جلسه هشتم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی معدن فیروزه نیشابور به استادی همسفر سمیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره60 ممنوع است؟» روز سهشنبه 9 تیرماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدای خودم را شاکرم که در جمع شما دوستان هستم، از نگهبان جلسه ممنون و سپاسگزارم که برای استادی من را انتخاب کردند و خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر این جایگاه را تجربه میکنم. دستور جلسه حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره60 ممنوع است؟ حرمت از حریم میآید. هر چیزی حریمی دارد و باید این حرمتها را رعایت کنیم و این حرمتها هستند که کنگره را محکم و استوار نگه داشتهاند. اگر من سمیه به عنوان رهجو، راهنما انتخاب میکنم؛ باید آن راهنما را قبول داشته باشم و به آن ایمان داشته باشم و احترام بگذارم. من وظیفهام این است که احترام تکتک اعضاء کنگره را داشته باشم که در مقابل آنها هم با احترام با من صحبت کنند.
در حرمتهای کنگره آمده که نباید یکدیگر را سرزنش کنیم، نباید دروغ بگوییم، نباید با لباس نامناسب وارد کنگره شویم، این موارد برای این است که خود من به آرامش برسم؛ باید در کنگره نظم برقرار باشد تا رهجوها آرامش داشته باشند، عمل کردن به این حرمتها باعث میشود کامل شویم و از تاریکیها خارج شویم و آن هم برای رسیدن به تعادل مسافر و همسفر است.
وقتی در کنگره آمده که من نباید رابطه کاری و مالی داشته باشم؛ پس از اهمیت خیلی بالایی برخوردار است، اگر من این رابطهها را داشته باشم باعث میشود که من قوانین و حرمتها را نقض کنم. اگر من امروز در کنگره از کسی پول قرض گرفتم یا با کسی شراکتی داشتم، اگر یک روز دستم خالی بود یا نتوانستم پول او را آماده کنم جلسه بعد نمیتوانم در کنگره حضور داشته باشم، خود من تکتک این حرمتها را تجربه کردهام و برای همه ما پیش آمده است.
وقتی من وارد کنگره شدم کیف خودم را وسط سالن گذاشته بودم و مدام وسط حرف دیگران میپریدم چه داخل و چه بیرون از کنگره این کار را میکردم، حریم و حرمتها را نگه نمیداشتم. از موقعی که وارد کنگره شدم سعی میکنم این حرمتها را حفظ و رعایت کنم و خودم را اصلاح کنم، دلیل تکرار این دستور جلسات سالانه چیست؟ دلیلش این است که ببینم من سمیه چه قدر تغییر کردهام، آیا در رفتار من تغیراتی ایجاد شده؟ برای این است که ببینم من تغییر کردهام؟ و خودم را با کسی مقایسه نکنم.
هر کدام از ما یک خصلت، یک ویژگی و یک رفتار و منش داریم. مقایسه کردن اصلا درست نیست، درست این است که من خودم را با 5 سال پیشم خودم مقایسه کنم، ببینم من سمیه آیا در این 5 سال تغییری کردهام؟ هنوز همان سمیه سفر اولیام؟ همان سمیهای هستم که حرف دیگران را قطع میکند؟ هنوز آن حرمتها را نگه نمیدارد؟ هنوز هم سمت ضد ارزشها میروم؟ اینها باعث میشود که حرمتها در کنگره با نظم برقرار نشود.
به نظر من بارها و بارها هم گفتهام کنگره مکانی هست که آموزش میگیریم و تمرین میکنیم که بیرون از کنگره آدم خوب و درستی باشیم، من باید هر روز حسابم را رسیدگی کنم، اگر امروز حال من خوب بود بدانم سمت ارزشها بودهام، سمت صراط مستقیم بودهام، اگر دیدم دلهره دارم، آشفتهام، خودمان با وجدانمان صادق هستیم، اگر کار بد یا ضد ارزش انجام دهیم میگوییم نباید این حرف را میزدم، نباید دل آن کس را میشکستم، آن موقع است که نباید سمت ضد ارزشها بروم و باید خودم را اصلاح کنم.
در مورد مشارکتها باید عرض کنم من رهجو چه طوری میتوانم احترام رهجوهای دیگر را داشته باشم. وقتی صحبت میکند و خودش را معرفی میکند تا حرفش تمام نشده نباید حرف بزنیم، حتی اگر حرفی را 10 بار اشتباه گفت نباید ما آن را اصلاح کنیم؛ باید بگذاریم خودش حرف بزند و یاد بگیرد، حتی اگر گریه میکند یا میخندد، مشارکتش را فراموش کرده من اجازه ندارم همهمه کنم، اجازه ندارم وسط حرفش بپرم، اجازه ندارم حرفش را قطع کنم، ما همه اول که وارد کنگره شدیم همین جور بودیم.
خاصیت ذرهای من در اینجا شکل گرفته، من در بیرون از اینجا اصلا نمیتوانستم حرف بزنم، اینجا آمدم و یاد گرفتم و تغییر کردم. در آخر امیدوارم روزی برسد که اول از خودم راضی باشم بعد اطرافیانم از دیدن من حالشان خوب باشد و بهتر از این نمیشود که خدای من از من راضی باشد و سعی و تلاش را بکنم که در این بعد از حیات انسان خوبی باشم.
عکاس و تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی معدن فیروزه نیشابور
- تعداد بازدید از این مطلب :
190