هشتمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد با استادی ایجنت محترم مسافر اسماعیل؛ نگهبانی مسافر علیاصغر و دبیری مسافر عطابا دستور جلسه « حرمت کنگره ۶۰ ، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است » روز پنجشنبه 11 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر فرصت خدمت را به من عطا کرد. از ایجنت محترم همسفران، گروه مرزبانی دوره قبل و گروه مرزبانی جدید، ایجنت و مرزبانان گروه همسفران، همچنین گروه مرزبانی مسافران صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. در ابتدا نیز باید از نگهبان محترم جلسه تشکر میکردم که این جایگاه را به من سپردند. از همه شما سپاسگزارم و امیدوارم در کنار هم جلسهای پربار و آموزنده داشته باشیم.
همانطور که در جریان هستید، طی چند جلسه درباره حرمتها صحبت شد. نکات بسیار ارزشمندی مطرح گردید و مشارکتهای دوستان نیز نشان داد که همه تا حد زیادی میدانند حرمت چیست و اجرای آن چه فوایدی دارد.
اما شاید برای بسیاری از دوستان این سؤال پیش بیاید که اصلاً حرمت برای چیست؟ چرا باید حرمتها را رعایت کنیم؟ آیا این قوانین دستوپاگیر نیستند؟
مگر ما برای درمان اعتیاد نیامدهایم؟ پس رعایت این همه قانون چه ضرورتی دارد؟
مطالب زیادی در این زمینه گفته شده است. امیدوارم امروز نیز بتوانیم با هم زمینهای فراهم کنیم تا اهمیت حرمتها و قوانین را بهتر درک کرده و آنها را بهدرستی اجرا کنیم.
قدیم رسم بر این بود که وقتی در روستا یا شهر باغی احداث میکردند، دور آن باغ حریمی قرار میدادند؛ گاهی با چوب، گاهی با نی و گاهی هم، اگر شمال کشور رفته باشید، با بوتههای تمشک حصاری طبیعی ایجاد میکردند. پدربزرگهای ما میگفتند تا زمانی که حریم این باغ حفظ شود، باغ آباد است، میوه میدهد و ثمر دارد؛ اما اگر این حریم شکسته شود، دیوار ترک بردارد یا به قول قدیمیها رخنه پیدا کند، دیگر آن باغ، باغ سابق نخواهد بود. میوههایش خوراک گرگ، شغال و روباه میشود.
مطمئن باشید هر جا که ما حرمت و حریم را پاس داشتیم، درختان خوبی داشتیم، میوههای خوبی برداشت کردیم و ثمره ارزشمندی نصیبمان شد؛ اما هر جا که برای اولین بار خودمان به جای ورود از در، از دیوار بالا رفتیم، همانجا آغاز خرابی بود و شاید امروز دیگر اثری از آن باغ باقی نمانده باشد.
من همیشه با خودم فکر میکنم که حریم خانوادهام را چه زمانی شکستم؟ روزی که اولین دود سیگار را کشیدم. شاید آن روز با خودم گفتم مگر چه اتفاقی قرار است بیفتد؟
همه شما این تجربه را دارید و امیدوارم جوانترها هرگز آن را تجربه نکنند. امروز متأسفانه در بسیاری از خانهها یک یا دو قلیان وجود دارد و مصرف آن بسیار عادی شده است. همه چیز با یک پک شروع میشود. همان یک پک، همان ترک اول دیوار است.
ابتدا خودت از قلیان لذت میبری، بعد همسایه را دعوت میکنی، بعد پسر همسایه میآید و کمکم دورهمیها شکل میگیرد. فردا پسرت ترجیح میدهد به جای خانه، در پارک قلیان بکشد و بعد دخترت با دوستانش به جای خانه در کوه یا بیرون از منزل قلیان مصرف کند. آرامآرام میبینی همان یک دود، آنقدر گسترش پیدا کرده که دیگر توان جمع کردنش را نداری و مجبور میشوی برای حل مشکلات فرزندت به دادگاه و جاهای مختلف مراجعه کنی.
آیا یک پک قلیان این همه تخریب دارد؟ بله، دارد. خیلی از ما ماشین، زندگی و آرامش خود را از همین نقطه از دست دادیم.
قدیم شرکتهای هرمی بود، امروز شکلهای دیگری پیدا کرده است؛ خریدهای وسوسهانگیز، سرمایهگذاریهای کاذب، سایتهای مختلف و... . بسیاری از این دورهمیها و ارتباطهای نادرست، نتیجهای جز تباهی و نابودی نداشتهاند.
اگر صادق باشم، ما در رعایت نکردن حریمها تا حدی مهارت پیدا کردهایم. خودم را میگویم، نه دیگران.
مثلاً وقتی به شمال کشور میرویم و تابلوی «محل مجاز شنا» را میبینیم، دلمان میخواهد کمی جلوتر برویم؛ جایی که ممنوع است. در حالی که همان محدوده امن برای حفظ جان انسانها تعیین شده است. وقتی از حریم فاصله میگیریم، احتمال خطر چندین برابر میشود. نمونههای زیادی بوده که خانوادهای برای تفریح رفتهاند و چند نفر از اعضای آنها غرق شدهاند.

