همسفر فاطمه:
قضاوت، بیشتر اوقات از جهالت بهوجود میآید؛ زیرا وقتی آگاهی کافی نداریم، با دیدن ظاهر افراد یا شنیدن بخشی از یک ماجرا، برایشان حکم صادر میکنیم؛ در حالیکه هیچکس از درون انسانها و سختیهایی که پشتسر گذاشتهاند، خبر ندارد.
در کنگره۶۰ یاد میگیریم که هر انسانی مسیر و سفر خودش را دارد. اگر کسی هنوز به جایگاهی نرسیده که ما انتظار داریم، شاید فقط به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
بهنظر من، دانایی یعنی قبل از قضاوت، تأمل کردن؛ قبل از حرف زدن، فکر کردن و اگر حقیقت را نمیدانیم، سکوت کردن.
امروز یاد گرفتهام هر جا آگاهی ندارم، بهجای قضاوت کردن، سکوت کنم؛ زیرا سکوت از روی ناآگاهی، ارزشمندتر از قضاوت از روی جهالت است. وقتی روی آموزش و اصلاح خودم تمرکز میکنم، دیگر فرصتی برای قضاوت دیگران باقی نمیماند.
امیدوارم بتوانم هر روز از جهالت فاصله بگیرم، آگاهیام را بیشتر کنم و با نگاهی مهربانتر و منصفانهتر به انسانها بنگرم.

همسفر فرانک:
دستور جلسه، «قضاوت و جهالت»
این دو کلمه در کنار هم، این برداشت را نشان میدهند که برای قضاوت کردن، جهل و ناآگاهی لازم است. ما در آموزشهای کنگره آموختهایم که برای ورود به تاریکی، نیاز به ناآگاهی و نقض فرمان داریم. همچنین آموختهایم که جهل، نوعی نادانی است که هنگام قضاوت خود را نشان میدهد.
باز هم آموختیم که برای خروج از تاریکی، باید آن عمل را بهصورت معکوس انجام دهیم. فرمانبرداری و آموزش، میتواند ریشهٔ جهل را بسوزاند.
در کل، جهل و ناآگاهی از نبودِ آموزش و ندانستن سرچشمه میگیرد. اگر من بدانم که دوربین را به سمت دیگران گرفتن، هیچ سودی برایم ندارد و فقط باعث حالِ بد میشود، آن را به سمت خودم میگیرم. به قولی، بهجای دیدن کاه در چشم دیگران، کوه را در چشم خودم میبینم. این جمله کنایه از آن دارد که بهجای دنبال کردن ایرادها و مشکلات دیگران، به مشکلات و تاریکیهای وجود خودم توجه کنم.
چهبسا قضاوت کردن هیچ سودی برای من ندارد، جز اینکه مرا از دیدن خودم بازمیدارد و باعث میشود مشکلات و تاریکیهای وجودم را نبینم. طبیعی است که در این صورت، برای برطرف کردن آنها نیز اقدامی نخواهم کرد.
پس دستاورد این کار برای من چیست؟ حالِ خراب، اندیشهٔ خراب و در نهایت، جسمی بیمار و فرسوده.
اگر امروز به دنبال آگاهی و دانایی باشم، میتوانم از جهل فاصله بگیرم و با دوری از قضاوت و جهالت، در تاریکی فرو نروم؛ بلکه از چشمههای دانایی، نورِ معرفت و شناخت دریافت کنم.

همسفر فاطمه:
قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ناآگاهی و ندانستن است. ارتباط این دو واژه به این معنا است که ما باید از قضاوت بر مبنای جهالت دوری کنیم.
قضاوت چه زمانی اتفاق میافتد؟ زمانی که ما درباره موضوع یا شخصی آگاهی کامل نداشته باشیم و فقط بر اساس ظاهر، او را قضاوت کنیم.
انسان در طول زندگی روزمره، مدام در حال قضاوت کردن است؛ در صورتیکه قضاوت درباره دیگران، کار درستی نیست. بزرگان میگویند: «اگر میخواهید درباره راه رفتن کسی قضاوت کنید، ابتدا کمی با کفشهای او راه بروید.»
کسانی که همیشه دیگران را قضاوت میکنند، در جهالت، ناآگاهی و نادانی به سر میبرند؛ اما کسانی که داناتر هستند، کمتر قضاوت میکنند. پس هرچه جاهلتر باشیم، بیشتر قضاوت میکنیم.
در جهانبینی نیز مثلث جهالت در مقابل مثلث دانایی قرار میگیرد. سه ضلع مثلث جهالت شامل ترس، ناامیدی و منیت است که بر قضاوتهای ما تأثیر میگذارند.
من قبل از ورود به کنگره، شاید بارها دیگران را قضاوت میکردم؛ اما با ورود به کنگره و دریافت آموزشها و همچنین با گوش دادن به حرمت کنگره۶۰ که در کارگاههای آموزشی دو بار قرائت میشود و در آن نیز بر پرهیز از قضاوت دیگران تأکید شده است، و نیز با گوش دادن به سیدی «قضاوت»، آموختم که اگر بخواهم در آرامش باشم، باید از قضاوت و دید منفی دوری کنم و به همه با دیدی مثبت نگاه کنم.

ویرایش و ارسال: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
48