا نزدیک من است؛ وقتی که من این را بپذیرم راحت‌تر با مشکلاتی که دارم کنار می‌آیم؛ چون متوجه شده‌ام خودم آن را به وجود آورده‌ام؛ مطلب دیگری که از همین مثلث یاد گرفتم این بود که همین الآن که تقاص بعد گذشته خود را می‌دهم، هم زمان تقدیر بعد آینده خود را رقم می‌زنم و سعی می‌کنم خطاهایی که دارم را کمتر کنم و ذره و مثقالی که در قرآن از آن یاد شده است را حداقل این که خیرش را انجام دهم و شر آن را انجام ندهم که در بعد بعدی گریبانم را بگیرد و بعد بعدی من را تبدیل به جهنم کند و این‌که وقتی همزمان این دو را دارم فرمان الهی هم دارم که برای این دو ضامن اجرایی است؛ اگر فرمان الهی نباشد من نه تقاص پس می‌دهم نه آموزش‌ می‌گیرم و نه آزمایشم را انجام می‌دهم؛ چون به این 3 موضوع اعتقاد دارم فکر می‌کنم حداقل بعد بعدی خود را قشنگ‌تر پایه‌ریزی می‌کنم و به اصطلاح آن زندگی و بعدی که در نظرم است را می‌خواهم پیاده کنم به این دلیل است که یک جمله در کنگره یاد گرفته‌ام: «آنچه تقدیر است، آن به انجام می‌رسد؛ اعمال ما در خطوط تقدیر نقش به سزایی دارد و آن را نیکوتر می‌کند.» امیدوارم که جمله را درست گفته باشم؛ حال امیدوارم جمله کامل آن را گفته باشم.

اگر امروز یک تازه‌وارد از شما بپرسد مهم‌ترین چیزی که کنگره به شما هدیه داده چیست؟ پاسخ شما چه خواهد بود؟

بهتر بود سؤال این‌گونه مطرح می‌شد که مهم‌ترین چیزهایی که کنگره هدیه داده است چیست؟ چون به نظرم واقعاً نام بردن یکی از آن‌ها اقماض کردن است؛ چون کنگره چیزهای زیادی به من هدیه‌ داده است که مهم‌ترین آن برگشت پسرم به زندگی بود؛ پسر من یک مرده متحرک بود که فقط در دنیا مواد و پول برای خرید آن مواد را می‌شناخت، تنها این دو مسئله برایش مهم بود و هیچ چیز دیگری برایش مهم نبود؛ ولی کنگره همین آدم را که ‌در این حد تباه شده و از بین رفته بود اول‌ بازسازی کرد و به یک انسان کامل تبدیل کرد و بعد پسرم را به من هدیه داد و این مهم‌ترین بود. یک چیز دیگر که کنگره به من هدیه داد و من خودم آن را خیلی دوست دارم این است که من در زندگی یاد گرفته بودم از صبح که بیدار می‌شدم تا شب که می‌خوابیدم به وظایفم نسبت به همسرم و فرزندانم بپردازم و در ذهنم این بود که فقط وظایفم را نسبت به این افراد کامل انجام دهم؛ ولی کنگره به من یاد داد در کنار این وظایفی که نسبت به همسر و فرزندانت انجام می‌دهی باید به خودت هم بپردازی؛ کنگره به من یاد داد که من در قبال خودم هم مسئولیت دارم و‌ باید به شخصیت و وجود خودم هم احترام بگذارم؛ کنگره این‌طور نیست که فقط یاد بدهد، وقتی یک مسئله‌ای را ارائه می‌دهد راهکار هم در کنار آن ارائه می‌دهد. کنگره به من یاد داد حال که می‌خواهی به خود بپردازی‌ باید یاد بگیری چه طور به خود بپردازی! حال روش یادگیری چیست؟ جزوه جهان‌بینی و سی‌دی‌های آموزشی جهان‌بینی را کامل یاد بگیریم، جزوه‌ها را بخوانیم و سی‌دی‌ها را بنویسیم و نکاتی که به کار ما می‌آید را در زندگی پر رنگ کنیم و بگنجانیم و در کنار همه کارهایی که تا به حال انجام می‌دادیم به شخصیت خود هم احترام بگذاریم و من با یاد گرفتن و به کار گرفتن راه‌کارهایی که در سی‌دی‌های آموزشی جهان‌بینی بود توانستم به این مسئله بپردازم که بعد از برگشت پسرم به من، یکی از چیزهایی است که کنگره به من هدیه داده است و از این بابت خیلی خوشحال هستم.

در پایان از همسفر طیبه بابت زمانی که در اختیار ما قرار دادند و تجربه‌ها و دیدگاه‌های ارزشمند خود را با ما به اشتراک گذاشتند صمیمانه سپاسگزاریم. امیدواریم نکات مطرح‌شده در این گفتگو زمینه‌ای برای تأمل بیشتر در مفهوم «قضاوت و جهالت» و کاربرد آموزش‌ها در زندگی روزمره باشد و بتواند برای همه رهجویان و همسفران در مسیر آموزش، خدمت و رشد، مفید و الهام‌بخش باشد. با آرزوی موفقیت و توفیق روزافزون برای ایشان در ادامه مسیر خدمت.

مصاحبه‌کننده: همسفر فتانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال‌الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .