*_فردی که درگیر جهالت باشد، قطعاً قضاوت نادرست میکند_ .*
امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری در خدمت راهنمای محترم، مسافر رضا باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، بسیار سپاسگزاریم.
《معرفی به رسم کنگره》
سلام دوستان، رضا هستم مسافر
آنتیایکس مصرفی: تریاک، شیره، متادون
مدت سفر: ۱۰ ماه و ۲۳ روز
روش درمان: D.S.T
داروی درمان: OT
راهنما: آقای مجتبی عتیقی
رهایی: ۷ سال و ۸ ماه
رهایی نیکوتین: ۷ سال و ۲ ماه
راهنمای نیکوتین: آقای رضا شاهمرادی
ورزش: والیبال، راگبی
《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی: قضاوت و جهالت》
خیلی مهم است که در کنگره ۶۰ تمام دستور جلسات از قبل برنامهریزی شده و برای پنجاهودو هفته سال دستور جلسه داریم. یکی از این دستور جلسات، قضاوت و جهالت است و این نشان میدهد که این مبحث چقدر اهمیت دارد که یک هفته کامل درباره آن صحبت میکنیم.
همانطور که آقای مهندس دژاکام در دستور جلسات فرمودند، قضاوت یک کار تخصصی است؛ قاضی و فردی که قضاوت میکند، درس این کار را خوانده و اطلاعات و مدارک لازم را دارد و کارهایی انجام میدهد که حقوق آن را دریافت میکند.
منظور این دستور جلسه، قضاوت قضایی نیست؛ بلکه قضاوتهایی است که ما در زندگی روزمره مجبوریم انجام دهیم؛ انتخابها، تصمیمگیریها و تشخیصها. این قدرتی است که خداوند به ما داده است. اما زمانی که فرد درگیر جهالت باشد، قطعاً قضاوت نادرست میکند.
خلقت خداوند آنقدر کامل است که ما نمیتوانیم با دیدن یک موضوع، درباره دیگران قضاوت کنیم و خود را در جایگاه قاضی، وکیل مدافع و مجری قرار دهیم. این دستور جلسه میخواهد به ما بگوید که در کنگره ۶۰، قضاوت دیگران مساوی است با حرکت به سمت جهالت و نادانی.
《نظر در مورد پارک و ورزش بر روند درمان》
من اولینبار در سفر اول، زمانی که به پارک آمدم، شروع سفرم برج نه بود. دو ماه بعد راهنمایم گفت به پارک بیایم. آن سال هوا بسیار سرد و یخبندان بود. ساعت ۶ صبح به پارک آمدم و دیدم همهجا یخ زده؛ حتی موزاییکها و سنگفرشها. با خودم گفتم: «این اولین و آخرین باری است که به پارک میآیم! اینها یک مشت دیوانهاند؛ چه کسی ۶ صبح جمعه به پارک میآید؟»
جالب است که الان هشت سال از آن روز گذشته و شاید به تعداد انگشتان دست شده باشد که من در پارک نباشم. اگر هم نبودم، در تهران یا شهرهای دیگر بودم.
تجربه شخصی من این است که چند سالی است لژیون دارم و دیدهام ۹۰ درصد کسانی که به پارک میآیند، درمان میشوند. قطعاً کسی که به کنگره ۶۰ میآید و سفرش خوب پیش میرود اما پارک و ورزش را انجام نمیدهد، احتمال دارد در پلههای آخر به مشکل بخورد. پارک و ورزش تکمیلکننده روند درمان است و انرژی بسیار زیادی میدهد.
نکته دیگر اینکه در سفر، همسفرهای کوچک داشتم؛ دختر و پسرم را میآوردم. خیلی از جمعهها آنها زودتر از من بیدار میشدند تا زودتر به پارک برویم. فکر میکنم همسفرهای کوچک در قضیه پارک بسیار مؤثر هستند.
