English Version
This Site Is Available In English

جهالت به معنای عدم آگاهی است

جهالت به معنای عدم آگاهی است

با قضاوت و انتخاب راه درست از خارستان به گلستان می‌رسیم.

راهنما تازه‌واردین همسفر اعظم همراه مسافرشان با آنتی‌ایکس انواع مواد مخدر وارد کنگره شدند، روش درمان DST، داروی درمان OT، سفر خودشان را شروع کردند با راهنمایی مسافر حسین الوانی و راهنمایی همسفر ناهید مستاجران رشته ورزشی همسفر بسکتبال و رشته ورزشی مسافر والیبال، هم اکنون ده سال و چهار ماه آزاد و رها هستند.

برای ما بگویید در اصل معنای جهالت چیست؟

در اصل جهالت به معنای عدم آگاهی است یا همان نادانی و جهالت مشکل اصلی انسان در مسیر تزکیه و پالایش و زدودن تاریکی نیست. مشکل اصلی در تزکیه و پالایش، ندیدن تاریکی است و چون انسان تاریکی و صفات ناخوشایند را در خودش نمی‌بیند، هیچ وقت دست به پالایش نمی‌زند. تمام تلاش نفس اماره در این است که انسان تاریکی‌های درون خودش را نبیند، اگر انسان تاریکی و صفات بد را در وجود خود دید، پنجاه درصد از تزکیه و پالایش را در خودش انجام داده است. حقه جالبی که در این‌جا اتفاق می‌افتد این است که  آن نفس و یا همان بخشی که دارد آن کارها را انجام می‌دهد می‌گوید تو عجب کارشناسی هستی، همه اشکالاتی را که در وجود دیگران هست را تشخیص می‌دهی و این‌جاست که هم مشوق خود می‌شوم و هم لباس زیبا به رفتار زشت خود می‌پوشانم. در این جا هست که اگر حاذق‌ترین اساتید را هم داشته باشم، برای من کارساز نیست و نمی‌توانند مرا متوجه اشتباهات خود کنند و همراه خود ترس، نا‌امیدی و منیت می‌آورد و در واقع صفات منفی مانند حرص، بخل، حسد و خرافات میوه‌های جهالت هستند و نتيجه آن هم عدم امنیت است.

چرا گفته می‌شود برای قضاوت کردن احتیاج به پیش‌ نیازهایی، مثل آگاهی، عدالت و دانایی داریم؟

در خصوص اینکه چرا قضاوت نیاز به پیش زمینه‌هایی مثل آگاهی و عدالت و دانایی دارد؛ باید بگوییم به دلیل اینکه انسان دانا و آگاه کسی که معنی عدالت را به خوبی درک کرده باشد، سعی می‌کند به هیچ عنوان در مورد قضاوت در خصوص دیگران در این وادی یا بهتر بگویم باتلاق نیفتد؛ زیرا  قضاوت همانا و افتادن در شرایط فرد قضاوت شده همانا و همچون تیری است که از چله‌ کمان رها می‌کند. قضاوت در مورد امور خویش هم نیاز به همان پیش زمینه‌هایی که فرمودید دارد که چه اموری را می‌توانم انجام بدهم که مرا به اهدافم نزدیک می‌کند، می‌توانم با صادر کردن حکم اینکه مقداری سختی به جان بخرم، صبح‌ها زودتر بیدار شوم و یا اینکه از تفریحم کم کنم و برای آزمون راهنمایی آماده شوم به این هدف نزدیک شوم و یا برای رسیدن به اهداف دیگر هم با قضاوت به جا و به موقع امکان پذیر است.