پس چرا باید حرمتها را رعایت کنیم؟
برای اینکه امروز من و شما در نهایت آرامش اینجا کنار هم نشستهایم. نه نگران خانه هستیم، نه خودرویمان و نه هزار دغدغه دیگر.
هرکدام از ما گذشتهای داشتهایم، اما امروز چند صد نفر با همان گذشته کنار هم مینشینیم، بدون کوچکترین مشکل. سالهاست در این شعبه حضور داریم و نشنیدهایم کسی بگوید کیفم گم شده، پولم را دزدیدهاند یا موبایلم را بردهاند؛ اما در بسیاری از مکانهای دیگر چنین اتفاقاتی طبیعی است.
چرا؟ چون حرمت و حریم، امنیت و آرامش میآورد.
حاجیها وقتی به مکه میروند، موظفاند حرمتهایی را رعایت کنند. حتی گفته میشود در حال احرام، اگر پشهای روی دستت بنشیند، نباید آن را بکشی. این یعنی تمام تمرکز انسان باید روی هدف اصلیاش باشد.
من هم وقتی وارد کنگره میشوم، برای درمان آمدهام. تمام این قوانین و حرمتها برای آن است که تمرکز من فقط روی درمان باشد.
حرمتها را اول و آخر هر جلسه میخوانیم، اما متأسفانه گاهی آنقدر تکرار شدهاند که فقط حفظشان هستیم، بدون اینکه به مفهومشان دقت کنیم.
یکی از همین حرمتها قرض دادن و قرض گرفتن است.
من خودم زمانی که مرزبان بودم، برای دو رهجو کارت کشیدم و پول دادم. امروز آن افراد دیگر نیستند و من دنبالشان میگردم، نه برای پس گرفتن پول، بلکه برای اینکه بیایند و درمانشان را ادامه دهند.
رهجویی بود که چند بار از من ده هزار تومان خواست و گفت پول آژانس ندارد. بعدها فهمیدم همان پول صرف مصرف مواد میشده است.
اگر کسی توان مالی دارد، بهترین کمک این است که امکانات درمان را فراهم کند؛ مثلاً کمک کند کولر شعبه روشن شود یا شرایطی ایجاد شود که افراد بیشتری بتوانند درمان شوند، نه اینکه با کمکهای شخصی، ناخواسته مانع رشد و مسئولیتپذیری افراد شود.
امروز انضباطیهای متعدد در کنگره وجود دارد و بخشی از آن نتیجه اشتباهات خود ماست.
برخی حرمتها اگر شکسته شوند، همان لحظه جریمهشان را میدهیم؛ مثل عبور از چراغ قرمز. اما غیبت، تهمت، تحقیر و بدگویی جریمه مالی ندارد؛ انسان تا زمانی که حقالناس را جبران نکند، بدهکار باقی میماند.
باید بدانیم کوچکترین رخنه در یک سد، اگر به موقع ترمیم نشود، میتواند کل سد را ویران کند.
یک دروغ، هزار دروغ دیگر به دنبال خود میآورد.
رهجویی که به راهنمای خود دروغ میگوید، به خانوادهاش دروغ میگوید و به خودش دروغ میگوید، هرچقدر هم در کنگره حضور داشته باشد، به درمان واقعی نخواهد رسید.
حرمت یعنی احترام گذاشتن به اصول اخلاقی و اجتماعی. تا زمانی که احترام متقابل وجود داشته باشد، حرمت نیز حفظ میشود.
همین رعایت حرمتهاست که باعث شده همسایهها حضور چندصد نفر و صدها خودرو را در اطراف شعبه تحمل کنند؛ در حالی که شاید اگر مقابل خانه خودمان تنها یک خودرو نامناسب پارک شود، چندین بار با پلیس تماس بگیریم.
پس حرمتها را پاس بداریم تا در آرامش باشیم، تمرکزمان بر درمان حفظ شود و به هدف اصلیمان که رهایی از اعتیاد است برسیم. وقتی درمان حاصل شد، هزاران گره دیگر نیز در زندگی انسان باز خواهد شد.
مهندس امین میفرمایند: وقتی انسان با نیروهای منفی همراه میشود، هزاران نیروی منفی دیگر به کمک او میآیند تا او را به قهقرا ببرند؛ اما اگر حرمتها را رعایت کند و به قوانین الهی و قوانین هستی احترام بگذارد، هزاران نیروی مثبت به یاری او خواهند آمد و او را از سختیها و مشکلات عبور خواهند داد.
انشاءالله همه ما جزء گروهی باشیم که نیروهای مثبت همراهشان هستند و آنقدر در کنارمان حضور داشته باشند که همچون دژی مستحکم، اجازه ورود نیروهای منفی را ندهند.
از سکوت، توجه و همراهی همه شما صمیمانه سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافرین: رضا ل۳ و مجید ل4
عکاس: مسافر حسین ل ۱
تایپ: مسافرین ابراهیم و احمد ل۱۱
ارسال خبر: مسافر رضا ل1
- تعداد بازدید از این مطلب :
115