English Version
This Site Is Available In English

نزدیکی دل‌ها با رعایت مرزها

نزدیکی دل‌ها با رعایت مرزها

 

آموزش‌ها‌ی کنگره را باید زندگی یا کاربردی کرد تا معنای آن‌ها را فهمید. اوایل ورود من به کنگره، هر هفته حرمت خوانده می‌شد من هم مانند بسیاری از تازه‌واردین ساکت می‌نشستم و به آن گوش می‌دادم کلمات را می‌شنیدم؛ اما حقیقت این است که عمق آن‌ها را درک نمی‌کردم. تصور می‌کردم این قوانین فقط برای نظم بیشتر جلسات وضع شده‌ و چندان ارتباطی با زندگی من ندارند.


وقتی گفته می‌شد رابطه کاری، مالی و فامیلی در کنگره ممنوع است، با خود فکر می‌کردم  آیا یک خرید ساده یا یک همکاری کوچک می‌تواند مشکل ایجاد کند؟ آیا اعضای کنگره خانواده یکدیگر نیستند؟ آیا کمک کردن به همدیگر کار نادرستی است؟ آن روزها هنوز نمی‌دانستم پشت هر جمله از حرمت، تجربه‌های فراوان نهفته است تجربه‌هایی که بعضی افراد بهای سنگینی برای آن پرداختند تا ما امروز بتوانیم با آرامش بیشتری سفر کنیم.


حدود دو یا سه ماه از ورود ما به کنگره می‌گذشت که مسافر من با یکی از اعضای لژیون خود در مورد معامله‌ای صحبت کرد و هر دو توافق کردند و یک معامله  دوستانه صورت گرفت؛ اما پس از مدتی این معامله باعث شد که چند نفر دیگر هم وارد ماجرا شوند و آن فرد به خاطر این مسئله از کنگره رفت. آن روزها برای اولین بار متوجّه شدم که مشکل فقط پول نیست. مشکل اصلی، تأثیری است که این مسائل می‌توانند بر روابط انسان‌ها بگذارند. وقتی پای مسائل مالی وارد یک فضای درمانی می‌شود، گاهی ناخواسته توقع، دلخوری و سوءتفاهم نیز وارد می‌شود و انسان به‌جای تمرکز بر آموزش، درگیر حاشیه‌ها می‌شود. این موضوع مدت‌ها ذهن من را درگیر کرد. بارها با خود فکر کردم که اگر یک موضوع  ظاهراً ساده توانست چنین اثری بر زندگی و سفر فردی بگذارد، پس حتماً دلیل وجود این حرمت بسیار عمیق‌تر از چیزی است که من تصور می‌کردم؛ حتی گاهی با خود فکر می‌کردم اگر شرایط کمی متفاوت بود، ممکن بود مسافر من نیز تحت تأثیر این دلخوری‌ها قرار بگیرد، تمرکز او از سفر برداشته شود و ذهن او به‌جای آموزش، درگیر ناراحتی‌ها و حاشیه‌ها شود.


آن روز بود که معنای واقعی این دستور جلسه را درک کردم وقتی در کنگره گفته می‌شود رابطه کاری، مالی و فامیلی ممنوع است، هدف محروم کردن اعضا از ارتباط با یکدیگر نیست؛ بلکه هدف محافظت از سفر انسان‌ها، آرامش، دوستی‌ها و محبت‌هایی است که در بستر آموزش شکل می‌گیرند. گاهی ما تصور می‌کنیم یک معامله کوچک هیچ اهمیتی ندارد، اما نمی‌دانیم ممکن است همان معامله کوچک روزی به یک دلخوری بزرگ تبدیل شود. گاهی فکر می‌کنیم یک رابطه مالی ساده هیچ تأثیری بر سفر ما ندارد، امّا بعدها متوجه می‌شویم که ذهن ما را از مسیر اصلی منحرف کرده است.


کنگره برای من یک پناهگاه امن است جایی که انسان با هزاران زخم و آسیب وارد آن می‌شود تا به درمان، آسایش و آرامش برسد. در چنین مکانی آرامش، اعتماد و محبت یک سرمایه بزرگ است. امروز وقتی حرمت خوانده می‌شود، دیگر فقط شنونده نیستم و هر بند آن را نتیجه سال‌ها تجربه می‌دانم. این قوانین برای محدود کردن ما نوشته نشده‌اند؛ بلکه برای این‌ است‌ که هیچ رابطه مالی، کاری یا فامیلی نتواند میان آموزش و درمان ما قرار بگیرد. وقتی وارد جلسه می‌شویم، فقط یک رهجو باشیم، نه طلبکار یا بدهکار، نه خریدار یا فروشنده، فقط انسانی باشیم که برای یاد گرفتن و بهتر شدن قدم به این مسیر گذاشته است.


بزرگ‌ترین درسی که از این تجربه گرفتم این بود که بعضی از مرزها برای دور کردن آدم‌ها از یکدیگر نیستند؛ بلكه برای نزدیک نگاه داشتن دل‌های آن‌ها بهم است. از صمیم قلب از بنیان کنگره و تمام کسانی که این قوانین را بر پایه تجربه بنا کردند سپاسگزارم؛ زیرا فهمیدم هر بند از حرمت، می‌تواند از یک دلخوری، یک آسیب و حتی از به خطر افتادن سفر یک انسان جلوگیری کند.


نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون دهم)
عکاس‌خبری: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .