در سیدی قضاوت از استاد امین به زیبایی با مقوله و فرآیند قضاوت آشنا میشویم. بر اساس آموزشهای کنگره۶۰، قضاوت فقط از طرف آدمهایی رخ میدهد که جهالت دارند زیرا انسانها هر چقدر دانایی و آگاهی داشته باشند کمتر بر کرسی قضاوت مینشینند؛ چون میدانند که قضاوت کردن کار هر کسی نیست و احتیاج به گردآوری اطلاعات وسیعی دارد بنابراین بر حسب گمان خود نباید هیچ کس را قضاوت کرد.
وقتی در اموری که به ما مربوط نیست قضاوت و داوری کنیم دچار ضدارزشها شدهایم و علاوه بر اینکه زندگی خودمان را خراب میکنیم، از آرامش لازم نیز برخوردار نخواهیم بود و با پیامدهایی مثل حسادت، کینه، خشم ونفرت و دیگر حسهای منفی همراه میشویم.
جهالت مترادف است با نادانی؛ عدم است، بود نیست، "نور" بودن است چیزی که وجود دارد، ولی ظلمت و تاریکی بودن نیست، اگر نوری نباشد تاریکی و ظلمت میشود، موقعی که نور میآید، تاریکی خود به خود محو و از بین میرود.
بسته به منشاء نور دارد که چه اندازه وسعت دارد؛ ممکن است مثل نور کبریت باشد که یک محدوده کوچک را روشن میکند و بعد از مدت کوتاهی، خاموش میشود و یا نور خورشید باشد که دائمی و کامل است.
برای قضاوت ما به علم و آگاهی، حقیقت، صبر، تجربه، تخصص، تفکر سالم، قدرت تشخیص و غیره، نیاز داریم. ولی برای جهالت ما به هیچ پیشنیازی احتیاج نداریم زیرا وقتی که ما جهالت داریم همه را همراه خودش میآورد. منظور این است که منیت، ترس، ناامیدی، حرص، تکبر و خرافات و غیره، همراه آن میآید. اگر جهالت باشد نتیجهاش ناامن نیست" خودخواهی زاییده جهالت و نادانی است."
اگر فردی دانا باشد خرافات را به همراه خود ندارد و ضدارزشها در واقع میوههای جهالت میباشند. جهالت کردن هیچ خرجی ندارد در صورتی که برای قضاوت کردن خیلی باید هزینه پرداخت.
زمانی که خداوند انسان را خلق کرد و همه ساکنین آسمان در یک جا جمع شدند (روز الست)، خداوند گفت: موجودی را خلق کردم که دارای ویژگیهای خاصی است و او را از خاک آفریدم به این مفهوم که تمام ذاتی که در خاک وجود دارد در کالبد فیزیکی انسان هم قرار دارد؛ ویژگی خاص، اختیار انسان است که به او داده شده است.
زمانی که خداوند به انسان اختیار داد همان جا به او قدرت قضاوت هم داد، قضاوت در مورد مسیر و روش خودش و غیره. انسان فطرتاً موجودی است که گویا قاضی به دنیا آمده و مرتب باید در حال قضاوت باشد. درس بخوانم یا نخوانم، به این مهمانی بروم یا نروم، کنگره بیایم یا نیایم، کنم یا نکنم.
انسان به دلیل اختیاری که به او داده شده است دائماً بر سر دوراهی قرار میگیرد. زمانی که انسان وارد یکی از این راهها بشود ممکن است آن راه، هزار شاخه در داخل خودش داشته باشد.
خداوند قضاوت را به انسان داد و همراه آن یک عملیات شعبدهبازی نیز انجام داد. درواقع گنج را در برابر چشم انسان قرار نداد، وقتی که انسان حرکت میکند و شروع میکند به قضاوت کردن دو راه مقابلش قرار میگیرد: یکی مثل گلستان و آب ودیگری مثل کویر و آتش. شعبده در اینجا شکل میگیرد وقتی پایت را در گلستان میگذاری از کویر سر در میآوری و زمانی که پایت را در کویر گذاشتی از گلستان. به عبارتی راهی که آسان است به سختی منتهی میگردد و آن راهی که سخت است به آسانی ختم میشود.
ما در کنگره۶۰ یاد میگیریم که فقط و فقط دوربینمان را روی خودمان زوم کنیم و متمرکز شویم و عیبهای خود را در جهت برطرف کردن آنها ببینیم و برای این کار میبایست روی ضلع جهانبینی خودمان بیشتر کار کنیم و آموزش ببینیم تا دانایی ما به دانایی موثر تبدیل گردد. همانگونه که در دعای کنگره۶۰ میگوییم از جهل و نادانی خودمان که بزرگترین دشمن خودمان است رها شویم و به انسانی کارآزموده و متعادل تبدیل گردیم.
امیدوارم همه ما در فرایند کسب دانایی به مرحلهای برسیم که هیچ وقت شخصی یا اشخاصی را بر حسب گمان خود قضاوت نکنیم. در آخر از بنیان کنگره جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر آموزشی را فراهم کردند و به بهترین شکل آن را اداره میکنند بینهایت قدردان و سپاسگزار هستم.
نویسنده: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر مصی رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون اول)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
49