همسفر بال پرواز مسافر است. به هنگام تاریکی، نوری میشود که بر سر راهش میتابد و مسیر صحیح را برای او نمایان میکند و با روشنایی وجودش او را به تزکیه و پالایش دعوت میکند و مسیر ناهموار را با تمام وجودش برای مسافر هموار میکند و او را از درون تاریکیها میرهاند و به طرف روشناییها سوق میدهد. از جاده پر پیچوخم ضدارزشها به سمت ارزشها هدایت میکند. وجود همسفر یعنی درس صبر، آرامش را فرا بگیرد و برای مسافر خسته راه به کار ببرد. همسفر تو بر مرکبی نشستهای که گرچه دیر به مقصد میرسی، اما سالم و کامیاب خواهید رسید.
اسیسانت همسفر منصوره و مسافرشان محمد با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۴ماه و ۴ روز با روش DST و داروی اپیوم با راهنمایی مسافر احسان و همسفر آنی کماندار سفر کردند. در حال حاضر ۱۰ سال و ۲ ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر در کنگره۶۰ والیبال میباشد. در جایگاههای مرزبان، راهنمایی و ایجنت و... خدمت کردند.
خدمت اسیستانتی چه تغییراتی در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی شما ایجاد کرده است؟ و از حس و حالتون در این جایگاه برای ما تعریف کنید؟
خدمت اسیستانتی برای من صرفاً یک جایگاه و دریافت یک عنوان نبود؛ بلکه مسئولیتپذیری، نظم، برنامهریزی و در پس آن یک مسیر رشد در زندگی را در برداشت؛ اینکه باید بیشتر از قبل منظمتر و مسؤلانهتر رفتار کنید؛ چون به عنوان یک الگو شناخته میشوید، در قبال آن در زندگی خانوادگی هم صبر، درک و آرامش بیشتری ایجاد میشود؛ چون آموزشهایی که در کنگره میگیریم در خانه هم کاربرد دارد. در بُعد اجتماعی هم ارتباطات سالمتری پیدا خواهید کرد، حس و حال خدمت حس قدردانی است؛ اینکه فرصت خدمت را روزیِ بنده کرده تا بتوانم در مسیر آموزش قرار بگیرم.
به نظر شما تفاوت میان «حضور در کنگره» و «خدمت در کنگره» چیست؟ (گاهی همسفر با گذشت مدت زیادی از حضور در کنگره به درک درستی از مسئولیتپذیری نرسیده و فقط آموزش میگیرد و عملی نمیکند.) نظر شما در این مورد چیست؟
به نظر من حضور در کنگره با خدمت در کنگره تفاوت زیادی دارد. حضور یعنی: یک شخصی در کنگره میآید میرود، آموزش میگیرد و درمان می شود؛ اما خدمت در کنگره یعنی شخص آموزشها را عملیاتی میکند و بخشی از مسئولیتها را میپذیرد که انجام دهد و برای انجام آن حاضر است از جان، مال و وقت خودش هم بگذرد، این دقیقاً مصداق بازیگر بودن و تماشاچی بودن است. قطعاً رشد انسانها در گرو آموزش و خدمت کردن است.
نظر شما درباره عملکرد، جایگاه و روند رشد قسمت همسفران شعبه رزن چیست؟ به نظر شما مهمترین نقاط قوت این بخش کداماند و برای ارتقای آن چه پیشنهاد یا چشماندازی دارید؟ و نسبت به آخرین باری که در شعبه حضور داشتید آیا تغییرات مثبتی را حس میکنید؟
از آخرین باری که به شعبه رزن آمدم همسفران فقط در جلسات عمومی شرکت میکردند؛ امّا اینبار تغییر قابل توجهی که داشته؛ این بود که همسفران در بخش خصوصی هم اجازه فعالیت را دریافت کردند و این نشان میدهد از نظر کمیت رشد داشتهاند و امید دارم که از نظر کیفی هم رشد قابل توجهی داشته باشند، هر چند که کم و بیش میشود این رشد را دید و نشاندهنده این است که آموزشها در حال اثرگذاری هستند. نقطه قوت همسفران عشق و محبت بین اعضاء است که یک فضای بسیار صمیمی و همدلی ایجاد کرده و این باعث پیشرفت بیشتر هم میشود.
وادی چهارم میگوید: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.» شما این وادی را چگونه در زندگی خود به کار گرفتهاید و چه تأثیری بر نگرش و عملکردتان داشته است؟
با درک وادی چهارم توانستم مسئولیتها و نقش خودم را در اتفاقات زندگی جدی بگیرم و به جای اینکه هر چیزی را به تقدیر، دیگران و خداوند نسبت دهم اول سهم خودم را بشناسم و برای حل آنها تلاش کنم.
حضور همسفر چه تأثیری در سفر مسافر دارد؟
حضور همسفر در سفر مسافر بسیار تاثیرگذار است همسفر با آموزشهایی که در کنگره۶۰ میگیرد میتواند در خودش تغییراتی ایجاد کند و تبدیل به شخصی شود که به جای اینکه دائماً در حال شکوه، ناله و غر زدن باشد، به شخصی آرام، صبور و شکرگزار تبدیل شود که با این دید، فضای آرامتری را در خانه به وجود بیاورد و مسیر ناهموار را برای مسافر هموار کند.
مصاحبهکننده: همسفر صدیقه (لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما لیلا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
2198