خداوند لیاقت خدمت به بندگانش را به هر کسی نمیدهد.
به مناسبت شروع خدمت راهنمایی و تشکیل لژیون، در خدمت راهنمایان محترم خانم نگین و خانم زهره هستیم و شما را به خواندن این مصاحبه دعوت میکنیم:
به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
خانم نگین:
سلام دوستان نگین هستم همسفر، آخرین آنتیایکس مسافرم گل و قرص ترامادول، به روش DST و داروی OT سفر کردیم، به راهنمایی راهنمای مسافرم آقا سعید، راهنمای خودم خانم افسانه، ورزش مسافرم شطرنج، ورزش خودم شطرنج، الان هم به لطف خدا و دستان پر مهر جناب مهندس، دو سال و هشت ماه است که آزاد و رها هستیم.
خانم زهره:
سلام دوستان زهره هستم همسفر، با بيست سال تخریب وارد کنگره شدیم، به مدت دوازده ماه سفر کردیم، آنتیایکس مصرفی تریاک، الان هم به لطف خداوند، ۵ سال و ۶ ماه هست که آزاد و رها هستیم.
لطفاً حس و حال خودتان را از شروع خدمت در این جایگاه بیان کنید.
خانم نگین:
شروع خدمت من کمی با چالش شروع شد؛ اما به دست آوردن این نعمت بزرگ، تمامی چالشها را برای من لذتبخش کرده بود؛ مدت زیادی از شروع لژیون من نگذشته است و بسیار احساس خوبی دارم؛ اما نمیتوانم حس و حال و بوی این گل را برای شما بیان کنم، امیدوارم هر کس خواستار بوییدن این گل زیبا است بتواند آن را بهدست آورد.
خانم زهره:
بعضی اوقات بیان حسها خیلی سخت میشود. شما در جایگاهی قرار میگیری که یک مسئولیت خطیر بر عهده شما قرار میگیرد. در این مسیر باید بدون نقص عمل کنی، باید یک الگوی آموزشدیده برای رهجوی خودت باشی. قبل از زدن لژیون خیلی استرس داشتم؛ اما وقتی لژیون به من داده شد و با توکل به قدرت مطلق و تکیه بر آموزشهای نابی که از کنگره دیده بودم، شروع به انجام وظیفهای که بر عهده من نهاده شده بود کردم، حس بسیار لذتبخشی در وجود من جریان پیدا کرد. در این مدت کم خیلی آموزشها گرفتم، خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که مرا لایق این جایگاه دانستند.
بهترین و زیباترین تعریف شما از واژهی راهنما چیست؟
خانم نگین:
راهنما یعنی؛ فرد آموزشدیدهای که خودش مسیر سفر را رفته، به تعادل رسیده و حالا با همان آموزشها، راه رسیدن را به دیگران نشان میدهد.
خانم زهره:
به نظرم زیباترین تعریف برای واژه راهنما همان عشق، محبت و ایمان است. راهنمایی یعنی؛ بتوانی با صبر، استقامت و آرامش آنچه را که در کنگره در مورد درمان و رسیدن به مسیر رهایی از اعتیاد آموزش دیدهای به رهجو منتقل کنی. راهنما باید عشق، معرفت، اخلاق، دانش، اطلاعات و تجربیاتی که از اعتیاد در کنگره۶۰ به دست آورده بهدرستی و در قالب آموزش صحیح به رهجو آموزش دهد و رهجو را برای خدمت کردن آماده نماید.
آیا برای خدمت در جایگاه راهنمایی تلاش و تصویرسازی میکردید و این از چه زمانی و چرا در شما ایجاد شد؟
خانم نگین:
در همان ابتدای سفر اول وقتی وارد کنگره شدم عاشق راهنما و جایگاه راهنمایی شدم و این به لطف راهنمایم در سفر اول درون من ایجاد شد. بعد از رهایی مطالعه را شروع کردم و برای آزمون برنامهریزی کرده بودم و این برنامه زمانی تکمیل شد که کمک و آموزش راهنمای عزیزم خانم نجمه هم به تلاش من برای راهنمایی اضافه شد و قطعاً تصویرسازی انجام میدادم؛ حتی بر روی دیوار اتاقم کاغذی چسبانده بودم با این مضمون که «خدایا شکرت بابت راهنما شدنم» و هر بار که متن را میدیدم با خود تکرار میکردم. راهنما شدن را اول از درون باور کردم و خواستم و برای بهدست آوردن آن تلاش کردم و به لطف خدا این جایگاه را به دست آوردم.
