در ابتدا، لازم است به پیشزمینه و ماهیت «جهالت» بپردازیم؛ جهالت در واقع مترادف با نادانی است، یعنی تجربهای که از جنس «عدم» و «نبود» است و برای درک بهتر این مفهوم، میتوان میان نور و ظلمت تمایز قائل شد؛ نور یک واقعیت موجود است، اما ظلمت چیزی نیست جز «نبود نور» و از همین منظر، جهالت نیز تنها نبود آگاهی و دانش است. جهالت با خود پیامدهای روانی و اخلاقی سنگینی به همراه میآورد؛ از جمله ترس، منیت (خودبزرگبینی) و ناامیدی که نتیجه مستقیم آن، از دست رفتن امنیت روانی و زایش خودخواهی است؛ همچنین خرافات و باورهای بیاساس، از میوههای تلخ و گزنده جهالت به شمار میروند و برای نمونه، مصرف مواد مخدر از منظر علمی و روانی، ناشی از جهالت و نادانی است و تنها کسانیکه با آموزش و کسب دانایی به مرحله آگاهی رسیدهاند، میتوانند از بند اعتیاد رهایی یافته و به طور خودکار رفتارهای ضدارزشی را کنار بگذارند.
خلقت انسان در بین اختیار و انتخاب شکل گرفت؛ انسان موجودی است که در کالبد فیزیکی خود، تمام عناصر و ذرات موجود در خاک را دارد، اما آنچه او را از سایر موجودات متمایز میکند، «اختیار» است که خداوند با دمیدن روح و صفات الهی در او، توانایی تعیین مسیر زندگی را عطا کرد؛ مسیری که میتواند راه «تقوا» یا راه «فسق و فجور» باشد و انسان در میانه این دو، راهی بنیادین، که (الهام تقوا یا الهام فجور) با قدرت «قضاوت» روبهرو میشود؛ چراکه بهطور فطری موجودی قضاوتگر است و در هر لحظه با استفاده از اختیار خود، در میان هزاران شاخه مختلف از تصمیمات، در حال انتخاب مسیر است. در این مسیر، یک نکته شگفتانگیز وجود دارد که توجه به آن بسیار حیاتی است.
مسیرها همیشه آنگونه که به نظر میرسند، نیستند و خداوند گنج را بهصورت آماده در اختیار انسان قرار نداده، بلکه او را به جستجو و حرکت واداشته است؛ از این رو مسیرها به دو گونه کلی تقسیم میشوند: اول، مسیرهای با ظاهر آسان که در ابتدا خوشآیند و بدون زحمت به نظر میرسند (مانند کسب ثروت سریع از راههای غیرقانونی یا بازگشت به مصرف مواد برای فرار از سختیهای درمان) اما سرانجام آنها به تاریکی، ویرانی و نابودی ختم میشود؛ دوم، مسیرهای با ظاهر دشوار که در ابتدا پر از سختی و چالش هستند، (مانند مسیر تلاش برای بهبود و ماندن در برنامههای درمانی مثل کنگره۶۰) اما اگر با صبر و آگاهی طی شوند، در نهایت به آرامش، ثبات و گلستان واقعی ختم میگردند. مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که ما از حوزه وظایف و مسئولیتهای خود خارج شده و وارد حریم خصوصی دیگران میشویم.
قضاوت کردن در اموری که به ما ارتباطی ندارد، ریشه در جهالت دارد و بهعنوان مثال، در محیطهای گروهی و درمانی، ورود به امور شخصی دیگران و تجسس در زندگی آنها، مستقیمترین راه برای سقوط در چاه جهالت است، در حالیکه قضاوت درست نیازمند پارامترها و معیارهای قانونی و علمی است؛ فرآیندی که در آن ابتدا، شواهد مطرح میشود و بعد از آن بررسی و در نهایت حکم صادر میشود و بدون رعایت این اصول، هر قضاوتی تنها یک گمان بیاساس خواهد بود.
جهالت، ریشه اصلی صفات منفی ما از جمله حرص، بخل و خودخواهی است و وقتی انسان در چرخه گمان و ظن گرفتار میشود، شروع به تجسس در زندگی دیگران میکند، سپس به سرزنش آنها میپردازد و در نهایت به غیبت دچار میشود و این زنجیره، او را به عمق جهالت میکشاند؛ بهترین راه برای رهایی از این چرخه تخریب، تمرین «خودشناسی» است، یعنی به جای قضاوتکردن دیگران، افکار و اندیشههایمان را مثبت نگاه داریم و به اصطلاح، «دوربین دید خود را به سمت خویشتن برگردانیم» تا با تمرکز بر اصلاح خود و پر کردن خلأهای دانشیمان، از گزند قضاوتهای نادرست و تاریکیهای جهالت در امان بمانیم.
منابع: سیدی قضاوت، قضاوت و جهالت، جزوه جهانبینی ۲ و ۱
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکس، ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
179