《خاطرهای از دوران حضور در کنگره ۶۰》
کنگره ۶۰ همه خاطراتش شیرین است. صحبت شما من را یاد رهاییم انداخت؛ زمانی که آزمون را قبول شدم و شال گرفتم، لژیون زدم و اولین رهایی را به تهران بردم. همه اتفاقاتی که در این مدت داشتم، بسیار زیبا بود.
اما یکی از بهترین اتفاقات برای من در سال ۱۳۹۸ بود؛ زمانی که برای کلنگزنی دانشگاه قشم افتخار حضور داشتم. سه روز در جزیره قشم بودیم و یکی از بهترین خاطرات من همانجاست؛ مخصوصاً زمانی که آقای مهندس دژاکام درباره موضوعی صحبت میکردند و من اجازه مشارکت گرفتم.
وقتی میخواستم میکروفن را به آقای مهندس بدهم، ناخودآگاه دست ایشان را بوسیدم. همان لحظه آقای مهندس من را در آغوش گرفتند و سرم را بوسیدند. هر بار این فیلم را میبینم، برایم بسیار خاطرهانگیز است.
امیدوارم این دانشگاه همانطور که آقای مهندس فرمودند، نقطه عطفی در دنیای علم شود و در آینده حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. خوشحالم که در این کلنگزنی سهیم بودم.
《پیامی به سفر اولیها》
پیام من به سفر اولیها این است که این دنیای تاریک اعتیاد، که از روز الست تا امروز هیچ راهی برای آن نبوده، اکنون توسط آقای مهندس دژاکام دری برایش باز شده است. قدر این فرصت را بدانید.
شاید هزاران سال هر کدام از ما در این تاریکیها درگیر بودیم، اما امروز فرصتی ایجاد شده که یک سفر اولی میتواند بهراحتی به نتیجه مطلوب برسد. از امکانات و بستری که کنگره ۶۰ فراهم کرده نهایت استفاده را ببرید.
همین لحظه که با شما صحبت میکنم، اطلاع پیدا کردم یکی از بچههای سفر اولی که چند بار رفتوآمد داشت، امروز در اثر اوردوز جانش را از دست داده و مراسم خاکسپاریاش امروز است.
میخواهم بگویم این فرصت بسیار ارزشمند است و تکتک ما باید قدرش را بدانیم. ما در بهترین جای ممکن قرار گرفتهایم و لطف خداوند شامل حالمان شده است. مسیر مثل یک اتوبان علامتگذاریشده است؛ فقط باید به علائم توجه کنیم تا انشاءالله سریع به مقصد برسیم.
《کلام آخر》
واقعاً از خداوند سپاسگزارم که لطفش شامل حال ما شده است. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان نیز تشکر میکنم که نقش محکم و مؤثری در زندگی ما دارند؛ روز و ساعتی نیست که اثر کار ایشان در زندگی ما نباشد.
اولین خدمتی که در کنگره ۶۰ داشتم، خدمت سایت بود و واقعاً سایت برای من طی یک سال و نیم سکوی پرتاب شد. سایت باعث شد عمق مطالب را بهتر بفهمم و همین باعث شد راهنمایی را قبول کنم.
خدمت سایت از خدمتهایی است که دیده نمیشود و گمنام است؛ شما یک تصویر میبینید اما نمیدانید پشت آن چقدر زحمت است. دقیقاً میدانم این صدایی که ضبط میکنید باید تایپ شود، ویراستاری شود، کموزیاد شود، جملهبندی شود، عکس گرفته شود و باید پاسخگوی سایت، ایجنت و مسئول سایت باشید.
من یک خدا قوت میگویم به شما و مسئولان سایت. امیدوارم موفق باشید. لطف کردید و باعث افتخار بود که امروز خدمت شما باشم. از همه خدمتگزاران پارک نیز تشکر میکنم.
ایپیست : مسافر مرتضی
مصاحبه کننده : مسافر محمد
ارسال مطلب : مسافر امیرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
62