احساس همسفر است که می گوید: زدست دیده دل به فریاد... که هرچه دیده بیند دل کند یاد. یک ارتباطی بین دیده و دل وجود دارد، حس بسیار مهم است و تمامی آنچه که خداوند آفریده را در بر میگیرد.اگر حس نبود هیچ انتقالی صورت نمیگرفت و بین انسانها دوستی و محبت برقرار نمیگردید مانند احساس انسان ها به یکدیگر به پدر، مادر و فرزندان. اگر حس نبود هیچ محبتی یاری نمیگردید و همه یکدیگر را رها مینمودند و این موضوع بین حیوانات تا مدتی است و سپس یادشان می رود اما انسانها به خصوص بین مادر و فرزند و یا در فرزند و یا همسر وجود دارد و اگر خدشه دار شود مانند جراحتی می ماند حتی ممکن است از دنیا بروند و این جراحت را با خود حمل نموده و به دنیای دیگر منتقل کنند.
در جهان میتوان هرچیزی را جذب کرد گرم گرمی کشید سرد سردی یا کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس باهم جنس پرواز.اگر حس نبود هیچ انتقالی صورت نمیگرفت مادر تمام نقل و انتقالات در سطح حس است حتی نقل و انتقالات ما در سطح زندگی و حیات است.انسانها اصولاً مسافر هستند این یک سفری است ک می توانیم آن را از تولد تا مرگ بگوییم از روز ازل تا ابد این سفر دائما ادامه دارد و این سفر در کنگره۶۰ سفری از ظلمت به نور و از مواد مخدر به سلامتی یا پاکی عنوان شده و لغت بسیار قشنگی است.
در کنگره بدین صورت است که افرادی هستند که دچار بیماری هستند بااینکه همه چیز را رها می کنند بااینکه سعی می کنند که همسفرشان را به رهایی برسانند مخصوصا در بین آقایان این قضیه کشش بیشتری دارد که بتواند کمک کنند از اعتیاد خارج بشود.اگر همسفر بخواهد کمک بکند چه در طول زندگی چه در کنگره چه در بیماری خودمان باید آن شخص از دانش و آگاهی بالاتری برخوردار باشد. کسانی که وارد کنگره می شوند اول باید جلوی خودشان را بگیرند تا به مسافر ضرر نرسانند.حال همسفری که به کنگره می آید خیال میکند که می تواند به مصرف کننده کمک کند گاهی اوقات از روی دلسوزی شاید هم کمک بکند ولی به نظر کنگره بیشتر آسیب می زند چون خیلی چیزها را نمی داند برای همین می گوییم که همسفر باید بیاید و تحت آموزش قرار بگیرد تا از این آسیب ها و تشنج ها به دور باشند.
پس یکی از مسائل بزرگ و اصلی ما حس است ما بر مبنای حس و احساسات همسفر هایمان را انتخاب میکنیم و ما برمبنای همین احساسها و همین حسی که داریم به همسفرها یاری رسانده یا یاری نمیرسانیم.پس انسان خودش یک مسافر است از زمان تولد تا مرگ. مسافر از ازل تا ابد و در این سفر همسفر را باخودش دارد.مجموعه حواس در یک نقطه جمع می شوند به نام دل یا قلب این مرکز حواس که البته به این مرکز حواس حس مشترک هم گفتهاند، حس مشترک جایی است که تمام حسها میآیند و مثل جوب میریزند داخل حوض و آن حوض را حس مشترک میگویند.
مجموعه آن حس ها تعیین می کنند که ما باچه کسانی همسفر میشویم یا همسفر نمیشویم اصولاً این احساس های ماست و مجموعه حسهای ماست که ما بر مبنای آن با انسان ها همسفر می شویم چه در سفر، زندگی، چه در سفر ازل تا ابد. البته عقل هم در اینجا هست و عمل می کنند و حس هم جایگاه خودش را دارد که خیلی خیلی مهم و مؤثر است.
برداشت از سی دی: سی دی احساس همسفر
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فریده(لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر فریده(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون پنجم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
156