خانم زهره:
روز اول که وارد کنگره شدم، اولین چیزی که نظر من را جلب کرد رنگ شالها بود. به مرور با جایگاهها آشنا شدم و برای آنها احترام زیادی قائل بودم. قطعاً هر کس که وارد کنگره میشود بعد از مدتی که از دنیای تاریکی فاصله میگیرد و آموزشها را میبیند، از اعماق وجودش میخواهد که خدمت کند و یکی از این خدمتها جایگاه راهنمایی است. من هم خیلی خدمت در این جایگاه را دوست داشتم؛ ولی همیشه با خودم میگفتم شاید توانایی این کار را نداشته باشم و همیشه ترس و حسهای منفی مانع از این میشد که تلاش کنم؛ اما با تشویقهای مسافرم و راهنمایی راهنمای عزیزم خانم فریبا این ترسها را کنار گذاشتم و شروع به مطالعه کردم و آموزشها را جدیتر گرفتم. خدا را شکر توانستم موفق شوم و این جایگاه پر از عشق را کسب کنم.
آیا برای رسیدن به جایگاه راهنمایی تنها داشتن خواسته کافی است؟
خانم نگین:
خواسته بسیار مهم و ارزشمند است؛ اما باید حرکت نمود.
خانم زهره:
قطعا برای رسیدن به هر موفقیت و جایگاهی تنها داشتن خواسته کافی نیست؛ جایگاهها بدون تلاش، آموزش، صبر، نظم و برنامهریزی دقیق به دست نمیآیند و باید حرکت کرد تا به خواستههای خودمان برسیم.
دیدگاه شما نسبت به خدمت کردن در کنگره و رابطهی آن با رسیدن به حال خوش چگونه است؟
خانم نگین:
بهنظر من در نگاه کنگره۶۰ خدمت فقط انجام یک وظیفه یا پر کردن یک جایگاه نیست. خدمت یک مسیر تربیتی و آموزشی برای خود انسان است؛ یعنی ما در خدمت فقط به دیگران کمک نمیکنیم، در اصل داریم خودمان را میسازیم، حسمان را پالایش میکنیم و از ضدارزشها فاصله میگیریم. خدمت در کنگره یک نعمت و فرصت برای رشد است؛ انسان در سایه خدمت هم آموزش میگیرد، هم خودش را اصلاح میکند و هم به حال خوشی میرسد که از جنس آرامش و رضایت درونی است.
خانم زهره:
ما با خدمت کردن در کنگره در واقع به خودمان خدمت میکنیم، فرقی نمیکند در چه جایگاهی خدمتگزار باشیم؛ مهماندار، دبیر، مسئول چای و حتی چیدن صندلی. تفاوت در میزان عشقی است که نثار کنگره و اعضای کنگره خواهیم کرد. خدمت در کنگره لذت وصفناپذیری دارد که آرامش را برای ما به ارمغان میآورد.
چرا باید رهجو با حس خودش راهنمای خود را انتخاب کند؟
خانم نگین:
رهجو باید با حس خودش راهنمایش را انتخاب کند؛ چون در کنگره۶۰ سفر، یک کار ظاهری و اداری نیست؛ یک حرکت درونی است و موتور این حرکت حس است. اگر حس رهجو با راهنما ارتباط نگیرد؛ حتی بهترین آموزشها یا در درون رهجو نمینشیند یا تبدیل به شنیدن بدون عمل میشود. وقتی حس قبول کند، فرمانبرداری و اجرا آسانتر میشود. اگر انتخاب صرفاً بر اساس تعریف دیگران یا ظاهر باشد، ممکن است در ادامهی مسیر با کوچکترین اختلافنظر پیوند آموزشی ضعیف شود؛ اما وقتی انتخاب از روی حس باشد، رهجو سختیهای مسیر را نیز بهتر میپذیرد.
