همسفر لیلا لژیون یکم
استاد امین در زمینه قضاوت و جهالت میفرمایند: قضاوت پیشزمینههایی مثل علم و آگاهی، عدالت، دانش، تقوا، بیطرف بودن و… نیاز دارد. هر کسی نمیتواند قاضی باشد و قضاوت کند. اگر جهالت را مترادف نادانی بدانیم، میشود عدمِ بود. بود نور هست؛ یعنی چیزی که وجود دارد؛ ولی ظلمت، بود نیست، چیزی است که از هستی نیست، عدمِ نور، تاریکی میشود. نادانی یعنی نبود هیچچیز؛ یعنی نبود علم و آگاهی، جهالت، که خود زمینهٔ ترس، منیت و ناامنی است و میوهاش خرافات هست.
آقای مهندس در این باره میفرمایند که خداوند فرموده: انسان را از خاک که سدیم، پتاسیم، منیزیم، آهن، مس و روی دارد آفریدیم و تنها خاصیتی که او را از نباتات و حیوانات جدایش میکند، اختیار است. گویی از بدو تولد قاضی آفریده شده، زمانی که از خواب بیدار میشود، در حال قضاوت است که آیا این کار را انجام بدهم یا نه؟ برای همین خداوند یک شعبدهبازی انجام داده و یک راه که به گلستان میرسد و راهی دیگر که به خارستان میرسد؛ برای یافتن گنج پیش پایش گذاشته، وقتی انسان مسیر سختی و مشکلات را انتخاب میکند درنهایت میبیند که در گلستان است؛ مثلاً فردی سختکار میکند و با سرمایهاش شغلی فراهم میکند و بهره میبرد و نسل بعد از او هم استفاده میکنند یا مسیری میرود که فکر میکند آسان است و به گلستان میرسد ولی از خارستان سر درمیآورد.
مثلاً برای بهدستآوردن ثروت، راه آسان دزدی را انتخاب میکند و سر از خارستان درمیآورد. هر کدام از این راههای تقوا و فجور هزاران شاخه دارد. قضاوتکردن هزاران پارامتر دارد. برای قاضی یک پرونده با این که هیئتمنصفه و کارآگاهان تحقیق میکنند، باز احتمال قضاوت اشتباه در پرونده وجود دارد. پس در اموری که به ما مربوط نمیشود، قضاوت نکنیم؛ زیرا باعث تخریب میشود و همه از جهالت، ظن و گمان است، در نهایت اگر بیلزنی، باغچه خودت را بیل بزن.
همسفر سمانه لژیون سوم
قضاوت، زمانی اتفاق میافتد که بدون آگاهی، شناخت و اطلاعات کافی درباره خودمان یا دیگران، نظر میدهیم و حکم صادر میکنیم. ریشه بسیاری از این قضاوتها در جهالت است؛ زیرا اگر آگاهی و جهانبینی ما بالاتر باشد، میدانیم که هر انسانی شرایط، ظرفیت و مسیر زندگی متفاوتی دارد.
قبل از ورود به کنگره، بسیاری از مسائل را از روی ظاهر یا شنیدهها قضاوت میکردم و فکر میکردم نظر من همیشه درست است؛ اما در کنگره یاد گرفتم که قضاوتکردن نهتنها کمکی به من نمیکند؛ بلکه باعث میشود از دیدن عیبهای خودم غافل شوم. وقتی مشغول بررسی زندگی دیگران هستم، فرصتی برای اصلاح نفس و تغییر رفتار خودم باقی نمیماند. آموزشهای کنگره به من یاد داده است که بهجای قضاوت، به دانایی خود اضافه کنم، با تفکر تصمیم بگیرم و اگر موضوعی را به طور کامل نمیدانم، درباره آن اظهارنظر نکنم. هرچه از وادیها و جهانبینی بیشتر آموزش میبینم، متوجه میشوم که خروج از جهالت فقط با آموزش، تجربه و عمل سالم امکانپذیر است.
من تلاش میکنم قبل از هر قضاوتی، از خودم بپرسم، آیا حقیقت را میدانم یا فقط بر اساس برداشت شخصی خود نظر میدهم؟ این سؤال به من کمک میکند با احترام بیشتری با دیگران برخورد کنم و بیشتر روی اصلاح خودم تمرکز داشته باشم. از خداوند سپاسگزارم که مسیر کنگره را در زندگی من قرارداد تا با آموزش و خدمت، قدمبهقدم از تاریکی و جهالت فاصله بگیرم و به سمت دانایی، آرامش و تعادل حرکت کنم.
همسفر زهرا لژیون چهارم
قضاوت کردن به معنی حکمکردن و جهالت به معنی نداشتن دانایی و آگاهی است. قضاوت وقتی اتفاق میافتد که انسان در مورد موضوع یا شخصی، آگاهی کامل نداشته باشد و فقط از روی ظاهر قضاوت نماید.
همانطور که میدانیم در مورد جهالت هم یک مثلث داریم که اضلاع آن ترس، منیت و ناامیدی است که به ما میگوید: وقتی دچار منیت، ترس و ناامیدی شویم باعث میشود که دچار جهالت هم بشویم و در نهایت همه اینها باعث قضاوت میشود که کار اشتباهی است.
همانطور که جناب مهندس فرمودهاند: قضاوتکردن فقط توسط اشخاصی میتواند صورت بگیرد که علم و دانش آن را داشته باشند. وقتی در مورد چیزی که از آن اطلاع و آگاهی نداریم قضاوت کنیم یعنی کار ضدارزشی انجام دادهایم. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که قضاوت و جهالت رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند و هرچقدر سطح دانایی و آگاهی ما بیشتر باشد کمتر راجع به دیگران قضاوت میکنیم.
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
76