چه میدانیم که قضاوتهای نابجای ما چه خانههایی را ویران میکند؟ چه دلهایی را میشکند و چه آبروهایی را بر باد میدهد؟ ما از درون انسانها بیخبریم و نمیدانیم که هر شخص برای انجام هر عملی چه دلایلی دارد و چه اجباری باعث این کار شده است. فقط چشم بسته و ندانسته قضاوت میکنیم و برای مردم نسخه میپیچیم؛ در صورتی که اگر حتی از ما بخواهند در مورد موضوعی قضاوت کنیم؛ باید یکسری شرایط را داشته باشیم و برای آن هزینه بپردازیم.
برای قضاوت کردن باید پیشنیازهایی مثل ایمان، علم و آگاهی نسبت به موضوع، عدالتخواهی، بیطرف بودن، جانبداری نکردن، صبور بودن، تقوا داشتن و همچنین هزینه کردن انرژی، زمان و تلاش برای رسیدن به قضاوت درست وجود داشته باشد؛ اما نقطه مقابل قضاوت، جهالت است که احتیاج به هیچ کدام از اینها ندارد. جهالت یعنی عدم آگاهی و نادانی نسبت به موضوع و تبعات آن یعنی ترس و منیت. همان جایی که اگر چیزی نگویم میگویند بلد نیست یا اینکه میگویم من خیلی بهتر و بیشتر میفهمم. حرص و حسادت از ثمرههای جهالت است.
یک مصرفکننده به خاطر منیت میگوید: من با مصرف مواد مشکلی برایم ایجاد نمیشود و از خودم مطمئن هستم و با ترس از دست دادن و جهالت خودش به سمت مواد مخدر کشیده میشود؛ ولی وقتی آموزش میبیند و به دانایی لازم میرسد، نه تنها از مواد مخدر بلکه از سایر ضد ارزشها هم دوری میکند. به خاطر اختیاری که خداوند به انسان داده قضاوت کردن در نهاد و فطرت انسان قرار دارد و بخشی از زندگی انسان با آن بنا شده است؛ ولی مشکل از جایی شروع میشود که میخواهیم خارج از محیط و مسائل خودمان قضاوت و داوری کنیم و اینجاست که جهالت وارد قضیه میشود. وقتی ندانسته در امور دیگران تجسس کرده و نظر میدهیم، غافل از اینکه برای قضاوت مراحلی وجود دارد که باید طی شود. قاضی و هیئت منصفهای باید باشد که دانش و آگاهی لازم را دارد و نسبت به آن موضوع اشراف دارد.
یک قاضی سیاسی وارد پرونده خانوادگی نمیشود یا یک قاضی حقوقی وارد حوزه سیاسی نمیشود؛ بلکه هر کدام در حوزه تخصصی خودشان کار میکنند؛ بنابراین در اموری که به ما مربوط نیست نباید وارد شویم و قضاوت کنیم؛ چون در مرحله اول باعث تخریب خودمان میشویم و در ثانی باعث آسیب و صدمه به دیگران میشویم. ما اگر بیلزن هستیم، اول باید باغچه خودمان را بیل بزنیم؛ روی زندگی، اعمال و کردار خودمان تمرکز کنیم و برای ترمیم و بازسازی آن تلاش کنیم. ما در کنگره۶۰ یاد میگیریم وارد امور شخصی کسی نشویم و تجسس نکنیم. به ما چه ربطی دارد که شغل و درآمد فلانی چیست؟ تحصیلات و روابط خانوادگی او چگونه است؟ و …؛ اینها ریشه در جهالت ما دارد و باید افکار و اندیشههای خودمان را بر پایه اعتماد و آگاهی بنا کنیم و بدانیم بزرگترین قاضی، خداوند متعال است.
نویسنده: همسفر نوشآفرین رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
240