جلسه دهم از دور چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه(حرمت کنگره ۶۰؛ چرا رابطه کاری و مالی در کنگره۶۰ ممنوع است؟) با استادی راهنما مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر وحید و دبیری مسافر عبدالله روز سهشنبه مورخ ۹ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که در این جلسه حضور دارم؛ از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم، از آقا روح الله که دعوت کردند و باعث خوشحالی من است که بتوانم اولین مشارکت را داشته باشم.
من سالهاست که تلاش میکنم به یک نتيجهایی برسم و آن این است که دستور جلسه را آقای مهندس چرا حرمت را قبل از وادی چهارم نیاورده است؟همیشه این دستور جلسههفتگی من را به فکر میاندازد که یکی هوش سرشار آقای مهندس است، دومی القائات که از طرف استادان آقای مهندس به ایشان رسیده است تا بتواند این دستور جلسات را طوری ترتيب دهد که به درد مسافران بخورد.
دستور جلسه قبل وادی چهارم، دستور جلسهای بود که تمام گریز گاهها را بسته است؛ همه مسئولیتهای من به عهده خودم است حتی به خداوند هم نمیتوانم مسئولیتهای خودم را بسپارم. بعد از این دستور جلسه، دستور جلسه حرمت را میگذارد، بعد میگوید: چرا رابطه مالی و کاری در کنگره ممنوع است؟ یعنی اول یک کلمه را میگوید بعد یک سوالی را ایجاد میکند که من بروم دنبال این جواب که چرا واقعاً این شکلی است؟
برداشت من از دستور جلسه این است که آقای مهندس میفرمایند: ما در کنگره۶۰ دنبال آموزش درست زندگی کردن هستیم، درماناعتیاد که سی سال پیش اتفاق افتاد، چیزی که در کنگره۶۰ است و ما وقت میگذاریم، هفته سه بار جلسه، یا پارک میرویم، تلاش میکنیم راهنما شویم، مرزبان شویم و جایگاه خدمتی داشته باشیم، همه اینها به واسطه این است که من یک چیزی را یاد بگیرم در کنگره که بتوانم در زندگی شخصی خودم بکار بگیرم.
برای اینکه اعتیاد تاریکی است و انسانها را از مسیر خارج میکند نا خودآگاه وارد یک سری اشتباهات میشود؛ چون مسیر اشتباه است.
اعتیاد مثل واگن اول قطار است؛ پشت سرش چهل تا واگن را حمل میکند که هر کدام از آنها شامل یک ضد ارزش است، دروغ، رشوه گیری است؛ مانند نوشتههایی که در حرمت خوانده میشود، الفاظ ناشايست بیان کردن، رابطههای مالی که زمان زیادی طول میکشد که از آنها خارج شوند؛ نمونه بارز آن خود آقای مهندس هستند که با کلی کارخانه و ثروت در آخر داستان فراری شدند و هفت سال بعد از درمان خودشان، در جلسه آخرین برگ چک را پاره میکنند و آن آخرین بدهیشان بود را پرداخت کردند.
شاید انسان به خودی خود اشتباه نکند یا ذات انسان، سرشت انسان، نور خداوند هست و ذرهای از وجود خداوند در انسان است.
اما چرا این اشتباه را میکند؟ چون مسیر را اشتباه انتخاب کرده است.
چرا میگوییم حرمت کنگره چرا اصلا چنین دستور جلسهایی را داریم و مهندس تکرار میکند؟ به خاطر این است که اگر من در گذشته به واسطه اعتیاد، مسیر غلطی که انتخاب کرده بودم و باعث شده بود اشتباهاتی بکنم، امروز میآییم اینجا تمرین میکنم که این اشتباهات دیگر تکرار نشود. آخرین قدم همین است، خود داری کردن، دوری از ضد ارزشها، خود داری میکنم و این تمرین در بهترین نقطه زندگی من در کنگره اتفاق میافتد.
اگر من بتوانم قبول بکنم که این حرمت را حفظ بکنم اگر مرزبان، نگهبان، ایجنت یک حرفی زد به هم نریختم در مسیر آموزش قرار گرفتهام؛ این چیزی است که شروع درست مسیر زندگی من باشد.
ممنون که به مشارکت من گوش کردید.
.jpg)


تایپیست و عکاس: مسافر احمد لژیون ۵
ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
104