به نظر شما چرا راه‌های آسان گاهی انسان را به سختی می‌رساند و راه‌های سخت به نتیجه خوب ختم می‌شوند؟

خداوند در این‌جا یک عملیات شعبده بازی انجام داده‌ است که برای یافتن گنج باید جستجو کنید. در زمان حرکت یک راه مانند گلستان؛ ولی در نهایت به جهنم ختم می‌شود و راهی مانند خارستان است که به بهشت ختم می‌شود. همه‌ ما از آموزه‌های مهندس دژاکام بهره می‌گیریم و زمانی را صرف آمدن به کنگره می‌کنیم، زمانی را در لژیون می‌نشینیم و آموزش می‌گیریم و زمانی را صرف نوشتن و مطالعه کردن می‌کنیم. با وجود مسئولیت‌های دیگری که داریم، اعم از خانه‌داری یا شغل و سختی‌های این مسیری که انتخاب کردیم را به جان می‌خریم، در عوض به چه چیزهایی می‌رسیم؟ این راه سخت اولین مؤلفه که به ما هدیه داد یا اولین آسانی، درمان مسافر من بود و مسافر من ده سال است که رها شده؛ ولی ما همچنان در کنگره به شکر خداوند حضور داریم؛ چون در آموزه‌های کنگره علم زندگی کردن، علم ایمان، علم پس انداز کردن، آرامش‌درون، علم قضاوت کردن، امور خویش، علم‌تغذیه‌ سالم و علم عشق و محبت نهفته است. بعد از گذراندن سختی‌ها اگر به آسانی‌ها و طعم‌ خوش هر یک از این آموزه‌ها نمی‌رسیدیم، صددرصد از این مسیر خارج می‌شدیم و ادامه نمی‌دادیم یا شخصی که برای ثروتمند شدن راه آسان رشوه گیری یا دزدی و قاچاق را انتخاب می‌کند، ممکن است که در کوتاه مدت به هدفش رسیده باشد؛ ولی در ادامه خواهیم دید که سر از مرغزار در می‌آورد و این راه آسانی است که به راه سخت ختم می‌شود.

به نظر شما چرا همدلی می‌تواند جایگزین قضاوت شود؟

اول بهتر است که بدانیم تعریف همدلی چیست، همدلی را به معنای فهمیدن علاقه‌ها و نگرانی‌های دیگران نیز آورده‌اند، حسی عاطفی که به فرد کمک می‌کند خشونت‌آمیز رفتار نکند و در برخورد با دیگران اصول مهربانی را در نظر داشته باشد. مسلم است که وقتی شخص همزاد پنداری کند و خودش را جای دیگری بگذارد، دیگر دلیلی برای قضاوت نمی‌بیند؛ چون شرایط می‌شود شرایط خودش و رفتار انجام شده الان رفتار خودش است؛ پس دلایل و برهان‌های زیادی برای عملی که انجام داده می‌تواند وجود داشته باشد.

در آخر شما چه نتیجه‌ای از این دستور جلسه می‌گیرید؟

نتیجه می‌گیرم که ما هرچه به سمت دانایی حرکت کنیم، توجه ما از روی دیگران برداشته و معطوف به خودمان می‌شود، اگر من یک سفر اولی یا سفر دومی و حتی اگر یک راهنما هستم؛ باید توجهم روی عملکرد خودم باشد و از انرژی خود به جا استفاده کنم. در غیر این‌ صورت انرژی و توان من هرز می‌رود، شاید علت حال خرابی‌های من همین قضاوت‌های نابه‌جا باشد و اگر از زندگی ما خارج شوند روی آرامش و صلح را خواهیم دید و طبق سخنان دیده‌بان محترم آقای خدامی‌، اگر روی اشتباهات دیگران زوم کنیم در رنج و عذاب خواهیم بود و جالب اینکه بنیان کنگره۶۰ می‌فرمايند: «وقتی اشتباهات دیگران را پر‌رنگ دیدید نشانه‌ این است که خودم دچار همان وضعیت هستم و خودم از همان جنس هستم.» در پایان این مصاحبه از کلیه خدمت‌گزران سایت و از آقای مهندس و استاد امین بابت تمام آموزه‌هایشان کمال تشکر و قدر دانی را داشته باشم.

طراح سؤال و مصاحبه کننده: همسفر الهام رهجو راهنما همسفر صفورا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .