مشارکت همسفر نوشآفرین در مورد دستور جلسه هفتگی (قضاوت و جهالت):
چه میدانیم که قضاوتهای نابجای ما چه خانههایی را ویران میکند؟ چه دلهایی را میشکند و چه آبروهایی را بر باد میدهد؟ ما از درون انسانها بیخبریم و نمیدانیم که هر شخص برای انجام هر عملی چه دلایلی دارد و چه اجباری باعث این کار شده است. فقط چشمبسته و ندانسته قضاوت میکنیم و برای مردم نسخه میپیچیم؛ در صورتی که اگر حتی از ما بخواهند که در مورد موضوعی قضاوت کنیم، باید یکسری شرایط را داشته باشیم و برایش هزینه بپردازیم.
قضاوت و جهالت در کنگره ۶۰
برای قضاوت کردن، باید پیشنیازهایی وجود داشته باشد: ایمان، علم و آگاهی نسبت به موضوع، عدالتخواهی، بیطرف بودن، جانبداری نکردن، صبور بودن، تقوا داشتن و همچنین هزینه کردنِ انرژی، زمان و تلاش برای رسیدن به قضاوت درست.
اما نقطهی مقابلِ قضاوت، «جهالت» است که احتیاج به هیچکدام از اینها ندارد. جهالت یعنی عدم آگاهی و نادانی نسبت به موضوع و تبعات آن؛ یعنی ترس و منیت. همانجایی که اگر چیزی نگویم، میگویند «بلد نیست» یا اینکه میگویم «من خیلی بهتر و بیشتر میفهمم». حرص و حسادت از ثمرههای جهالت است.
یک مصرفکننده به خاطر منیت میگوید: «من چیزیم نمیشود، از خودم مطمئن هستم» و با ترس از دست دادن و جهالتِ خودش، به سمت مواد مخدر کشیده میشود؛ ولی وقتی آموزش میبیند و به داناییِ لازم میرسد، نه تنها از مواد مخدر، بلکه از سایر ضدارزشها هم دوری میکند.
به خاطر اختیاری که خداوند به انسان داده، قضاوت کردن در نهاد و فطرت انسان قرار دارد و بخشی از زندگی انسان با آن بنا شده است؛ ولی مشکل از جایی شروع میشود که میخواهیم خارج از محیط و مسائل خودمان قضاوت و داوری کنیم و اینجاست که جهالت وارد قضیه میشود. وقتی ندانسته در امورِ دیگران تجسس کرده و نظر میدهیم، غافل از اینکه برای قضاوت، مراحلی وجود دارد که باید طی شود. قاضی و هیئتمنصفهای باید باشد که دانش و آگاهی لازم را دارد و نسبت به آن موضوع اشراف دارد. یک قاضیِ سیاسی وارد پروندهی خانوادگی نمیشود یا یک قاضیِ حقوقی وارد حوزهی سیاسی نمیشود؛ بلکه هرکدام در حوزهی تخصصی خودشان کار میکنند.
بنابراین، در اموری که به ما مربوط نیست نباید وارد شویم و قضاوت کنیم؛ چون در مرحلهی اول باعث تخریب خودمان میشود و در ثانی آسیب و صدمه به دیگران. ما اگر بیلزن هستیم، اول باید باغچهی خودمان را بیل بزنیم؛ روی زندگی، اعمال و کردار خودمان زوم کنیم و برای ترمیم و بازسازی آن تلاش کنیم. ما در کنگره ۶۰ یاد میگیریم وارد امور شخصی کسی نشویم و تجسس نکنیم. به ما چه که شغل و درآمد فلانی چیست؟ تحصیلات و روابط خانوادگی او چگونه است؟ و…
اینها ریشه در جهالتِ ما دارد و باید افکار و اندیشههای خودمان را بر پایهی اعتماد و آگاهی بنا کنیم و بدانیم بزرگترین قاضی، خداوند متعال است.
تایپیست:همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
عکاس،ویرایش و ارسال:همسفر لیلا نگهبان سایت
گروه خانواده نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
39