خانم زهره:
حلقهی اتصال بین راهنما و رهجو، عشق و محبت است. رهجویی که با حس خودش راهنما را انتخاب میکند در مسیر آموزشهای کنگره بهتر حرکت میکند، به آموزشهای راهنما بیشتر توجه میکند، حرف راهنما را با جان و دل میپذیرد و به حاشیه کشیده نمیشود.
راه رسیدن به آرامش از نظر شما چیست؟
خانم نگین:
آرامش زمانی بهوجود میآید که انسان بتواند بین خواستههای نفس و فرماندهی عقل خود تعادل برقرار کند. هرچه فرمان عقل قویتر شود و انسان آموزش ببیند، تفکر کند و از تجربههایش درست استفاده نماید به آرامش نزدیکتر میشود. آرامش در کنگره گفته میشود که در سایه دانایی حاصل میشود و دانایی در اثر آموزش، تفکر و تجربه به دست میآید. همچنین آرامش نتیجه حل تدریجی اضداد است. وقتی ترس، خشم، حسادت، ناامیدی و آشفتگی جای خود را به محبت، ایمان، صبر و آگاهی بدهند، انسان به آرامش میرسد.
خانم زهره:
راه رسیدن به آرامش فقط یک راه است و آن هم صراط مستقیم میباشد. وقتی در هر مسیری درست حرکت کنیم، از ضدارزشها دوری کنیم، مسئولیتی که بر عهده ماست را درست انجام دهیم و خداوند را در تمام لحظات زندگیمان ناظر بر انجام کارهایمان بدانیم، قطعاً به آرامش میرسیم.
بزرگترین چیزی که از کنگره یاد گرفتید را برایمان بیان کنید.
خانم نگین:
بزرگترین آموزشی که از کنگره گرفتم این بود که برای رسیدن به حال خوش باید خودم تغییر کنم. آموزش، تفکر، صبر و حرکت درست کلید حل بیشتر مسئلهها است و هیچ تغییر پایداری یکشبه اتفاق نمیافتد.
خانم زهره:
من از موقعی که وارد کنگره شدم خیلی چیزها آموزش دیدم که هر کدام از این آموزشها را اگر عملی کنم یک پله به تکامل نزدیکتر میشوم؛ اما وادی چهاردهم، وادی عشق و محبت به من آموزش داد که دروازهی ورود به رحمت خداوند قلب انسانها و موجودات و کل هستی میباشد و اگر این مفهوم را درست درک کنم و عمل کنم در مسیر درست زندگی قرار میگیرم.
برای سخن پایانی هر آنچه لازم است بفرمائید.
خانم نگین:
اگر کسی خواستهی رسیدن به جایگاه راهنمایی در کنگره را دارد بداند که راهنما شدن فقط با قبولی در آزمون نیست؛ راهنما شدن از امروز شروع میشود، از نظم، حضور بهموقع، گوشبهفرمان بودن، خدمت بیمنت، مطالعه و عمل به آموزشها. کسی که میخواهد راهنمای دیگران باشد ابتدا باید راهنمای خودش باشد. اگر نیت ما خدمت خالصانه باشد، آموزش را ادامه دهیم و با صبر و استمرار حرکت کنیم و در زمان مناسب این جایگاه نیز نصیب ما خواهد شد. امیدوارم همهی ما بتوانیم امانتدار خوبی برای آموزشهای کنگره باشیم و هر روز قدمی به سمت انسان بهتری شدن برداریم. از توجه و محبت همهی شما سپاسگزارم. خدا قوت.
خانم زهره:
در آخر از جناب مهندس و خانواده محترمشان ممنون و سپاسگزارم؛ اگر فداکاری، محبت و تلاش ایشان برای درمان اعتیاد نبود، امروز خیلی از خانوادهها دیگر در کنار هم نبودند و هرگز لذت زیبای رهایی از دام اعتیاد را احساس نمیکردند. از راهنماهای عزیزم خانم ظریفه، خانم فریبا و همینطور مسافرم تشکر میکنم که برای رسیدن به جایگاه راهنمایی مشوق بنده بودند.
تشکر میکنم از راهنما خانم نگین و خانم زهره بابت زمانی که در اختیار ما گذاشتند.
مصاحبهگر: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون یازدهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: همسفر مهدیه نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
220