امروز که در کنگره۶۰ ایستادهام، نگاهی به گذشته میکنم. سالها با افسردگی میجنگیدم و داروهای مختلف تنها راه نجات من بهنظر میرسیدند؛ اما در مسیر کنگره، در کنار مسافرم، برای رهایی از اعتیاد ایستادگی کردیم و من هم یک جنگ دیگر را بردم؛ جنگ با خودم. یاد گرفتم چگونه با تغییر سبک زندگی، تغییر افکار و پیدا کردن معنایی جدید، آن افسردگی را پشتسر بگذارم. امروز من یک آدم دیگرم. فهمیدم برای درمان روحم نیاز به ساختن یک زندگی جدید دارم. با ورزش یاد گرفتم چگونه دوباره به بدنم و به زندگی احترام بگذارم و با ادامه تحصیل، ذهنم را دوباره به سوی نور و دانش باز کردم. در این مسیر جدید توانستم وابستگی به داروها را پشتسر بگذارم و آرامش را در درون خودم پیدا کنم.
کنگره۶۰ برای من جشن ساختن است. آرامش من از درون خودم و از دل این تغییرات سرچشمه میگیرد. امروز من، خود واقعیام هستم. دیدن مسافرم در مسیر رهایی از اعتیاد، سختترین و در عین حال زیباترین درس زندگی برای من بود. من و مسافرم هر دو در میان این طوفانها، خودمان را بازسازی کردیم؛ از آشفتگی به آرامش رسیدیم. مسیر رهایی تنها برای مسافرم نبود؛ من هم در این مسیر از تاریکیهای خودم عبور کردم. از مسافرم ممنونم که در کنگره مرا به سمت بهتر شدن هدایت کرد و از هر کسی که در این مسیر حتی با یک لبخند یا یک کلمه امید کنارم بود سپاسگزارم. همچنین از آقای مهندس دژاکام و راهنمای بسیار خوبم، همسفر مهتاب بینهایت سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
41