English Version
This Site Is Available In English

حرمت کنگره ۶۰ نقطه امن کنگره ۶۰

حرمت کنگره ۶۰ نقطه امن کنگره ۶۰

پنجمین  جلسه از دور پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رزن، با استادی مسافر محترم خلیل ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه "حرمت کنگره ۶۰ چرا رابطه مالی در کنگره ۶۰ ممنوع است" سه شنبه ۹ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان خلیل هستم مسافر

 منم خدای خودم را شاکر و سپاسگزارم که امروز این اذن و اجازه را داد تا در این جایگاه بنشینم از اساتید آموزش و از تک تک شما دوستان انرژی بگیرم

 و درود می فرستم به آقای مهندس و خانواده محترمشان و سپاس از راهنمای سفر اولم عباس آقا و همچنین راهنمای سفر سیگارم آقا مجید که در این مسیر در این راه در این سفر به من کمک کردند تا به سلامت به مقصد برسم 

اما در مورد دستور جلسه آقای مهندس در مورد حرمت ها می گویند که این حرمت ها خیلی اهمیت دارد که هم در شروع جلسه خوانده می شود و هم در پایان جلسه آقای مهندس می گوید روزی که کنگره شصت شروع شد من این حرمت ها و قوانین را نوشتم این حرمت ها و قوانین مرز بین افراد و این مرزها را مشخص کرده که ما تجاوز به حقوق دیگران نکنیم و بایدها و نبایدهاست حرمت ها نبایدهاست و قوانین بایدهاست حالا تو حرمت کنگره شصت خیلی چیزها را گفته ولی امروز در مورد رابطه مالی و کاری که حالا من این دو تا رو نقض کردم و هم واسه بچه های کنگره کار کردم هم از لحاظ مالی چون مسیول نشریات هستم حالا نصف و نمیه این بده بستان را دارم من نمی خواهم حالا بیشتر در مورد این چون آقای مهندس گفته خودتان هر کاری که نقض می کنید نباید روی ان تاکید کنید آقای مهندس می گوید اگر ما رهجوها این حرمت ها را حفظ کنیم به درمان و به تعادل قطعی می رسیم یعنی حرمت ها اینقدر مهمند این نبایدها اینقدر مهم هست که ما باید یک سری کارها را انجام ندهیم مثل چی مثل همان رابطه کاری رابطه مالی، از پوشش لباس های نامناسب یا خیلی چیزهای دیگر، من حالا می خواهم در مورد حرمت بگویم حرمت یعنی حریم و احترام احترام به شخص مقابل یا احترام به طبیعت به هرچی می تواند باشد آقای مهندس از حریم رودخانه ها می گوید

چون حالا این اواخر خشکسالی بود امدند حریم رودخانه را گرفتند مغازه کردند خانه درست کردند باغ درست کردند ولی این اینجوری نمی ماند این حریم رودخانه حالا امسال شاید این پابرجا بماند ولی سال دیگر شاید یک سیلی امد، شاید ندارد حتما یه اتفاقی می افتد که این حریم رودخانه ها جمع بشود و انی که آسیب می بیند فقط خود ان شخصه که تجاوز کرده به حریم رودخانه اینجا هم همینه ما چند نفر بودیم رفته بودیم تو یک مراسمی با رفیقم نشسته بودیم یکی به این رفیقم زنگ زد و بلند شد رفت این وقتی برگشت باباش گفت کی بود وچی گفت با یک سوال دو تا می خواست جواب بگیرد

هم گفت کی بود و چی گفت یکی از آشناها انجا بود گفت این چه سوالی داری می پرسی به تو چه که این کی بود و چی گفت اگر گفتنی باشد حتما خودش بهت می گوید منظورم این هست که ما حالا قبل کنگره اینجا که دیگر ان اتفاقها را و آموزش ها را گرفتیم که ان کارها را انجام ندیم تکرار نکنیم ولی ما اولش مده بودیم مثلا دو نفر اینجا نشسته بودیم آقا نظام داشت پیام می نوشت من ناخودآگاه اصلا دست خودم هم نبود هی می خواستم ببینم آقا نظام چی داره پیام می دهد یعنی من به حریم شخصی این می خواستم ورود کنم یعنی تجسس کنم ببینم چی می نویسد واسه کی می فرستد این هم از روی عادت بدمان که قبل از کنگره اینها را ما یاد گرفتیم و دست خودمان هم نبود چون آموزش کافی ندیده بودیم یه مثال حالا خودم می خواهم بگویم آقای مهندس از حریم رودخانه می گوید شما یه چراغ قرمز ر تو چهارراه در نظر بگیرید وقتی چراغ قرمز می شود خوب وظیفه ما قانونا این هست

