English Version
This Site Is Available In English

قضاوت را مثل جامه‌ای بر تن کرده بودم

قضاوت را مثل جامه‌ای بر تن کرده بودم

سلام دوستان رمضانعلی هستم یک مسافر

دستور جلسه ( قضاوت و جهالت )

روزی که وارد کنگره شدم همش قضاوت را مثل جامه ای بر تن کرده بودم، شاید خودم را داناتر از دیگران می‌دانستم اما غافل از اینکه جهالت من در همین پندار نهفته بود اما کنگره ۶۰ به من آموخت که هر انسانی مثل مسافری در سفر خود بار و راهی را منحصر بفرد دارد .پس چگونه می‌شود با معیارهای خود دیگری را سنجید، دیدم که قضاوت دیواری از غرور میان من وحقیقت می‌سازد و هم پرده بر جلوی چشم دل انسان می‌کشد. اما امروز با کمک و زحمات راهنما و حرکت در این مسیر نورانی می‌دانم که تنها با نادیده گرفتن کاستی های دیگران و نگریستن با چشم عشق است که می توان از تاریکی های جهالت ونادانی به روشنایی وحقیقت رسید.

قضاوت را کنار می‌گذارم تا جای آن را درک و همدلی پرکند چون که کنگره به من آموخت نادیده گرفتن فرصتی برای رشد خود ودیگران است تا قضاوت و زود باوری جای خود را به بینش عمیق سوق دهد.

نویسنده: مسافر رمضانعلی، لژیون ۱۱

ارسال: مسافر احمد لژیون ۹

مسافران نمایندگی پاکدشت 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .