به نام خالق زیبایی
و آفریده شدم در این جهان به عنوان اشرف مخلوقات و از من پرسیده شد: آیا من پروردگار تو هستم؟ و گفتم آری! کاش خداوند هزاران بار این پرسش را برایم تکرار مینمود تا در جان من حک شود که اوست پروردگار من، نه فرزند، نه ملک، نه عشق، نه دنیا و مرا اشرف مخلوقات نامید و کاش آنچنان باشم که شایسته اشرف مخلوقات است، نه آزرده کنم نه ناسپاسی، برای آنچه که روزیام شده شکر گویم و باور کنم که بیاذن او قطرهای از آسمان نمیچکد.
من انسانم، پیچیده و ناشناخته، حتی برای خویشتن خویش، چنان دور که گویی فرسنگها با خود فاصله دارم و چنان نزدیک که در جان خویش آرمیدهام، نه توان دوری از خویش را دارم نه قدرت کشف تمامیت خود را، سرگردان در میان امواج، گاه در عمق دریا در صدفی محبوس تا به مرواریدی مبدل شوم و گاه چون خسی خفته بر روی آب تا او مرا به کجا برد.
عشق را با کدامین واژه تفسیر کنم که در حقش کوتاهی نکرده باشم، پس عقل و ایمان چه میشود، جدا که از هم نیستند و کنار هم جان میدهند به من، اشرف مخلوقات، نازپرورده پروردگار، دردانه هستی، اما در مسیری سخت، برای رسیدن به خویشتن خویش، چه مسیر ناهمواری را باید طی کنم. گمان مکن که رایگان تو را انسان نمودند، این متاع قیمتی دارد بس گزاف و بهای آن من هستم، من در برابر خودم، باید که خود را بشناسم؛ باید که از خود عبور کنم تا به خود برسم؛ باید که من را بشکنم تا به ما برسم، جایی برای چانه زدن نیست و برای کم آوردن.
آنجا که بر من سجده نمودند یعنی بر حقانیت پروردگار و گفتارش مُهر تایید زدند که فرمود: "فتبارک الله احسن الخالقین" آیا من شایسته این ستایشم؟ آمدهام که شایسته شوم، آنقدر آزموده شوم تا برسم به احسن الخالقین، به کمال انسانی، کافیست دریابم که خوبی خوب است و بدی بد، خوب گویم، خوب بشنوم، خوب عمل کنم، بد نگویم، بد نبینم و بدی نکنم؛ مگر راه رسیدن به رستاخیز انسان جز این است و حرمت انسان را نگهدارم. حرمت آفریدگارم را و حرمت آفریدههای آفریدگارم را و آنگاه من شایسته میشوم برای آنکه اشرف مخلوقات شوم، شایسته انسان بودن.
نویسنده: راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
194