که ما پشت چراغ قرمز توقف کنیم تا طرف مقابل یا ان طرف ماشینها رد بشوند اگر ما این چراغ قرمز را رد کنیم چه اتفاقی می افتد تجاوز به ان حریم چراغ قرمز کنیم چی می شود از ان طرف یک ماشین می آید ما را له می کند و آسیب جدی را ما خودمان می بینیم اینجا اگر حرمت ها را بشکنیم ببینید کنگره آسیب نمی بیند اول خود شخص خود من اینجا آسیب می بینم و کنگره من را حذف می کند اگه حرمت ها را بشکنم تو لژیون اتفاق افتاده هم تو جلسه من بارها دیدم گوشی ها رو سایلنت نیست یا زنگ می خورد بلافاصله جلسه را ترک می کنیم و می رویم گوشی را جواب بدهیم تنها خودمان نیستیم که وقتی آقا سعدالله اینجا گوشیش زنگ می خورد یعنی همه مان زوم می کنیم حواسمان پرت می شود همین که گوشیش زنگ می خورد اینجا حواس بچه ها را پرت می کند و این از آموزش دور می ماند و بعد حالا منظورم هیچ کدومتان نیست خودم را می گویم حالا بعد هفت هشت ماه یکی از رهجو ها به من می گوید یک دانه به من سرکه بده منظورش دیسپ هست تو جلسه حواسش اینجا نبوده که استادا راهنماها یا تو مشارکت ها چون هر دوره آقای مهندس دیسپ را دو هفته دستور جلسه می گذارند به خاطر این گوشی جواب دادن هست نمی داند فرق دیسپ را با سرکه به من می گوید یک دانه به من سرکه بده

خوب من چی بگم بهش بیایم توضیح بدهم بهش نمی شود یا آقا ندارم سرکه برو خانه تان دارید باز نمی شود پس باید به حریم یکدیگر احترام بگذاریم اینجوری نیست که من کار واجب دارم فلانی کار واجب ندارد نه اینجوری نیست 

 من یک سال و خورده ای اینجا هستم دیگر میدانم عباس آقا حسین آقا آقا عبدالله که راهنما هستند اینهاهم اصلا وقت ندارند بیایند اینجا واقعا از کارشان دارند می زنند همه شما هم همینطور ، تک تک شما عزیزان کار دارید و بیکار نیستید می آیید اینجا و انکس که سر وقت نمی آید این حرمت شکنی می کند ان نیست که ما اینجا بیاییم فقط به راهنما احترام بگذاریم نه، احترام گذاشتن چند نوع هست یکیش به موقع امدن ،سر وقت امدن، سر وقت رفتن هست گوش به فرمان بودن همه اینها حرمت دارد اینها احترام هست ما قبل کنگره فکر می کردیم ما فقط با سلام احوال پرسی کردن احترام و حرمت فلانی را نگه داشتیم نه اینجوری نیست باید حق و حقوق دیگران را هم در نظر بگیریم اینجوری نباشه که فقط به فکر خودمان باشیم و می گوید بحث سیاسی نکنیم چون بحث سیاسی دو طرف دارد یک مخالف دارد یک موافق دارد اینها همیشه در جدال هستند که حرف خودشان را به کرسی بنشانند پس این اختلاف می آورد به خاطر همین آقای مهندس تاکید دارد بحث های سیاسی به هیچ عنوان باید تو کنگره نباشدو می گوید از وسایل خودمان باید خیلی مراقبت کنیم تا دیگران را خدای نکرده متهم به دزدی نکنیم اگه گوشی من برود مقصر خود من هستم اوایل که می امدم این اتفاق واسه خودمان افتاد و یکی از دوستان یه چیزی گم کرد به ده نفر مشکوک بود شاید ان یک نفرش برده بود ولی نه نفرش هم اتهام خورد یعنی به نفر تهمت دزدی زد منظورم این هست که آقای مهندس می گوید باید مواظب باشیم به خاطر همین ما دیگران را متهم نکنیم به دزدی تهمت نزنیم همه چیز از دروغ شروع می شود از تهمت شروع می شود تا بدبینی و الی آخر.ممنونم که به حرفهایم گوش کردید .

مرزبان کشیک مسافر ابوالقاسم

بارگزار مسافر مسافر مجید

تایپ مسافر مسافر نظام

عکاس مسافر حمید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .